اگر باور داشته باشیم که تئاتر، جستوجوی همیشگی رؤیاها بر صحنه است، حمیدرضا نعیمی در مده آ توانسته یکی از این رؤیاهای تئاتری را به شکلی خلاقانه و جسورانه پیش روی تماشاگر قرار دهد؛ اجرایی که در آن بدن و صدا از مرز بازیگری عبور میکنند و به عناصر زنده و مؤثر در شکلگیری جهان نمایش بدل میشوند.
جسارت نعیمی، بهویژه پس از تجربههای سنگین و موفقی چون «سقراط»، در شکستن قالبهای پیشین و به چالش کشیدن خود، ستودنی است. او در مده آ خود را تکرار نمیکند؛ بلکه خویشتن را میشکند، ریز میکند و دوباره از میان درهمتنیدگی درام، پرفورمنس، بدن، صدا و موسیقی بازمیسازد. همین خطرپذیری است که به اجرا انرژی و هویت میبخشد.مده آ اجرایی است که باید آن را دید؛ نه لزوماً برای آنکه همه با آن موافق باشند، بلکه دقیقاً برای آنکه تئاتر بتواند محل مواجهه، پرسش و اختلاف سلیقه باشد. هنر امری سوبژکتیو، نسبی و تا حد زیادی وابسته به دریافت و جهان ذهنی مخاطب است؛ بنابراین طبیعی است که یک اجرا برای گروهی جذاب و برای گروهی دیگر نامأنوس باشد.
اما آنچه مده آ را از بسیاری از اجراهایی که این روزها با عنوان «کنسرتنمایش» روی صحنه میروند متمایز میکند، احترام به شعور و ادراک تماشاگر است. اینجا قرار نیست مخاطب صرفاً با مجموعهای از جلوههای بیرونی سرگرم شود یا با موسیقی و نمایشهای سطحی، جای خالی اندیشه پر شود. مده آ از تماشاگر میخواهد ببیند، فکر کند، احساس کند و موضع بگیرد.
و شاید مهمترین ارزش این اجرا همین باشد: تئاتر، پیش از آنکه پاسخ باشد، پرسش است؛ و پیش از آنکه نمایشِ یک رؤیا باشد، جستوجوی رؤیاهایی است که هنوز امکان به صحنه آمدن دارند.