در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مانی یونسی درباره نمایش کوک‌ناکوک‌دل: «اگر تمام این سال‌ها، تنها اشتباهم این بوده که فکر می‌کردم حقیقت جایی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:15:55
«اگر تمام این سال‌ها، تنها اشتباهم این بوده که فکر می‌کردم حقیقت جایی بیرون از من ایستاده و منتظر است تا به آن برسم، چه؟

گاهی به گذشته نگاه می‌کنم و احساس می‌کنم زندگی‌ام را نه انتخاب‌هایم، بلکه ترس‌هایم نوشته‌اند. هر تصمیمی که گرفتم، شاید فقط شکلی مؤدبانه از فرار بود. فرار از شکست، از تنهایی، از آزادی. آزادی… همین کلمه‌ی ساده که بیش از هر زندانی، انسان را به زنجیر می‌کشد.

ذهنم بی‌وقفه نشخوار می‌کند؛ اگر این راه اشتباه باشد، آن یکی چه؟ اگر آن را انتخاب می‌کردم، آیا امروز کمتر احساس پوچی می‌کردم؟ اما مگر پوچی به راه وابسته است؟ شاید پوچی، سایه‌ی خودِ بودن باشد؛ چیزی که هر جا بروی، پیش از تو رسیده است.

عجیب است؛ من نه از اشتباه بودن مسیر می‌ترسم، بلکه از این می‌ترسم که هیچ مسیر درستی وجود نداشته باشد. این‌که جهان، آن‌قدر خاموش باشد که ... دیدن ادامه ›› حتی رنج‌های ما هم پاسخی از آن نگیرد. ما سؤال می‌پرسیم و سکوت، تنها حقیقتی است که صادقانه جوابمان را می‌دهد.

شاید انسان محکوم نیست که رنج بکشد؛ محکوم است که معنا بجوید، آن هم در جهانی که هیچ تعهدی به معنا ندارد. و چه مجازاتی از این سنگین‌تر؟

هر شب خودم را محاکمه می‌کنم؛ نه برای آنچه کرده‌ام، بلکه برای آنچه می‌توانستم باشم و نشدم. در این دادگاه، هیچ قاضی‌ای بیرون از من نیست. خودم حکم را می‌نویسم، خودم اجرا می‌کنم و هر صبح، دوباره از خواب برمی‌خیزم تا همان پرونده را از نو باز کنم.

شاید مسئله این نیست که راه اشتباه بوده است. شاید مسئله این است که من از جهانی انتظار داشتم که هرگز قولی نداده بود. انتظار داشتم عدالت داشته باشد، معنا داشته باشد، مقصد داشته باشد. اما جهان فقط هست؛ بی‌اعتنا، خاموش و بی‌رحم.

و با این همه… فردا دوباره از جا بلند خواهم شد. نه چون امیدی یافته‌ام، نه چون جوابی در کار است؛ فقط چون تا وقتی نفس می‌کشم، چاره‌ای جز ادامه دادن ندارم. شاید تمام شجاعت انسان همین باشد؛ ادامه دادن، در حالی که می‌داند ممکن است هیچ‌گاه نفهمد آیا راهش درست بوده یا نه.