در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | آرمان امامی پور
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:50:51
 

ورود به بازیگری از سال ۱۳۸۵ .
ورود به موسیقی از سال ۱۳۸۷ .

 ۲۳ خرداد ۱۳۷۴
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
و در پایان صحبت هام به نقاط قوت این اجرا (که نوزدهمین اجرای این متن هست که در تیوال ثبت شده) می پردازم.

تیم یک تیم قوی بود. چه روی صحنه، چه پشت صحنه.
تیمی متفاوت و متمایز از تیمهایی که اجراهای آبکی دارند و باعث تعجب و تحیر هست که چطور مجوز اجرا میگیرن!

کارگردانی، خوب،
بازی هر 4 نفر باورپذیر و قدرتمند،
نور، موسیقی، صحنه خوب بود.

دو نکته از این تیم، توجه من رو بیشتر به خود جلب کرد.

یکی توانمندی های بازیگر نقش دختر بود. (بانو دنیا ... دیدن ادامه ›› بختیاری که افتخار همکاری با ایشون رو داشتم قبلاً).

قدرت دیالوگ‌گویی شون کم‌نظیر بود. ایشون بدون ذره ای تپق، با تسلط کامل روی متن، با تمرکز بالا، دیالوگها رو پشت سرهم و با سرعت بالا، و با حسی باورپذیر بیان میکردن.

چون می‌دونستم در ادامه‌ی نمایش قراره چه اتفاقی بیفته، قبلش شروع کردم چندین بار نفس‌عمیق کشیدم، و اتمسفری که حاکم شد، کاملا من رو با خود همراه کرد و تحت‌تأثیر قرار داد.

دومین نکته توانمندی های بازیگر نقش زن بود. (بانو لبخند مشتاق، که قبلاً افتخار آشنایی با ایشون رو نداشتم).

ایشون علاوه بر بازیگری استاندارد، و حضور در تیم کارگردانی به عنوان دستیار، نقاش ماهری هم بودند و تابلوهایی که در صحنه استفاده شده بود، از آثار ایشون بود.

در آخر دوس دارم عرض کنم این خلاصه ای که در صفحه ی اختصاصی نمایش نوشتین، بسیار جذابه و کل نمایش در همین جمله خلاصه میشه واقعاً.

"بخشش خویش، با مجازات دیگران!"

دیگرانی که حتی ذره ای تقصیرکار نبودن، و گرفتار بیماری روان ما شدن!!
محمد قوام این را خواند
دنیا بختیاری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود. آرمان امامی پور هستم کارگردان تئاتر.‌ این نمایشنامه رو قبلاً بارها خونده‌بودم.

متن‌جذابیه و قصد داشتم برای پروژه‌ی بعدی، به عنوان یکی از گزینه‌های اصلیم مدنظر داشته‌باشم.

ژانر این نمایشنامه، ترکیبی از این ژانرهاست: مهیج، روان‌شناختی، معمایی ، دلهره‌آور، درام‌تاریک.

نویسنده عمداً اسم‌ شخصیت‌ها رو در متن نمایشنامه، عمومی نگه‌داشته و از آوردن نام‌واقعی شخصیت‌ها پرهیز کرده. (زن، مرد، دختر، پسر جوان).

نویسنده تأکید داره هیچ انسانی رو از روی ظاهر نمیشه شناخت. هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست. مهربونی و معصومیت، می‌تونه کاملاً ساختگی باشه!

یکی ... دیدن ادامه ›› از خصوصیت‌های بارز این نمایشنامه، این هست که تماشاگر رو از حالت ناظر بودن خارج‌میکنه، و اون رو فراتر می‌بره.

مخاطب دغدغه مند، اتوماتیک سنسور های اخلاق و انسانیتش به کار میفته.

مخاطب، در لحظاتی از نمایش، دوس‌داره از روی‌صندلی بلندشه و کاری‌بکنه!

متن، پرسش‌محور و تاثیرگذار هست. ارزش تأمل داره.

پرسش، اینجا فقط «چه اتفاقی افتاد؟» نیست.

نمایشنامه درباره‌ی این سوال می‌پرسه که چه‌چیزی ما رو قانع می‌کنه تا چیزی رو بپذیریم.

یا چرا ما به پذیرش می‌رسیم که داستانِ دیگران رو، به جای حقیقتِ خودمون بپذیریم، و به اصطلاح روانشناسی، نوعی "بحران‌هویت" رو شاهد باشیم.

متن نشون میده چطور حرف‌ها و رفتارهای ریزِ دیگران، می‌تونه باعث‌بشه آدم‌ها نسبت به خاطرات، و نسبت به خودشون شک کنن.

اون هم نه با خشونت ناگهانی، بلکه با فریبِ نرم، و یک پیشروی‌ ذره‌ذره.

متن، قدرتمنده، چون میتونه مخاطب مسئولیت‌پذیر و دغدغه‌مند رو به فکر وادار ‌کنه.

شاید این نمایشنامه برای برخی افراد، قدری آزاردهنده باشه، اما یک آزار مفیده.

اگر مثل نویسنده و تمام عوامل این نمایش، شما هم آدم دغدغه‌مندی هستین،

و به دنبال نمایشی هستین که بعد از خروج از سالن تماشاخانه، با سؤال و تفکر همراه باشین، تماشای این نمایش، شما رو به هدف‌تون می‌رسونه.
محمد قوام این را خواند
دنیا بختیاری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و اما در مورد هنرمندان این پروژه بخوام صحبت کنم، باید بگم همگی عالی بودند. جناب محمد قوام چه به عنوان کارگردان ، چه به عنوان بازیگر، و چه به عنوان طراح صحنه، توانمند ظاهر شده بودند.
جناب امیرعلی تاران که دستیارکارگردان هم بودند، به عنوان بازیگر، قدرتمند ظاهر شده بودند.
خانم دنیا بختیاری و خانم سودا زمانی که افتخار داشتم در پروژه‌ی‌قبلی‌مون در خدمتشون باشم، قوی ظاهر شده بودند و همه چیز سر جای خودش بود.
خانم فاطمه زارعی، بازی خوبی ارائه‌کردند.
شاهد زحمات خالصانه ی خانم بهار فرزانگان و جناب مهدی ترابی هم بودم.
و جناب محمدحسن صفابخش هم، پوستر زیبایی ر‌و خلق کردند که نشون دهنده ی شکننده بودن نقاب دروغ هست.
امیدوارم همیشه سلامت، موفق، درخشان و در اوج باشید همگی. خدا قوت میگم بهتون که کار ارزشمند و دغدغه مندانه ای آماده کردین.
محمد فروزنده این را خواند
دنیا بختیاری، سِودا زمانی و محمد قوام این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در نمایش « دروغ »ِ فلوریان زلر، روبه‌روی یک آینه‌ی تلنگرآمیز و تکان‌دهنده می‌ایستیم؛

آیینه‌ای که تصویر ناخوشایندِ «حقیقت» رو نشون میده.

تصویری که خیلی‌ها اصلاً طاقت دیدنشو ندارن!

به نظر من «حقیقت» فقط یه واقعیت بیرونی نیست؛ بلکه یه آزمونه برای سنجیدن ظرفیت درونی آدمها.

فقط کسایی میتونن حقیقت رو بشنون و با اون مواجه‌بشن که روی خودشون کار کردن.

چه این حقیقت مربوط به خودشون‌باشه، چه مربوط به بقیه، آدمها ... دیدن ادامه ›› باید ظرف درون‌شون رو گسترش داده‌باشن تا بتونن پذیرای حقیقت باشن.

دروغ، خیلی اوقات پناهگاهی آسوده‌تر، تحمل‌پذیرتر، و محبوب‌تره.

خیلی هامون شیرینی مصنوعی دروغ رو ترجیح‌میدیم تا طعم گس حقیقت رو. چه این مزه رو موقع شنیدن حس‌کنیم، چه موقع گفتن.

زلر با این نمایشنامه قصد داره بگه گفتن حقیقت، مسئولیتی اخلاقی و خطرناکه. نه همه پذیرای‌شنیدنش هستن، نه همه لایق‌گفتنش.

تئاتر واقعی، در بهترین حالتش قرار نیست همیشه آسایش بیاره.

گاهی دعوت به مواجهه، و پرسش از خود، و تحولات‌مثبت میکنه.

آیا همگی ما حاضریم ظرف درون‌مون رو بزرگتر کنیم و حقیقت ناب رو تاب‌بیاریم و ازش پذیرایی‌کنیم؟

یا انتخاب‌مون ، راحتی ِ دروغه؟

اگه فرزند به والدینش مثلاً بگه که به‌فلان‌دلیل سیگار میکشم،
اگه همسر به همسرش مثلاً بگه که فلان‌آدم، به فلان‌دلیل، برام جذابیت داره،
آیا این اتمسفر رفاقتی، جذاب‌تر و بهتر نیست؟

آیا درک‌کردن و آغوش ، بهتر از ترک‌کردن و طرد نیست؟

آیا نمیشه به جای اعصاب‌خوردی و تمرکز روی مسأله، به‌دنبال سرچشمه‌ی مسأله، و به‌دنبال راه‌حل و چاره‌بود؟

درود به یکایک‌تون بابت اجرای این متن فوق‌العاده.
محمد فروزنده و محمد قوام این را خواندند
دنیا بختیاری و سِودا زمانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم این نمایش ، لایق دریافت پنج ستاره هست. این تئاتر، خیلی مشابه داخلی نداره و امثالش در خارج از کشور اجرا میره. نویسندگی، تیم کارگردانی، مهارت های بدنی، بیانی، حسی، و تمرکزی بازیگران، هماهنگی بالاشون باهم که قطعا حاصل تمرین های بسیار زیاده، کورئوگرافی فکر شده و مناسب، اضافه کردن قسمتهای رئال به سوررئال برای فاصله گرفتن از یکنواختی، استفاده درست از نور نقطه ای و موسیقی و آمبیانس زنده، توجه کامل به جایگاه تماشاگران و تنظیم بسیار خوب میزانسن ها متناسب با دوسویه بودن تماشاخانه، همگی و همگی قابل تحسین هستند.
این نمایش ، اکثریت مخاطبان رو تا آخرین ثانیه با خودش همراه میکنه ولی اقلیتی هم وجود دارند که به لایه های عمیق متن نفوذ نمیکنند و بعضی قسمتها براشون جذابیت کافی نداره. من هم پونزده سال پیش (سال ۱۳۸۸) تجربه ی بازی در یک نمایش دوگانه رو داشتم، که بخشی از مخاطبان بسیار ارتباط گرفته بودند و بخشی هم لذت کافی نبرده بودند.
اعضای تیم نمایش چهارصد و هفده، مخاطب رو به تفکر دعوت کردند. یکی از نشونه هاش هم این بود که بعد از رورانس، فوری صحنه رو ترک کردن و هیچ کس معرفی نشد. این به نظرم یعنی مخاطب رو با دیده ها و شنیده هاش تنها گذاشتن، تا به فکرکردن درباره ی مفهوم ارزشمند تولدی دوباره ادامه بده.
برای تک تک قطعات پازل جذاب تون، آرزوی موفقیت، درخشش و در اوج بودن دارم. منتظر اجراهای بعدیتون هستم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به تماشای یک نمایش عالی ، فاخر ، دغدغه مندانه و جذاب نشستم.
نویسنده، کارگردان، و تک تک افراد حاضر روی صحنه، بسیار درخشان بودن.
سپاس از همگی.
یک تئاتر واقعی و کمیاب بود.
به امید اینکه در هیچ کجای جهان، شاهد زیر پا گذاشتن ارزش و احترام زنان نباشیم.
مرد بدون زن، قطعا چیزهایی کم داره، و این موضوع رو نمیشه نادیده گرفت.
مرد سالاری و تک جنسیتی کردن، از منفور ترین و مخرب ترین حرکات تاریخ محسوب میشه.
درود. برای بار دوم به تماشای این اثر فوق العاده نشستم. در کامنت های قبلی، تعاریفم رو بیان کردم. دم یکایک تون گرم.
بمون، بخون، بخندون، به ما یادآوری کرد "ایرانی" هستیم!

این نمایش، هم برای مخاطب عام، و هم برای مخاطب خاص، جذابیت هایی داره.

مخاطب حرفه ای تئاتر، علاوه بر زیبایی های فراوون سمعی و بصری، قطعا در این نمایش نکاتی رو ملاحظه میکنه که شجاعت و جسارت نویسنده، کارگردان (و البته بازیگران) رو نشون میده.

بانو سمیه مهری با هوشمندی و دغدغه مندی ای مثال زدنی، اثری زیبا و فاخر رو خلق ... دیدن ادامه ›› و هدایت کرده.

در این نمایش، بعد از مدتها، بانوان هنرمند سرزمینم رو نه کامل، بلکه اندکی دارای حق طبیعی شون دیدم.

نوازندگی و خوانندگی زنده، به زیبایی کار افزوده بود.

بسیار لذت بردم و به نظرم این نمایش رو بیش از یک بار باید دید. برای ثانیه به ثانیه ش ساعتها و ساعتها زحمت کشیده شده، زمان و انرژی و فکر صرف شده.

همه چیز زیبا آغاز شد (همزمان با ورود تماشاگران نوازندگی و خوانندگی جریان داشت) و زیبا هم به پایان رسید.

کارگردان کاربلد و بازیگران توانمند این اثر، بعد از پایان نمایش در بین مردم حضور پیدا کردن، عکس گرفتن، و در اونها غرور نابجا و تکبر مشاهده نکردم.

در کل بسیار سپاسگزارم از کاپیتان و مهمانداران این پرواز.
جزو بهترین تئاتر هایی که بود که تاحالا دیدم. هیچ نقد و نقصی وجود نداشت به نظرم.

بدن خوب، بیان روان، تمرکز قوی هنگام دیالوگ گفتن با سرعت بالا، هماهنگی فوق‌العاده‌ی بازیگرها در حرکات بدن و در هم آوایی، متن قوی و پرمغز و سمبولیک، کارگردانی قوی، موسیقی خوب.

و در یک کلام انقدر عالی بود که متوجه گذر زمان نشدم.

اگر در سالن دیگه ای اجرا تمدید بشه، مشتاقم بازهم تماشا کنم و از دوستانم هم دعوت می‌کنم تشریف بیارن.
به نظرم شاید کل این نمایش در این ضرب المثل و قولِ معروف خلاصه میشد:
سواره از پیاده خبر ندارد؛ سیر از گرسنه !

امشب جمعه 12 خرداد 1402، با 13 نفر از دوستانم به تماشای این تئاتر فوق العاده نشستیم.

نویسندگی، کارگردانی و بازیگری، بسیار خوب عملی شده بود توسط دوست بسیار هنرمندمون، مهناز غمخوار عزیز.

متن، پر مغز و قوی،
کارگردانی، میزانسن ها خوب و به جا (با توجه به تک پرسوناژ بودنِ نمایش، از یکنواختی فاصله داشت)،
بازیگری، هنرمندانه ... دیدن ادامه ›› و قوی

تنها نقدی که دارم، مقداری صدای افکت ها و آمبیانس ها، در بعضی قسمتها بلند و تقریباً غالب بود و برخی قسمتها تکراری و مونوتون میشد.

تماشای این تئاتر رو به هر انسان دغدغه مندی توصیه میکنم. ما لذت بردیم واقعا.
stanco، امیر مسعود و سپهر این را خواندند
وحید بری، پری یاس و هادی احمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"مهدی شمسایی" نویسنده و کارگردان توانای تئاتر ایرانی است.

نمایش‌های «شیخ صنعان»، «کنیزک من» (برای سال مولانا)، «سلامان و ابسال»، «شاخ نبات» (برگرفته از منظومه موش و گربه) و کلیپ «نوایی» از کارهای او هستند.

کارها و مطالعات او بیشتر در ادبیات رمزی و تمثیلی و به طور کلی عرفانی است.

"شاخ نبات" کاری متفاوت از مهدی شمسایی ست.
امیر حاتمی این را خواند
زهره شاداب و شاهین نصیری این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
موسیقی