در این شیوه، کلمات کنار میروند و بدن روایت را بر دوش میکشد. هر زخم، هر لرزش، هر انقباض و هر حرکت، بخشی از حافظهای است که دیده نمیشود اما در گوشت و استخوان ثبت شده است. من از بدن بهعنوان آرشیوی زنده استفاده میکنم؛ جایی که درد، مقاومت، خشونت، ترس و رهایی همزمان حضور دارند. در پرفورمنس، بدن دیگر یک ابزار نمایشی نیست، بلکه خودِ اثر هنری است؛ موجودی که در لحظه خلق میشود، رنج میکشد و معنا میسازد. صحنه برای من محل بازنمایی نیست، میدان مواجهه است؛ مواجههی تماشاگر با حقیقتی که نمیتوان آن را فقط با کلمات بیان کرد.