در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | عقیل بهرامی درباره نمایش تملیخا: تک‌گوییِ نفس‌گیرِ علی شیرپی و معمایِ عجیبِ یک نمایشِ بی‌تصویر ۱. بل
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:54:07
۰۳ آبان ساعت ۲۳:۲۳
تک‌گوییِ نفس‌گیرِ علی شیرپی و معمایِ عجیبِ یک نمایشِ بی‌تصویر

۱. بلوغ زودهنگام در شب‌های نخست
من نمایش «تلمیخا» را در شب دوم اجرا دیدم و بسیار دوستش داشتم. معمولاً در فضای تئاتر رسم بر این است که می‌گویند بگذارید کار یک هفته روی صحنه برود تا اصطلاحاً «جا بیفتد»، پخته شود و هماهنگی‌ها شکل بگیرد؛ اما تل‌میخا حتی در شب دومش یک اجرای کامل، دقیق و بی‌نقص بود و کاملاً اثرگذار کار خودش را پیش می‌برد.

۲. تجربه‌ای سخت، فانتزی و سوررئال در «تئاتر بی‌چیز»
نمایش «تلمیخا» به کارگردانی و بازیگری علی شیرپی، یک مونولوگ بسیار سخت و نفس‌گیر است؛ از لحاظ بدنی، تکنیک بیان و کنترل حس و تمرکز. در نگاه ... دیدن ادامه ›› نخست، چون نقش یک «جن» را بر صحنه می‌بینیم، با اثری فانتزی و سوررئال روبه‌رو هستیم، اما روایتی که خلق می‌کند به‌شدت بکر است و تا کنون شنیده نشده؛ از این بابت صمیمانه به نویسنده اثر تبریک می‌گویم.

ما با مصداق عینی «تئاتر بی‌چیز» مواجهیم؛ صرفاً یک بازیگر، مخاطب، یک محفظه خالی و یک طراحی و اجرای نور بسیار درست و اصولی. ۴۵ دقیقه حرکت مداوم و نان‌استاپ بدن، تسلط بر زبان آرکائیک و ادای دیالوگ‌های دشوار اما گوش‌نواز و دلنشین، عیار بالای این کار را نشان می‌دهد. در زمینهٔ سختیِ اجرا و ارزش نورپردازی، این کار نمره بالایی می‌گیرد و علی شیرپی با قدرت از پس آن برآمده است.

۳. جابجایی زمان و مکان؛ جادوی حرکت فیزیکال و سقوط
روایت کار کاملاً تماشاگر را همراه می‌کند و پر از لحظات غافلگیرکننده است. یکی از صحنه‌هایی که قطعاً در حافظه ثبت خواهد شد، لحظهٔ «سقوط» است؛ سقوطی که به صورت صحنه‌آهسته (اسلوموشن) و با یک حرکت فیزیکال فوق‌العاده زیبا روی صحنه جان می‌گیرد و بُعد و زمان را پیش چشم تماشاگر جابجا می‌کند. خلق چنین لحظاتی بسیار شیرین و ماندگار است.

۴. رنجِ نقش و نگاهی نو به یک «ابر اتفاق» تاریخی
بازی در چنین نقشی به دلیل ماهیت فانتزی‌اش، خلاقیت بسیار بالایی می‌طلبد. شیرپی حتی با کاهش وزن چشمگیر و رنج جسمانی، بدنش را کاملاً برای این نقش آماده و منطبق کرده و با تمام وجود غرق ماجرا شده است؛ چرا که آوردن یک اسطوره و روایتی اساطیری به تنهایی روی صحنه، مستلزم چنین زیست عمیقی است.

فارغ از قصه که نباید اسپویل شود، نمایش در دل خود راوی یک «ابر اتفاق» بزرگ در تاریخ است؛ ماجرایی که بارها و بارها از زوایای مختلف شنیده‌ایم، الا همین زاویهٔ غریب، شگفت‌انگیز و منحصربه‌فردی که در این اثر با آن روبه‌رو می‌شویم.

۵. معمای غیبت تصویر؛ حیف از این همه زحمت که درست دیده نمی‌شود
چند روزی است که قصد داشتم این یادداشت را منتشر کنم و مدام منتظر بودم دست‌کم چند فریم عکس باکیفیت از این کار دستم بیاید، اما در کمال تعجب در حالی که نمایش به شب‌های دهم و یازدهم رسیده، هنوز حتی یک فریم عکس و مستندات تصویری مناسب از آن در دسترس نیست!

واقعاً برایم جای سؤال و تعجب است؛ این همه انرژی، عرق‌ریزان روح و جسم، و زحمتی که بازیگر، نویسنده و دیگر عوامل پشت صحنه برای خلق این اثر کشیده‌اند، در نهایت قرار است به دیده شدن و ارتباط با مخاطب ختم شود. چرا کارهایی با این عیار و اصالت، در معرفی تصویری و بازتاب رسانه‌ای این‌قدر مظلوم و بی‌دفاع می‌مانند؟ حیف است هنرمندی که این‌گونه مایه می‌گذارد، از حداقل‌های دیده شدن محروم بماند؛ امیدوارم هرچه زودتر این خلاء پر شود و این نمایش شایسته، آن‌طور که باید و شاید دیده شود.
عقیل جانم عزیزم ممنونم از نگاه دقیق و منحصر به فردت
ممنونم از وقتی که گذاشتی و راجب کار نوشتی مرسی ازت برادر 🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید