در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهسا باقری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:09:04
 

<p>فعالیت های پشت صحنه مربوط به «مهسا باقری» دیگری می‌باشد. این مهسا باقری فقط در حرفه بازیگری مشغول به کار بوده و می باشد.</p>

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
حُسنِ مُرده ها به سکوتشونه!
سپاس از لطفتون حانم باقری و آقای ابراهیم. پایدار باشید
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جهت اطلاع

دوستان آخرین اجرای ما چهارشنبه 30 دی ساعت 16 می باشد، پنج شنبه نیز اجرای جشنواره است.
وحید هوبخت و محمد فروزنده این را خواندند
سحر فری پور، بیتا نجاتی و Maryam این را دوست دارند
در سایت TIK8 فقط تا 29 بلیط فروخته .. اینجا هم که هنوز خرید فعال نیست برای 1 بهمن..
تکلیف چیه؟!
۲۷ دی ۱۳۹۴
booda گرامی امیدوارم تونسته باشید بلیطتون رو تهیه کرده باشید ، من دسترسی به نت نداشتم و الان دیدم که در تیوال و tik8 بلیطی باقی نمونده و همه خریداری شده.
۲۸ دی ۱۳۹۴
کسی بلیط داره دوتا که بخواد بفروشه؟
۲۸ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چرا ندانستی، که در سرزمین رنج و اشک، مردمان معصومیت را بردار می کنند برای تکه ای نان؟

حالا فقط من مونده ام که هیچ کاری نمی تونم بکنم. این دست ها که دو طرف بدنم آویزونن، این پاها که مثه ستون های لرزونی خرابه ای رو روی خودشون نگه داشتن. می خوام فریاد بزنم، مثه بچه ای که تنها مونده، مثه بچه ای که تنهاش گذاشتن.

شما خودتان به ما فرمودید که اشک ها نشان عشق اند، اما درمان درد نیستند...

اسب گرسنه رکاب نمی دهد. خر مانده را هر قدر بزنی، تندتر نمی رود. کارهایی که تو میخوای بکنی، عین اینه که انگشت توی سوراخ زنبور کرده باشی. میدونی میرزاتقی خان، اسب عربی اگه ده من جو یه جا بخوره، بد مستی نمیکنه، اما یابوهای دورگه اگه بی مانع بچرن و بدوئن، اولین کاری که می کنن لگد زدن به مهتری ... دیدن ادامه ›› ئه که تیمارشون می کنه...

کجایی تو که این سرزمین این همه زشت است و پر فریب؟ ... دروغ را وسمه کن، فریب را بزک کن، شاه باران می خواهد، برف می خواهد، دروغ می خواهد... تو خواجه باش، کنیز باش، تنبان شاه باش. این سرزمین، سرزمین شلیته است و سفلیس. سرزمین خواجگان و کاسه لیسان. تو فریب این سرزمین باش...
اتاق ورونیکا نمایشنامه : جذاب با پیچش‌های دقیق و ساختمان مهندسی شده
اتاق ورونیکا ی نمایش : دقت در صحنه پردازی و کارگردانی و جزئیات داستان نمایش به قدری ست که ممکن است تماشاگر در میانه ی نمایش خود را فریب وهم و مسخ ورونیکا/سوزان دهد.
سبک جدید اجرایی کارگردان به دور از میزانسن های فرم گرایانه بطوری که تماشاگر به خودش اجازه نمیدهد حتا لحظه ای از دیالوگها و بازیها جا بماند.
دوست داشتم. همچنین طبق معمول بازی آقای اسماعیل کاشی را دوست داشتم و خانم جعفری بخصوص جناب افشاریان با ثبات نقش خووب و یکدست بودن بازیشون.
موسیقی ای که از گرامافون پخش می شد رو اطلاع دارید چه موسیقی بود؟ از چه گروهیه؟
۰۱ دی ۱۳۹۴
درود بانو باقری ارجمند و جناب امیدوار اطلاعاتی در مورد موسیقی پخش شده در تارنمای زیر موجود است


https://en.wikipedia.org/wiki/Shuffle_Off_to_Buffalo
۰۱ دی ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برایِ یه مُرده چه فرقی میکنه ؛ ببخشه یا نه .
_ من آنها را دوست ندارم و نمی توانم دروغهایشان را تحمل کنم. آن ها حرف می زنند تا صدای خودشان را نشنوند. اگر صدای خودشان را می شنیدند می فهمیدند که هیچ نیستند و دیگر نمی توانستند حرف بزنند.




_ این دنیا بی اهمیت است و هر که به این حقیقت برسد آزادی اش را بدست می آورد.




_ مردم گریه می کنند چون کار دنیا آن طور که باید باشد ؛ نیست.



| کالیگولا |
دنیا به این صورت که ساخته‌شده است، قابل تحمل نیست. برای همین است که من احتیاج به ماه دارم.
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدید هلیکون نیومد؟ دیدید ماااااهو برام نیاورد؟
(هنوز این فریاد کالیگولا از اجرای پیش تو گوش منه!)
۰۵ مرداد ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستانی که اجرای اول رو دیدن لطفا بیان تعریف کنن ببینیم :)
ما فعلا نمیتونیم ببینیم.
خانم باقری عزیز حضورتون در نمایش فهرست را تبریک میگویم...دستمریزاد
یک عشق تاتر وقتی خودش هم مشغول بازی در یک کار باشکوه است بازهم دغدغه تاتردیدن داره ..این خیلی قابل ستایشه
۰۲ تیر ۱۳۹۴
خانم باقری
شکیبا باشید ایشالله در هفته پایانی به تماشای ستوان اینیشمور خواهیم نشست.
۱۶ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مگر می شود تصویر احساس را کشید یا حتی دلتنگی را؟!

آرامش برای من؛ صدای دست‌هایتان و چشم‌های گرمتان است.

چقدر روزها گذراندیم.،. چقدر شب ها را به فکر روزها سخت گذراندیم…


(قسمتی از دیالوگ کار: عمو جون اینجا با زحمتش نمی ارزه، اونا مارو یادشون میره... یادشون میره که ما یکسال تموم، شبانه روز، چه زجری کشیدیم، چه رنجی بردیم... عمو اونا مارو فراموش میکنن)


وقتی تصویر شاد را دیگر تنها در خواب می توان دید ، گمان می کنید بیدار شدن آسان است؟



- 23 خرداد 94
عالی بود این متن؛ بعد از دیدن نمایش واقعا چسبید. ممنون خانم باقری.
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
من ماحصل اندیشه و ذوق و تلاش شما عزیزان را به نظاره نشستم، از هر سه آنها حظ بردم و بر حمیت شما غبطه خوردم.
دست مریزاد! از همگی تان بسیار سپاسگزارم. خدا قوت.
بنظرم نقطه اوج و فراز نمایش تا زمان اتمام آن فاصله قابل توجه ای داشت که اگر این فاصله کمتر شود تماشاگر با تمام آن انرژی ای که از شما دریافت می کند بدون آنکه مثقالی جا بگذارد سالن را ترک خواهد کرد.
شما خوبان حالم را خوب کردید.
مقتدر و متعالی بمانید.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
دوست عزیز صمیمانه ازتون سپاسگذارم. خوشحالمون میکنید که تمام انرژی مارو بهمون برمیگردونید و این خستگی رو از تنمون در میاره :)
۰۶ تیر ۱۳۹۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه اینجا تو بیمارستانِ گایز به تو لبخند میزنن

همه ی مریضا با یه تفنگ نامرئی روی شقیقه هاشون به تو لبخند میزنن

همه ی پرستارا با سرُم های پر از مورفین به تو لبخند می زنن

اسممونو زدن رو لباسامون که دکترا وقتی دیگه ازمون ناامید میشن یه چیزی داشته باشن بگن


لبخند بزن سارا ، جولی ، کیتی ، اِما ، ایف ، لوسی ، جسمین . . . . . . چیزی نیست . . .

و هر روز مثل هر بیمارستان دیگه ای توی بیمارستان گایز هم یه عده ای میمیرن که بهشون گفتن چیزی نیست ...

زندگی همینه . . .
مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات
روی میزت راه می دهی؟
می شود وقتی می نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
اگر خوابم برد
موقع رفتن
جا نگذاری مرا روی میز!
از دلتنگیت می میرم.

وقتی نیستی
می خواهم بدانم چی پوشیده ای
و هزار چیز دیگر

می شود وقتی می نویسی
دست چپت توی دست من باشد؟
۳۰ دی ۱۳۹۳
اگر خوابم برد،
موقع رفتن،
جا نگذاری مرا روی میز!
از دلتنگیت می میرم...
۳۰ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دوستان مرگ فروشنده رو پیشنهاد میکنین یا خانه واده ؟
وحید هوبخت این را خواند
آیدا طاهرزاده و فرزان امیری این را دوست دارند
مرگ فروشنده
منتظر حضور دوستان همیشه در صحنه و خانه واده دوست باشید.
۱۵ دی ۱۳۹۳
راستی من دیدم و بازم پیشنهاد میکنم :(((
۱۵ دی ۱۳۹۳
سیامک ؛ شاهین! مخالفم مخالف :))
خانه.وا.ده از این نظر که باعث شد مخالفت سه نفره شکل بگیره قابل توجهه! ولی نه تفریط این دوستمون و نه افراط دیگری! :))
۱۵ دی ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
| پرویز | . . . فیلمی که وقتی تموم شد هیچ کس از سر جاش تکون نخورد و همه بت به تیتراژ نگاه میکردند :) تشکر از سازندگانش.
یه آقایی در تیوال هستن که همه ی موسیقی هارو میشناسن؛ کی بودن؟ من گمشون کردم :))
بچه ها آخر مصاحبه های آوای تیوال(نمونش مصاحبه شهرام مکری) یه آهنگی میزنه
چه آهنگیه؟
۲۹ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چقدر عروسک ها بامزه اند.
زهره شاداب و محمد فروزنده این را خواندند
رومینا خلج هدایتی و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
دیدی نمایشو مهسا جان؟اگه دیدی چطور بود؟
۱۵ مهر ۱۳۹۳
نه متاسفانه، ترغیب شدم واسه عروسکا :)
۱۵ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دو لیتر در دو لیتر صلح کاریه که من بهش میگم عالی ، سلیقه ی من... یه خسته نباشید جانانه به اعضای گروه :)
manimoon و زهره شاداب این را خواندند
فرزین امیری، شکوه حدادی، سپیده، hami، نفیسه نوری و امین اصلانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
زمانی دو قاشق در تخت

حالا چنگال هایی فلزی

در دو سوی یک میز گرانیتی

و چاقوهایی در استخدام آن دو.
نمایش رد پای صورتیِ آروند دشت آرای با بلیط 30 هزار تومان!
داری شوخی می کنی :|
۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۳
اگر با تخفیف اعضای تیوال بشه 5 تومن که بهتر هم هست!:))))
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
نه زهرا جان الان ایرانشهرم 24 زده:((
۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عجب متن خوبیه این مرد بالشی :)
باید رازهایمان را در گوش کر بالشت هایمان نجوا کنیم.
که من بنز میشم میرم زیر پات ___
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر