به نظر میرسد شما بیشتر دنبال نفی تماشاگر و کم ارزش دانستن نظرات مخاطب با برچسب عام بودن هستی ، یعنی از سوالات و گزینه ها این را احساس میکنم که امیدوارم این گونه نباشد و همچنین امیدوارم نسبتی با شجاع خلیل زاده هم نداشته باشید چون سیاست ایشان هم نفی و انکار مردم است
به نظر میرسد شما بیشتر دنبال نفی تماشاگر و کم ارزش دانستن نظرات مخاطب با برچسب عام بودن هستی ، یعنی از سوالات و گزینه ها این را احساس میکنم که امیدوارم این گونه نباشد و همچنین امیدوارم نسبتی ...
سلام و ارادت
فکر میکنم برداشت شما با متن سوال و حتی با محتوای مقاله فاصله دارد. این نظرسنجی نه درباره ارزشمند یا بیارزش بودن نظر تماشاگر، بلکه درباره میزان اثرگذاری یک تجربه شخصی بر تصمیم خرید تماشاگر بعدی است.
اتفاقا در گزینهها بالاترین سطح اثرگذاری هم برای تجربه واقعی تماشاگر در نظر گرفته شده هست. مسئله مقاله نیز حذف صدای مخاطب نیست؛ برعکس، صریحا تاکید شده که حذف یا محدودکردن صدای مخاطب نه ممکن است و نه مطلوب. بحث بر سر این است که تجربه شخصی، نظر تماشاگر و نقد تخصصی الزاما ... دیدن ادامه ›› یک چیز نیستند و نباید بدون تفکیک، وزن معرفتی یکسانی پیدا کنند.
اگر در صورتبندی سوال یا گزینهها ابهامی وجود دارد که چنین برداشتی ایجاد کرده، آن بخش طبیعتا قابل نقد است و من هم سوال خودم را مصون از نقد نمیدانم. اما برای نقد دقیقتر، بهتر است مشخص شود کدام عبارت یا گزینه چنین معنایی را منتقل کرده است.
درباره نسبتدادن این موضوع به فرد یا سیاستی دیگر هم ترجیح میدهم وارد نسبتسازی نشوم؛ اگر نقدی به دیدگاه من یا مقاله وجود دارد، بهتر هست مستقیما با خود متن و استدلالهای آن سنجیده شود.
آقای خلیل زاده شاید بهتره تو ذهن تون عاملیت رو به خریدار بدین و تو اون حوزه براش حداقلی از قدرت تشخیص رو قائل باشین.
سلام و ارادت
اتفاقا فرض سوال بر وجود عاملیت خریدار هست. پرسش این نیست که تماشاگر باید از نظر دیگران تبعیت کند؛ پرسش این است که یک تجربه ثبتشده از سوی تماشاگر قبلی، تا چه حد میتواند در تصمیم تماشاگر بعدی وزن داشته باشد.
خود گزینهها هم طیفی از خیلی زیاد تا کم را پیشبینی کردهاند و انتخاب میان آنها را به خود مخاطب سپردهاند. ضمن اینکه در مقاله هم بحث بر سر حذف نظر تماشاگر نیست؛ بحث بر سر این است که تجربه شخصی، نقد تخصصی و اطلاعات دیگر چه نسبتی با یکدیگر در تصمیم خرید پیدا میکنند.
اگر ... دیدن ادامه ›› منظورتان این است که در طراحی سوال باید نقش قدرت تشخیص و تفسیر خریدار را صریحتر وارد میکردم، این نقد قابل بررسی هست. اما از آن نمیشود نتیجه گرفت که نظرسنجی قصد سلب عاملیت از مخاطب را داشته است.
سلام و ارادت
اتفاقا فرض سوال بر وجود عاملیت خریدار هست. پرسش این نیست که تماشاگر باید از نظر دیگران تبعیت کند؛ پرسش این است که یک تجربه ثبتشده از سوی تماشاگر قبلی، تا چه حد میتواند در تصمیم ...
سلام آقای خلیل زاده
ببینید همین صورتی از سوال که آخر پاراگراف نخست پاسخ تون به بنده نوشتین با اصل سوالی که تو خود پست درج کردین چه قدر تفاوت داره. دو سوال که ریشه تو دو دیدگاه متفاوت داره:
۱- ((به نظر شما نظر یک تماشاگر در تیوال تا چه حد ٭باید٭ در تصمیم تماشاگر بعدی برای خرید بلیت ٭اثرگذار٭ ... دیدن ادامه ›› باشد؟))
در مقابل:
۲- ((یک تجربه ثبتشده از سوی تماشاگر قبلی، تا چه حد میتواند در تصمیم تماشاگر بعدی وزن داشته باشد؟))
تفاوت بنیادی این دو سوال تو جاییه که پرسشگر ایستاده.
مهمترین مشکل سوال اول اینه که انگار با موضع مفروضی که داره و کراهت احتمالی که از نظر تماشاگر تو ذهنش هست دنبال اینه که مثلا سامانه بلیط فروشی مثل تیوال محدودیت ها یا فیتلرهای بیشتری برای نظر تماشاگر بذاره (چیزی فراتر از ((همه نظرات و نظرات برجسته)) که عمدتا به نفع پدیدآورندگان آثار نازل هست) یعنی انگار چون من نوعی با نظر ساده یا حتی غرض دار تماشاگری مشکل دارم برنمی تابم که اصلا بتونه اونو تو سایت بنویسه یا اگه نوشت بقیه بتونن به سهولت ببینن.
ریشه ای تر این که: نمیشه هر کی که اومده کار منو تماشا کرده بره بنویسه کار بد و ضعیفی بود و تماشاگرای بعدی رو بپرونه. نباید بتونه بنویسه اگه هم نوشت باید یه جوری پیچوندش حتی شده از دسترس بقیه خارج کرد یا اساسا حذفش کرد چون کار منو که براش هزینه کردم از فروشی که انتظارش رو داشتم دور میکنه.
میفهمم که خواست شما این نیست یا نباید باشه ولی دارم اون تصویر و تصوری که مخصوصا این اواخر تو برخی از کسایی که اثری روی صحنه دارن وجود داره و دست و پا میزنن که به بقیه هم سرایت بدن رو از راه مطالبی که نوشتین نشون بدم
میدونید آقای خلیل زاده عزیز دارم سعی میکنم اون روی دارک کلمه "باید" رو براتون بشکافم.
اینم بهتره در نظر داشت که هر تماشاگری که نظری ثبت میکنه لزوما دنبال ×اثرگذاری× نیست هرچند طبعا روی خوانندگان و خریداران بعدی درجاتی (بسته به قوه تشخیص و... از سمت خریدار) از ×تاثیر× رو خواهد داشت. بین اثر گذاشتن و موثر بودن تفاوت معناداری هست.
حتی تو صورت بندی دوم از سوال هم مشکلاتی هست که چون به درازا میکشه با اغماض فرض میکنیم برای نظرسنجی اشتباه نباشه.
سلام و ارادت
فکر میکنم برداشت شما با متن سوال و حتی با محتوای مقاله فاصله دارد. این نظرسنجی نه درباره ارزشمند یا بیارزش بودن نظر تماشاگر، بلکه درباره میزان اثرگذاری یک تجربه شخصی بر تصمیم ...
خیلی از بازی با لغات و لفظ قلم سر در نمیارم
فقط اینرا میدانم از فرهادی و روستایی تا آدینه و افشاریان فیلم و نمایش میسازن که مردم ببیننشان ، میزان نگاه مردم عام هست اونا تعیین میکنن چی خوب و چی بد حالا افخمی و جیرانی و فراستی ۳۰ برنامه برن که این فیلم و تیاتر شاهکار هست یا مقوا .. مردم هستن که اگر استقبال کنن اون کار اعتبار میگیره استقبال هم نکنن میره میچسبه به تاریخ ، کار خوب باشه عام و خاص میپسندن بد هم باشه تعریف و تمجید کارشناس و منتقد نه پشیزی ارزش دارد و نه اون رو به عرش یا فرش میرسانه
سلام آقای خلیل زاده
ببینید همین صورتی از سوال که آخر پاراگراف نخست پاسخ تون به بنده نوشتین با اصل سوالی که تو خود پست درج کردین چه قدر تفاوت داره. دو سوال که ریشه تو دو دیدگاه متفاوت داره:
۱- ...
سلام و ارادت مجدد
اتفاقا این بار به نظرم نکتهای را مطرح کردید که ارزش دارد دقیقتر روی آن مکث کنیم، چون تفاوت میان باید اثرگذار باشد و میتواند در تصمیم اثر داشته باشد از نظر صورتبندی پرسش مهم است.
قبول دارم که واژه باید در سوال، از نظر طراحی پرسش، میتواند بار هنجاری ایجاد کند و این امکان را بدهد که مخاطب احساس کند پرسشگر از پیش پذیرفته که نظر یک تماشاگر باید در تصمیم تماشاگر بعدی نقشی داشته باشد و حالا فقط درباره میزان آن نقش سوال میکند. اگر قرار باشد سوال را ... دیدن ادامه ›› دوباره طراحی کنم، احتمالا همین بخش را خنثیتر مینویسم. این نقد مشخص به صورتبندی سوال برای من وارد است.
اما فکر نمیکنم از این نکته بتوان به آن تصویری رسید که شما از پشت سوال ترسیم کردهاید، یعنی اینکه مسئله مقاله حذف نظر تماشاگر، محدود کردن امکان اظهارنظر یا پیچاندن و پنهان کردن نظرهای منفی برای حفظ فروش آثار است. چنین گزارهای در مقاله وجود ندارد و اتفاقاً با بحث اصلی مقاله تعارض دارد.
من در مقاله نگفتهام تماشاگر نباید بنویسد این نمایش بد بود یا سامانه باید جلوی انتشار چنین نظری را بگیرد. حتی برعکس، مسئله از جایی شروع میشود که این صدا وجود دارد و دقیقا به همین دلیل باید درباره جایگاه و کارکرد آن در تصمیم خرید فکر کنیم.
این تفکیک برای من مهمه:
حق اظهارنظر یک مسئله است،
اعتبار اطلاعاتی آن اظهارنظر مسئلهای دیگر،
و میزان تأثیر آن بر تصمیم خرید نفر بعدی مسئلهای سوم.
این سه را اگر یکی کنیم، بحث خیلی زود به این دوگانه تقلیل پیدا میکند که یا باید صدای تماشاگر را آزاد گذاشت یا باید از هنرمند دفاع کرد، در حالی که بحث من اساسا این دوگانه نیست.
در مورد تفاوت اثرگذاری و مؤثر بودن هم نکته شما قابل تامل است. من هم موافقم که قصد تماشاگر هنگام ثبت نظر الزاما اثرگذاری بر دیگری نیست. ممکن است صرفا بخواهد تجربه خودش را ثبت کند. اما از منظر ارتباطات، اینکه فرستنده قصد اثرگذاری داشته باشد یا نه، با اینکه پیام او در عمل بر گیرنده اثر بگذارد، دو مسئله متفاوت است. کسی که تجربهاش را در تیوال ثبت میکند ممکن است اصلا به خریدار بعدی فکر نکند، اما وقتی آن نظر در معرض دید خریدار بعدی قرار میگیرد، دیگر وارد محیط تصمیمگیری او شده است.
پس من درباره قصد اثرگذاری صحبت نمیکنم، درباره پیامد احتمالی اثرگذاری صحبت میکنم.
اتفاقا همین نقطه با بحث مقاله درباره اقتصاد تئاتر ارتباط پیدا میکند. وقتی یک تجربه شخصی در محیطی ثبت میشود که در کنار قیمت، زمان اجرا، اطلاعات نمایش و امکان خرید بلیت قرار گرفته، آن تجربه دیگر صرفا یک خاطره شخصی نیست، تبدیل به بخشی از محیط اطلاعاتی تصمیم خرید میشود. اینکه خریدار بعدی چقدر به آن وزن بدهد، البته کاملا به تشخیص خودش وابسته است و من هم عاملیت او را نفی نمیکنم.
اما اینجا یک نکته دیگر هم هست که شاید محل اختلاف ما باشد، داشتن قدرت تشخیص مخاطب، به این معنا نیست که کیفیت اطلاعات ارائهشده اهمیتی ندارد. اتفاقا مخاطب صاحب شعور دقیقا به اطلاعات بهتر نیاز دارد تا بتواند بهتر تشخیص بدهد.
اگر کسی بنویسد این نمایش را نبینید، حق دارد چنین تجربهای را ثبت کند. نفر بعدی هم حق دارد به آن اعتماد کند، بیاعتنا باشد، یا حتی برخلاف آن بلیت بخرد. اما اگر همان نظر همراه با توضیح درباره میزانسن، بازی، متن، ریتم، طراحی صحنه یا تجربه مشخص تماشاگر ارائه شود، اطلاعات متفاوتی در اختیار مخاطب قرار میدهد. اینجا بحث ارزشگذاری بر شخص یا عام بودن تماشاگر نیست، بحث بر سر کیفیت اطلاعات است.
و یک نکته را هم درباره تعبیر عام روشن کنم. من در مقاله نگفتهام نظر تماشاگر عام بیارزش است. تجربه زیسته تماشاگر اتفاقا یکی از منابع مهم فهم وضعیت تئاتر است. اما تجربه تماشاگر با نقد تخصصی مترادف نیست. همانطور که نقد تخصصی هم لزوما حقیقت نهایی درباره یک اثر نیست. هر کدام اطلاعات متفاوتی تولید میکنند.
به همین دلیل، اگر بخواهم امروز آن نظرسنجی را دقیقتر بنویسم، احتمالا بهجای باید اثرگذار باشد از صورتبندی استفاده میکنم که شما پیشنهاد ضمنی آن را مطرح کردید؛ مثلا به نظر شما نظر ثبتشده یک تماشاگر در تیوال تا چه اندازه میتواند بر تصمیم تماشاگر بعدی برای خرید بلیت اثر بگذارد؟
این صورتبندی از نظر روششناختی خنثیتر است و قصد هنجاری کمتری به سوال میدهد.
اما اصلاح این صورتبندی به معنای پذیرفتن نتیجهای که از آن گرفتهاید نیست. از اینکه باید در سوال میتواند محل ایراد باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که مقاله خواهان محدود کردن صدای تماشاگر یا حفظ فروش آثار ضعیف است.
و شاید اتفاقا بخش مهمتر بحث همین باشد، من نه از اثر هنری در برابر تماشاگر دفاع میکنم و نه از تماشاگر در برابر اثر. مسئله من رابطه میان سه چیز است:
کیفیت اثر، کیفیت نقد و کیفیت اطلاعاتی که در لحظه تصمیم خرید در اختیار مخاطب قرار میگیرد.
اگر یک اثر ضعیف است، باید بتوان درباره ضعفش حرف زد. اگر یک نقد ضعیف است، آن هم باید بتواند مورد نقد قرار بگیرد. و اگر یک تماشاگر با یک تجربه شخصی میتواند درباره خرید یا نخریدن نفر بعدی اثر بگذارد، این هم واقعیتی است که نمیتوان با انکار عاملیت مخاطب یا با دفاع از هنرمند حلش کرد.
به نظرم اینجا اختلاف ما اگر از بحث نیتخوانی و تصور هنرمند نگران فروش است فاصله بگیرد و دقیقا روی همین سه سطح بایستد، میتواند بحث بسیار جدیتری شود.
خیلی از بازی با لغات و لفظ قلم سر در نمیارم
فقط اینرا میدانم از فرهادی و روستایی تا آدینه و افشاریان فیلم و نمایش میسازن که مردم ببیننشان ، میزان نگاه مردم عام هست اونا تعیین میکنن چی خوب و ...
سلام و ارادت
من هم با بخش مهمی از حرف شما موافقم، در نهایت این تماشاگر است که تصمیم میگیرد بلیت بخرد یا نخرد، نمایش را ببیند یا نبیند و حتی درباره تجربهاش حرف بزند. هیچ منتقد، استاد دانشگاه، روزنامهنگار یا مدیر فرهنگی نمیتواند این عاملیت را از مخاطب بگیرد.
اما به نظرم یک تفکیک اساسی در حرف شما وجود دارد که اگر آن را انجام ندهیم، چند مفهوم متفاوت را یکی گرفتهایم، استقبال مردم، اعتبار اجتماعی اثر، موفقیت اقتصادی اثر و ارزش هنری اثر الزاما یک چیز نیستند.
اینکه مردم از یک اثر استقبال کنند، قطعا یک واقعیت مهم است و حتی برای ... دیدن ادامه ›› اقتصاد تئاتر اهمیت تعیینکننده دارد. اما از اینکه یک اثر پرفروش یا پرمخاطب شده، نمیتوان بهطور منطقی نتیجه گرفت که از نظر هنری بهترین اثر موجود بوده است. همانطور که کمفروش بودن یک اثر هم بهتنهایی اثبات نمیکند که اثر بدی است.
اگر قرار بود میزان فروش معیار نهایی ارزش هنری باشد، تاریخ هنر اساسا باید تاریخ پرفروشترینها میبود، نه تاریخ آثاری که گاهی در زمان خودشان دیده نشدند و بعدها جایگاه مهمی پیدا کردند.
مثلا ممکن است یک اثر مخاطب بسیار گستردهای پیدا کند چون سرگرمکننده، ستارهمحور، تبلیغاتی یا از نظر موضوعی به ذائقه عمومی نزدیک است. این موفقیت اجتماعی و اقتصادی واقعی است و باید آن را جدی گرفت. اما همچنان میتوان جداگانه پرسید متن آن اثر چه کیفیتی دارد، کارگردانی چگونه است، بازیها چه نسبتی با جهان اثر دارند، ساختار دراماتیک چقدر منسجم است و از نظر زیباییشناختی چه چیزی تولید کرده است.
برعکسش هم صادق است، ممکن است اثری مخاطب کمی داشته باشد اما از نظر هنری واجد ارزش باشد. بنابراین نه منتقد میتواند با چند جمله یک اثر را به عرش ببرد، نه فروش پایین بهتنهایی آن را به فرش میزند.
اتفاقا این دقیقا به بحث مقاله من مربوط میشود. من نگفتهام نظر مردم بیارزش است یا باید نظر کارشناس جای نظر مردم را بگیرد. بحث من این است که وقتی یک تماشاگر تجربهاش را در یک سامانه فروش بلیت ثبت میکند، آن تجربه تبدیل به یکی از اطلاعاتی میشود که ممکن است روی تصمیم تماشاگر بعدی اثر بگذارد. بنابراین باید میان حق تماشاگر برای اظهارنظر و وزن اطلاعاتی آن اظهارنظر تفاوت گذاشت.
اگر من بعد از دیدن یک نمایش بنویسم عالی بود، حتماً ببینید، این حق من است. اگر شما بنویسید افتضاح بود، نبینید، حق شماست. اما هیچکدام صرفا به دلیل اینکه تماشاگر هستیم، خودبهخود تبدیل به نقد تخصصی نمیشویم. تجربه ما معتبر است بهعنوان تجربه خودمان، اما تعمیم آن تجربه به کیفیت کلی اثر، نیازمند استدلال و توضیح بیشتری است.
ضمن اینکه اتفاقا من با شما موافقم که مردم باید امکان تشخیص و انتخاب داشته باشند. به همین دلیل هم مخالف این هستم که نظر تماشاگر حذف شود یا بهدلیل غیرتخصصی بودن بیارزش تلقی شود. چیزی که میگویم این است که اگر قرار است مخاطب انتخاب کند، بهتر است با مجموعه متنوعی از اطلاعات مواجه باشد، تجربه تماشاگر، نقد تخصصی، اطلاعات اثر، معرفی عوامل و البته مشاهده خود اثر. بعد تصمیم را خودش بگیرد.
در واقع، من نمیخواهم به جای مخاطب تصمیم بگیرم؛ میخواهم درباره کیفیت محیط اطلاعاتی که مخاطب در آن تصمیم میگیرد سوال کنم.
و درباره جمله کار خوب باشد عام و خاص میپسندند و بد باشد تعریف و تمجید کارشناس ارزشی ندارد هم با بخش اول و دومش نمیتوان به این سادگی موافق بود. گاهی اثر خوب دیر دیده میشود، گاهی اثر ضعیف بسیار دیده میشود، گاهی منتقد اشتباه میکند و گاهی هم ذائقه عمومی چیزی را انتخاب میکند که بعدها ارزش هنری چندانی برایش باقی نمیماند. هیچکدام از اینها عجیب نیست، چون هنر فقط با یک معیار سنجیده نمیشود.
به نظرم اتفاقا باید به مردم و قدرت تشخیصشان احترام گذاشت، اما احترام به مخاطب یعنی او را قادر بدانیم میان انواع اطلاعات تمایز بگذارد، نه اینکه بگوییم چون مخاطب شعور دارد، پس همه اطلاعاتی که دریافت میکند از نظر کیفیت و اعتبار یکساناند.
در نهایت هم من اساسا با این گزاره که هنرمند به جای نگرانی درباره فروش، باید نگران کیفیت کارش باشد مخالفتی ندارم. اتفاقا باید نگران کیفیت باشد. اما این بحث منافاتی با بررسی کیفیت نقد و کیفیت اطلاعاتی که در سامانههای فروش بلیت منتشر میشود ندارد.
اگر اثر ضعیف است، بگذارید تماشاگر با دلیل بگوید چرا ضعیف است. اگر اثر خوب است، بگذارید تماشاگر با دلیل بگوید چرا خوب است. و اگر کسی فقط نوشته عالی یا افتضاح، آن را هم میتوان بهعنوان تجربه شخصی خواند، نه اینکه الزاما یکی را حقیقت نهایی درباره اثر فرض کنیم.
برای من مسئله حذف صدای مردم نیست، اتفاقاً مسئله این است که صدای مردم را آنقدر جدی بگیریم که درباره کیفیت، اعتبار و کارکرد آن هم بتوانیم بحث کنیم.
سلام و ارادت مجدد
اتفاقا این بار به نظرم نکتهای را مطرح کردید که ارزش دارد دقیقتر روی آن مکث کنیم، چون تفاوت میان باید اثرگذار باشد و میتواند در تصمیم اثر داشته باشد از نظر صورتبندی پرسش ...
سلام و ارادت دوباره
زیر یکی دو پست اخیرتون که گفتگومون در جریان بود مطالبی نوشتم. برای اینکه اطاله کلام نشه به همونا بسنده میکنم. آرزوی توفیق دارم براتون.