در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رویا پاک سرشت درباره نمایش رومولوس: «رومولوس»؛ وقتی فرم از درام پیشی می گیرد رویا پاک سرشت «رومولوس»
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 02:53:03
«رومولوس»؛ وقتی فرم از درام پیشی می گیرد

رویا پاک سرشت

«رومولوس» به کارگردانی قیس یساقی، اقتباسی متفاوت از «رومولوس کبیر» دورنمات است. با وجود جذابیت دو اثر قبلی یساقی، «رومولوس» را کاملا مستقل از آنها دیدم و به نظرم باید منطق زیبایی شناسانه خودش را ملاک ارزیابی قرار داد.

اسماعیل گرجی در نقش قیصر، یکی از موفق ترین نمونه های پیوند فرم و شخصیت در این اجراست. او صرفا یک کاراکتر را بازی نمی کند؛ بدن، چهره و کیفیت حرکتی اش، شخصیت را به یک شمایل تبدیل می کند؛ چیزی میان کاریکاتور زنده و فیگوری انیمیشنی. اینجا فرم صرفا تزئین نیست، بلکه بخشی از شخصیت پردازی است ... دیدن ادامه ›› و جهان نمایش تا حد زیادی از حضور او تشخص پیدا می کند.

نقطه قابل بحث نمایش اما جایی است که همین منطق فرمی از درام فاصله می گیرد. حجم اکت ها، حرکات فیزیکی و تاکید بر ریتم و اغراق، در برخی لحظات آن قدر پررنگ می شود که دیگر لزوما به تولید موقعیت، تعمیق شخصیت یا پیشبرد کشمکش کمک نمی کند. در چنین لحظاتی، فرم به جای آنکه حامل درام باشد، خودش موضوع صحنه می شود.

به همین دلیل، مسئله اصلی برای من «زیادی بودن حرکت» نیست؛ مسئله این است که هر حرکت در یک اثر نمایشی باید نسبتی با کنش دراماتیک داشته باشد. وقتی این نسبت سست می شود، انرژی صحنه باقی می ماند اما انرژی دراماتیک افت می کند. در بخش هایی از نمایش، بازیگران یک گام از متن جلوترند.

«رومولوس» برای من نمایش خسته کننده ای نبود و هرگز به نقطه ای نرسید که مدام به ساعت نگاه کنم، اما کشش دراماتیک آن در تمام مسیر یکدست نیست و گاهی نمایش افت محسوسی تجربه می کند. موسیقی ممتد زیر صدای بازیگران نیز، دست کم برای من، آزاردهنده نبود؛ اما کارکرد مشخصی برایم پیدا نکرد. وقتی موسیقی قرار است به طور مداوم در صحنه حضور داشته باشد، انتظار می رود در ساخت ریتم، فضا یا معنای موقعیت نقشی فعال داشته باشد؛ وگرنه حضورش بیشتر به یک لایه همراه تبدیل می شود تا عنصری ضروری از ساختار اجرا.