فیلی که دیگر نیست: نگاهی به نمایش «یک فیل ناپدید شده است»
نمایش «یک فیل ناپدید شده است» به کارگردانی ناصر آویژه و نویسندگیِ شهروز آقاییپور، با اقتباس از داستان کوتاهی از هاروکی موراکامی، این روزها در تالار چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. داستانِ ظاهراً سادهی یک فیل که از تنها باغوحش شهر ناپدید میشود، بستری میشود برای روایتی که فراتر از یک رخداد عجیب و غریب، به قلب یک جامعهی آشنا نقب میزند.
فیل در این نمایش دیگر صرفاً یک حیوان نیست؛ نمادِ چیزی است که از میان مردمی گرفته شده — شاید عدالت، شاید حافظهی جمعی، شاید حقی که سالهاست بیصدا از دست رفته. غیبتِ فیل، مثل غیبتِ بسیاری از چیزهایی که باید باشند و نیستند، در سکوت رسمی و بیتفاوتیِ نهادها میگذرد؛ کسی مسئولیت این ناپدید شدن را برعهده نمیگیرد، و همین بلاتکلیفی خود به بخشی از تراژدی بدل میشود.
آنچه این اثر را از یک اقتباسِ صرف فراتر میبرد، لایهی استعاریای است که کارگردان و نویسنده بر متن اصلی موراکامی نشاندهاند. باغوحشِ شهرِ «ماینا» به بهانهای برای تصویر جامعهای بدل میشود که سالهاست بارِ ظلمی مزمن را بر دوش میکشد؛ ظلمی که نه با خشونتِ آشکار، بلکه با فرسایشِ آرام حقوقِ مردم، با بیعدالتیِ نهادینه و با نظامی که منافع را میان معدودی رانتخوار بازتوزیع میکند، تداوم مییابد.
در چنین خوانشی، ناپدید شدنِ فیل میتواند بازتابِ ناپدید شدنِ منابع، فرصتها و امیدهایی باشد که باید متعلق به همه باشند اما در سایهی رانت
... دیدن ادامه ››
و امتیازِ ویژه، از دسترسِ عموم خارج شدهاند. تماشاگرِ آشنا به فضای اجتماعیِ خودش، بهآسانی میتواند در پسِ استعارهی حیوانیِ گمشده، رد پای سیاستهایی را ببیند که ثروت و منابعِ عمومی را به نفعِ اقلیتی صاحبنفوذ تخلیه میکنند، در حالیکه اکثریت با دست خالی و در سکوت باقی میمانند.
یکی از قدرتمندترین وجوهِ این استعاره، واکنشِ نهادهای شهر به این فقدان است: نه تحقیقی جدی، نه پاسخگویی، نه حتی اعترافِ صریح به اینکه چیزی بهراستی گم شده است. این بیاعتناییِ رسمی، خود بازتابِ وضعیتی است که در آن مردم به مرور یاد میگیرند غیبتِ حق را بهعنوان بخشی از روال عادیِ زندگی بپذیرند — وضعیتی که در آن ظلم دیگر رویدادی استثنایی نیست، بلکه ساختاری تکرارشونده و پذیرفتهشده است.
نمایشی که بیش از یک قصه است
قدرتِ این اثر در همانجایی نهفته است که موراکامی ادعا میکرد: در روایتِ امرِ غریب به شیوهای که واقعیتر از واقعیت به نظر برسد. آویژه و آقاییپور با انتقالِ این حسِ غرابت به فضای صحنهای آشنا برای مخاطبِ ایرانی، نمایشی ساختهاند که ورای یک تجربهی تئاتریِ صرف، دعوتی است به بازاندیشی دربارهی آنچه از دست رفته و آنچه هنوز میتوان برای بازیابیِ آن تلاش کرد.
در نهایت، «یک فیل ناپدید شده است» این پرسش را در ذهنِ تماشاگر باقی میگذارد: وقتی چیزی به این بزرگی از میان جامعهای گم میشود و هیچکس پاسخگو نیست، آیا خودِ ما هم بهتدریج جزئی از آن سکوتِ همدست نشدهایم؟