نمایش «کمدی آغاز» با نواختن زنگ توسط مجید جعفری و تورج مهرزادیان آغاز شدنمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد با حضور هنرمندان در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵ با حضور هنرمندانی همچون؛ مجید جعفری، تورج مهرزادیان، اکرم محمدی، محمود موسوی، فرهاد شریفی، مسعود مهرابی، یزدان جیریایی، آرش نوری و دیگر هنرمندان تئاتر، سینما و تلویزیون در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت.
در «کمدی آغاز» که جدیدترین تجربه این کارگردان محسوب میشود، بازیگرانی همچون؛ مسعود بهارلو، فریبرز قاسمی، محمدرضا فصیحی نیا، علی آتشانی، نیلوفر شکری، زری اماد ایفای نقش میکنند.
همچنین از عوامل این اجرا میتوان به تهیهکنندگان: سامان خلیلیان، حسین صفریان بحری، آهنگساز و طراح صدا: حمیدرضا حسینی، مدیر پروژه: حسین مسافر آستانه، مشاور پروژه: غلامحسین شاه علی، مدیر تولید: کسری فولادی، طراح گریم: حمیدرضا قاسمی، طراح لباس: کوروش مراد طهرانی، طراح نور: میثم صفری، طراح صحنه: علی گل کاران، طراح پوستر و موشن گرافیک: جاوید علیپور، سرپرست گروه کارگردانی: نیلوفر شکری، دستیاران کارگردان: بهزاد محسنی، فرزاد احمدی، مهرناز زارعی، منشی صحنه: نیایش شکری، مدیر صحنه: علی گل کاران، مجریان گریم: کامبیز معماری، امیر قادری، علی گودینی، آیلار ابیضی، لیلا سُرنی، دستیاران صحنه: مریم اماد، شایان خدامی، دوخت لباس: میلو زمانزاده، دستیاران لباس: بهار حبیبی، میلو زمانزاده، ساناز فصیحی نیا، دستیار دکور: حمیدرضا یوسف زاده، مدیر روابط عمومی، رسانه و ارتباطات: امیر پارسائیان مهر،عکاس: امیر خدامی، صالح آقاجانی، تصویربردار پشت صحنه: فاطمه پرویزی، ساخت ویدیو پروژکشن: یاسمن خوشنویس، گوینده تیزر: علیرضا اوحدی، ساخت متریال تبلیغاتی: علی حجت پناهی، مونا شادبخت، ارغوان تسلیمی، علی محسنی، مجری طرح: موسسه جهان نمای تئاتر سکوت اشاره کرد.
شایان ذکر است مخاطبان نمایش «کمدی آغاز» میتوانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.
زری اماد پس از ۱۱ سال با نمایش «کمدی آغاز» به تئاتر شهر میآیدنمایش «کمدی آغاز» به کارگردانی زری اماد از چهارم شهریورماه در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه میرود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایش «کمدی آغاز» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زری اماد از ساعت ۱۹:۰۰ روز چهارشنبه، چهار شهریور ماه ۱۴۰۵ در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه میرود.
زری اماد، بازیگر، کارگردان و نویسنده تئاتر، فعالیت حرفهای خود را از سال ۱۳۷۷ آغاز کرده و در بیش از صد نمایش به عنوان بازیگر حضور داشته است.
او از سال ۱۳۸۵ نیز فعالیت خود را در عرصه کارگردانی آغاز کرده و آثاری همچون «امشب دیگر مهرههای پشتم نیلبک میزنند»، «تکرار»، «دهانی پر از کلاغ»، «پوکههای برنجی»، «وصیتنامه خانم سارا»، «حیرت بازار»، «بابا لنگدراز»، «فولاد هرگز زنگ نمیزند»، «آدمکش»، «پیکنیک در میدان جنگ»، « ۲۴۲۴»، «فصل زرد» و... را کارگردانی کرده است.
در «کمدی آغاز» که جدیدترین تجربه این کارگردان محسوب میشود، بازیگرانی همچون؛ مسعود بهارلو، فریبرز قاسمی، محمدرضا فصیحی نیا، علی آتشانی، نیلوفر شکری، زری اماد ایفای نقش میکنند.
همچنین از عوامل این اجرا میتوان به تهیهکنندگان: سامان خلیلیان، حسین صفریان بحری، آهنگساز و طراح صدا: حمیدرضا حسینی، مدیر پروژه: حسین مسافر آستانه، مشاور پروژه: غلامحسین شاه علی، مدیر تولید: کسری فولادی، طراح گریم: حمیدرضا قاسمی، طراح لباس: کوروش مراد طهرانی، طراح نور: میثم صفری، طراح صحنه: علی گل کاران، طراح پوستر و موشن گرافیک: جاوید علیپور، سرپرست گروه کارگردانی: نیلوفر شکری، دستیاران کارگردان: بهزاد محسنی، فرزاد احمدی، مهرناز زارعی، منشی صحنه: نیایش شکری، مدیر صحنه: علی گل کاران، مجریان گریم: کامبیز معماری، امیر قادری، علی گودینی، آیلار ابیضی، لیلا سُرنی، دستیاران صحنه: مریم اماد، شایان خدامی، دوخت لباس: میلو زمانزاده، دستیاران لباس: بهار حبیبی، میلو زمانزاده، ساناز فصیحی نیا، دستیار دکور: حمیدرضا یوسف زاده، مدیر روابط عمومی، رسانه و ارتباطات: امیر پارسائیان مهر،عکاس: امیر خدامی، صالح آقاجانی، تصویربردار پشت صحنه: فاطمه پرویزی، ساخت ویدیو پروژکشن: یاسمن خوشنویس، گوینده تیزر: علیرضا اوحدی، ساخت متریال تبلیغاتی: علی حجت پناهی، مونا شادبخت، ارغوان تسلیمی، علی محسنی، مجری طرح: موسسه جهان نمای تئاتر سکوت اشاره کرد.
شایان ذکر است مخاطبان نمایش «کمدی آغاز» میتوانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال و یا حضورا به گیشه تئاتر شهر مراجعه کنند.
اجرای مجدد نمایشنامهخوانی «سلسلهی دروغ» در تماشاخانه هیلاجنمایشنامهخوانی «سلسلهی دروغ» به کارگردانی حسین کشفی اصل، که پیش از این در تاریخ ۲۸ خردادماه سال جاری در تماشاخانهی هیلاج اجرا شده بود، دوباره روی صحنه میرود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامهخوانی «سلسلهی دروغ» به نویسندگی و کارگردانی حسین کشفی اصل، برای دومین بار، روز شنبه ۷ شهریور در تماشاخانهی هیلاج روی صحنه میرود. سروش سلطانی، تهیهکنندگی این اجرا را بر عهده دارد.
در خلاصه داستان این نمایشنامه آمده: ما در سلسلهی دروغها زندگی میکنیم. جایی که هر لبخند، یک نقاب و هر کلمه، یک تله است.
کشفیاصل این متن را با اقتباسی از نمایشنامه «در پوست شیر» اثر «شون اوکیسی» شاعر و نمایشنامهنویس ایرلندی، نوشته و کارگردانی کرده است.
مصطفی خسروجردی، امیرعباس حیدری، محمدرضا علیمحمدی، کوثر باصری، حامی حاتمی، صبا سبحانی، بهادر خسروجردی، مانا دارابی و محمد امین، بازیگران این نمایشنامهخوانی به ترتیب خوانش نقشها هستند.
سایر عواملی که حسین کشفیاصل را در این اجرا همراهی میکنند، عبارتند از: محمد لهاک (مجری طرح و طراح پوستر)، حسین کشفیاصل (طراح صحنه)، میکائیل ضیائیفرد (صحنهخوان)، امیرشهاب رضویان (مدیرمسئول)، پرویز گوهریراد (عکاس)، پوریا سالخورده ( تبلیغات مجازی)، امیرحسین سلیماناختیاری (دستیار فنی)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
مدت زمان این اجرا، مدت ۷۰ دقیقه است.
علاقهمندان به تماشای این نمایشنامهخوانی، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
نمایش «نُه» به نویسندگی، کارگردانی و بازی عباس آذرخوش در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.نمایش «نُه» در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرودبه گزارش ایرانتئاتر به نقل از روابط عمومی، نمایش «نُه» به نویسندگی، کارگردانی و بازی عباس آذرخوش، از اول شهریورماه ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود.
این اثر روایتگر زندگی پسری جوان و خجالتی است که در مسیر مواجهه با چالشهای شخصی و زندگی فردی خود قرار میگیرد. نُه روز، نُه ساعت، نُه ماه و شاید هم نُه سال؛ یک عدد و یک کلمه میتواند زندگی پسری را که میخواهد در جامعه زندگی درستی داشته باشد، تحت تأثیر قرار دهد.
فرشاد نصیری مجری طرح و طراح نور این نمایش است.
دیگر عوامل نمایش «نُه» عبارتاند از ماتیسا مروتی و زهرا طاهرالدینی (گروه کارگردانی)، صادق حسینی (طراح پوستر و گرافیست)، کوروش خدیوی (آهنگساز و طراح صدا)، بهناز شهسوار (صداپیشه و مسئول روابط عمومی و تبلیغات)، نیلوفر وثوقی (منشی صحنه)، ماتیسا مروتی (برنامهریز) و رضا جاویدی (عکاس).
علاقهمندان برای تهیه بلیت این نمایش میتوانند به سایتهای تیوال مراجعه کنند.
بازخوانیِ «ایوانف» در مجموعه تئاتر لبخندنمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمیشوند» به کارگردانی مهلا احمدی در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه میرود.«شاعرها به معلم تبدیل نمیشوند» به کارگردانی مهلا احمدی بازخوانی تازهای از «ایوانف» نوشته آنتون چخوف است، با نگاهی به سوی دیگر ماجرا؛ مواجهه آنا با مردانِ جهانِ نمایشنامه!
در این اجرا (به ترتیب ورود به صحنه): پویا عربگری، امین سیمیار و نیایش سُلگی ایفای نقش میکنند.
«شاعرها به معلم تبدیل نمیشوند» از آثار برگزیده «دومین رپرتوار تئاتر تازه» است که دریافت چهار جایزه «تندیس کار برگزیده»، «تندیس بهترین بازیگر»، «لوح تقدیر کارگردانی» و «لوح تقدیر بازیگری» را در کارنامه دارد.
اطلاعات تکمیلی نمایش به زودی منتشر میشود.
علاقهمندان میتوانند بلیتهای این اجرا را از روز یکشنبه ۱ شهریور در سایت تیوال تهیه کنند.
عکساز: مصطفی قاهری
نقد دکتر فریال آذری«مترونوم خون»: تله، خیانت و زمانِ فرسایشخوانشی نظری بر پایهی آرتو، برشت، سارتر و الهیات عهد عتیق
نمایش «مترونوم خون» از سطحِ یک بازنماییِ صرفِ زندگینامهای فراتر میرود و به تأملی صحنهای دربارهی عشق، خیانت، مرگ و تنهایی بدل میشود. اثر، با اتکا به نشانههای بصریِ فشرده، بدنمندیِ پرتنش و ضربآهنگِ تکرارشوندهی زمان، جهانی میسازد که در آن رابطه انسانی به تله، زمان به فرسایش و عشق به سازوکارِ تخریب تبدیل میشود. این مقاله با تکیه بر نظریهی تئاتر قساوتِ آنتونن آرتو، فاصلهگذاریِ برتولت برشت، اگزیستانسیالیسمِ ژانپل سارتر و خوانش بینامتنیِ ده فرمان و هفت گناه کبیره، نشان میدهد که چگونه «مترونوم خون» خیانت را از یک واقعهی فردی به یک منطقِ ساختاریِ گناه و سقوط ارتقا میدهد.
«مترونوم خون» را میتوان در امتداد نمایشهایی دانست که بهجای روایتگریِ ساده، وضعیت میسازند. این اثر، رابطهی سیلویا پلات و تد هیوز را نه بهمنزلهی یک قصهی عاشقانه یا تراژدیِ شخصی، بلکه بهعنوان صورتبندیِ فشردهای از رنجِ انسانی عرضه میکند. در اینجا عشق از همان آغاز با فقدان، خشونت و امکانِ فروپاشی همراه است. نمایش، با حذفِ فاصلهی امن میان صحنه و تماشاگر، مخاطب را درونِ جهانی قرار میدهد که در آن بدن، زمان و اخلاق بهطور همزمان متلاشی میشوند.
برای فهم این ساختار، سه افق نظری بهویژه راهگشاست: آرتو برای توضیح خشونتِ حسی و کیفیتِ آیینیِ صحنه؛ برشت برای تحلیلِ نحوهی فاصلهگذاری و تبدیل خیانت به مسئلهای اجتماعی-اخلاقی؛ و سارتر برای خوانشِ تنهاییِ دو نفره و بنبستِ آزادی. افزون بر این، ارجاع به ده فرمان و هفت گناه کبیره، بهویژه فرمان هفتم، لایهای از گناه و قانون را بر متن تحمیل میکند و خیانت را از سطحِ عاطفهی فردی به سطحِ نظمِ ممنوعه و کیهانی ارتقا میدهد.
صحنه بهمثابه تله: آرتو و قساوتِ مکان
یکی از مهمترین نشانههای بصریِ نمایش، دایرهی مرکزیِ تیره است؛ فرمی که میتوان آن را استعارهای از «تلهی خرس» و منطقِ شکار دانست. در اینجا صحنه صرفاً محلِ وقوعِ کنش نیست، بلکه خودِ کنش است: فضایی که پیشاپیش آلوده، بسته و تهدیدکننده طراحی شده است. حرکت شخصیتها در نسبت با این دایره، یادآور گرفتارشدن تدریجی در سازوکاری است که از آن گریزی وجود ندارد.
این منطق با اندیشهی آنتونن آرتو دربارهی «تئاتر قساوت» همخوان است. آرتو در تئاتر و همزادش تأکید میکند که تئاتر نباید در سطح بازنمایی روانشناختی و کلامی باقی بماند، بلکه باید همچون طاعون یا زلزله، بدن و ادراک تماشاگر را تکان دهد (Artaud, ۱۹۵۸). در «مترونوم خون»، قساوت دقیقاً به معنای سادیسم نیست، بلکه به معنای حضور بیواسطهی رنج و امکانِ انهدام است. نورهای کمجان، سایههای سنگین، و فیگورهای سیاهپوشِ پیرامونی، صحنه را به قلمرویی آیینی و تهدیدآمیز تبدیل میکنند؛ قلمرویی که در آن تماشاگر نه ناظرِ منفعل، بلکه شاهدی در برابر خشونتِ وجودی است.
فرمان هفتم: خیانت بهمثابه قانونِ نقضشده
یکی از کانونیترین عناصر متنی در «مترونوم خون»، اشارهی صریح به «فرمان هفتم» است. در ده فرمانِ عهد عتیق، فرمان هفتم در سنت رایج چنین است: «زنا مکن» یا در صورتبندی اخلاقیتر، «به پیمان زناشویی خیانت مکن» (Exodus ۲۰; Deuteronomy ۵). این فرمان، در کنار دیگر فرامین، مرزهای بنیادین نظم اخلاقی را تعیین میکند.
نمایش با برجستهکردن این فرمان، خیانت را از سطحِ یک لغزش شخصی فراتر میبرد و آن را به یک قانونِ ساختاریِ نقضشده بدل میسازد. به عبارت دیگر، مسئله فقط آن نیست که فردی به دیگری وفادار نمانده است؛ بلکه جهانی که این رابطه در آن شکل گرفته، جهانی است که در آن امکانِ وفاداری از آغاز شکننده و ناپایدار بوده است. در این سطح، خیانت یک رخدادِ اخلاقی صرف نیست، بلکه نشانهی فروپاشیِ نظمِ معنایی است.
اینجا میتوان از برشت کمک گرفت. برشت در تئاتر اپیک، میکوشد تماشاگر را از همذاتپنداریِ صرف بیرون بکشد تا سازوکارهای پنهانِ موقعیت را ببیند (Brecht, ۱۹۶۴). در «مترونوم خون»، تأکید بر فرمان هفتم همین کار را میکند: تماشاگر به جای غرق شدن در عاطفه، ناچار میشود ساختارِ خیانت، قانون و مسئولیت را ببیند. خیانت به یک «مسئله» تبدیل میشود؛ مسئلهای که هم فردی است و هم نمادین، هم اخلاقی است و هم اسطورهای.
برشت و فاصلهگذاری: از احساس تا آگاهی
در چنین اثری، فاصلهگذاری برشتی تنها در سطحِ شیوهی اجرا نیست، بلکه در سطحِ معنا نیز عمل میکند. ارجاعهای آگاهانه به وضعیتِ نمایشی، برجستهکردنِ نشانهها، و تبدیل احساسات شخصی به قانونهای ساختاری، همه موجب میشوند که تماشاگر در توهمِ واقعگراییِ روانشناختی فرو نرود. برشت بر این باور بود که تئاتر باید امکانِ اندیشیدن را فراهم کند، نه صرفاً همدردی را (Brecht, ۱۹۶۴).
در «مترونوم خون»، خیانت نه بهعنوان یک حادثهی خصوصی، بلکه بهمثابهی سازوکارِ اجتماعیِ رابطه نشان داده میشود. این نگاه، اثر را از ملودرام دور میکند و به آن بُعدی انتقادی میبخشد. اگر آرتو تماشاگر را به شوکِ حسی میکشاند، برشت او را به تأمل و داوری سوق میدهد. این دو لایه در نمایش در کنار هم قرار میگیرند: صحنه از یک سو تنِ زخمی را به رخ میکشد و از سوی دیگر، از تماشاگر میخواهد دربارهی منشأ این زخم بیندیشد.
سارتر: جهنمِ دیگری و تنهاییِ دونفره
خوانش سارتر از نمایش، در سطحِ رابطهی میان دو شخصیت بهویژه روشنگر است. در فلسفهی اگزیستانسیالیستیِ سارتر، انسان محکوم به آزادی است و مسئولیتِ انتخابهای خود را نمیتواند به دیگری یا سرنوشت واگذار کند (Sartre, ۱۹۴۳; ۱۹۴۷). در عین حال، نگاهِ دیگری میتواند به جهنمی بدل شود که در آن سوژه به ابژه تقلیل مییابد. جملهی مشهورِ «دوزخ یعنی دیگران» از همین منطق میآید.
در «مترونوم خون»، رابطهی پلات و هیوز دقیقاً در چنین فضایی شکل میگیرد: آنها به هم وابستهاند، اما این وابستگی نه به رهایی، بلکه به فرسایش میانجامد. دو نفر در کنار هماند، اما هر کدام در سطحی عمیق در تنهاییِ خود گرفتار است. این را میتوان «تنهاییِ دونفره» نامید؛ وضعیتی که در آن نزدیکیِ جسمانی به معنای نزدیکیِ وجودی نیست. هر نگاه، هر انتخاب و هر سکوت، دیگری را بیشتر به ابژهای در معرضِ تملک یا طرد تبدیل میکند.
از منظر سارتر، هیچ نیروی بیرونیِ مطلقی مسئولِ این فروپاشی نیست. انسانها خود با انتخابهایشان جهان را میسازند. بنابراین تراژدیِ نمایش، صرفاً نتیجهی تقدیر نیست؛ حاصلِ تصمیمهایی است که از درونِ آزادی برمیخیزند. همین نکته، اثر را از سطحِ سرزنشِ اخلاقیِ ساده فراتر میبرد و آن را به تأملی دربارهی مسئولیتِ رنج تبدیل میکند.
کاتیوشا: عشقِ عاشقانه و منطقِ ویرانگر
در میان لایههای عاطفی و شنیداری اثر، ارجاع به «کاتیوشا» اهمیت ویژه دارد. این ترانه، در منشأ خود، سرودی عاشقانه است: نغمهای دربارهی دختری که معشوقِ سربازش را با امید و دلتنگی بدرقه میکند. تصویر ابتدایی آن سرشار از لطافت، طبیعت و انتظار است؛ شکوفههای سیب و گلابی، مهِ بر فراز رود و صدای محبوبی که از دور میآید. اما همین ترانه در حافظهی تاریخیِ جنگ، به نامی برای یکی از مرگبارترین سلاحهای شوروی بدل شد.
این دگردیسی معنا، از حیث دراماتورژیک بسیار مهم است. «کاتیوشا» نشان میدهد چگونه عشق میتواند به خشونت، و نغمهی عاشقانه به صدای ویرانی تبدیل شود. در «مترونوم خون»، این تضاد، با مضمونِ اصلی نمایش همنوا میشود: عشق نه پناهگاه، بلکه میدانِ انفجار است. بنابراین ارجاع به کاتیوشا تنها یک تزئین صوتی نیست؛ بلکه نشانهای است از اینکه زیبایی و تخریب در این جهان از یکدیگر جدا نیستند.
ده فرمان و هفت گناه کبیره: صورتبندی اخلاقیِ سقوط
افزون بر فرمان هفتم، حضور ضمنیِ ده فرمان و هفت گناه کبیره، لایهی الهیاتیِ مهمی به اثر میدهد. ده فرمان در سنت یهودی-مسیحی، نظمِ اخلاقی و اجتماعی را میسازند؛ در حالی که هفت گناه کبیره، نظامی از انحرافهای درونی را صورتبندی میکنند: غرور، طمع، شهوت، حسادت، شکمپرستی، خشم و تنپروری. در متن نمایش، این دو نظام با هم تلاقی میکنند تا خیانت و فروپاشی را نه امری صرفاً شخصی، بلکه نتیجهی لغزش از قانونِ الهی و اخلاقی نشان دهند.
این بینامتنیت، به اثر بُعدی اسطورهای میبخشد. شخصیتها فقط عاشقانی شکستخورده نیستند؛ آنان در موقعیتِ گناهمندیِ بنیادین قرار گرفتهاند. چنین خوانشی، بهویژه در چارچوبِ برشتی، به آگاهی اخلاقی منجر میشود: تماشاگر درمییابد که رابطهها چگونه تحت فشارِ میل، قدرت و قانون فرو میپاشند.
«مترونوم خون» نمایشِ عشق نیست؛ نمایشِ عشق در وضعیتِ تله است. صحنهی مرکزیِ تیره، منطقِ شکار و بهدامافتادگی را القا میکند؛ فرمان هفتم، خیانت را به صورتِ قانونِ نقضشده در سطحی اسطورهای و اخلاقی مینشاند؛ و کاتیوشا، با بارِ عاشقانه و ویرانگرِ خود، نشان میدهد که چگونه تغزل میتواند به انفجار بدل شود. آرتو در اینجا خشونتِ حسی و قساوتِ مکان را توضیح میدهد، برشت ما را به دیدنِ سازوکارهای پنهان وادار میکند، و سارتر رابطه را به افقِ آزادی، مسئولیت و جهنمِ دیگری میبرد.
از این منظر، نمایش نه فقط یک روایت ادبی-تاریخی، بلکه تأملی بر وضعیتِ انسان معاصر است: انسانی که در جستوجوی عشق، ناخواسته در تلهی میل، قانون و زمان گرفتار میشود. ضربآهنگِ مترونوم، در نهایت، ضربآهنگِ همین فرسایش است؛ فرسایشی که تا پایانِ اجرا و حتی پس از آن در ذهن تماشاگر ادامه مییابد.
منابع مختصر
● Artaud, A. (۱۹۵۸). The Theatre and Its Double.
● Brecht, B. (۱۹۶۴). Brecht on Theatre.
● Sartre, J.-P. (۱۹۴۳). Being and Nothingness.
● Sartre, J.-P. (۱۹۴۷). No Exit and Three Other Plays.
● The Holy Bible, Exodus ۲۰; Deuteronomy ۵
رونمایی از پوستر همزمان با آغاز پیشفروشکمدی خرید دوست به صحنه آمدهمزمان با رونمایی از پوستر نمایش «دوستان کُمُدی»، بلیتفروشی این اثر نمایشی به کارگردانی محمد لهاک در تماشاخانه هیلاج آغاز شد؛ نمایشی که با اقتباس از اثری از گابور راسوو، پرسش طنزآمیز «دوست را میشود خرید؟» را به چالش کشیده و از ۳۱ مرداد روی صحنه میرود.
به گزارش فرهنگیان پرس، نمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیکافروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود. همزمان با رونمایی از پوستر این اثر، امکان رزرو و تهیه بلیت نیز از طریق سامانه تیوال برای عموم علاقهمندان فراهم شده است.
تهیهکنندگی این نمایش را دکتر نینا صادقی بر عهده دارد که با سابقه فعالیتهای فرهنگی و هنری، این بار در مقام تهیهکننده پای به عرصه تئاتر گذاشته است. «دوستان کُمُدی» اقتباسی از اثری نوشته گابور راسوو، نمایشنامهنویس مجارستانی است و در خلاصه داستان آن آمده: «دوست را میشود خرید؟!»؛ پرسشی که محور اصلی این کمدی قرار گرفته و با نگاهی طنزآمیز به روابط انسانی و مفهوم رفاقت در دنیای مدرن میپردازد.
بازیگران این اثر شامل محمدامین، کیمیا نوری، حامی حاتمی و مهسا جوادی هستند و علی توانگری نریشن (گوینده متن) این نمایش را اجرا میکند. همچنین هلیا خادم به عنوان مجری طرح، نینا صادقی به عنوان مشاور کارگردان، مهتاب بیات و ثمینه ذوالقدریها به عنوان دستیاران کارگردان، ترانه راوشی به عنوان برنامهریز، مانی دهقان به عنوان طراح نور، سمیرا قاسمی به عنوان مدیر اجرایی، علی لطیفی به عنوان سازنده تیزر و طراح پوستر، امیرحسین سلیماناختیاری به عنوان دستیار فنی، پوریا سالخورده در بخش تبلیغات مجازی، امیرعباس حیدری به عنوان مدیر روابط عمومی و احمدرضا حجارزاده در امور رسانه و اطلاعرسانی این پروژه همکاری دارند.
تماشاخانه هیلاج به عنوان محل اجرای این نمایش، این روزها میزبان چندین اثر نمایشی دیگر نیز بوده و با استقبال نسبی مخاطبان روبهرو شده است. «دوستان کُمُدی» با فضای کمدی و موضوعی روزمره و قابللمس، تلاش دارد تا مخاطب را هم به خنده وادارد و هم به تأمل در مورد ماهیت روابط انسانی. انتخاب این اثر در شرایطی که جامعه با دغدغههای متعدد اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند، میتواند فرصتی برای گریز کوتاه از تنشهای روزمره و بازاندیشی در ارزشهای فراموششده ایفا کند.
فروش بلیت از طریق سامانه تیوال که یکی از معتبرترین پلتفرمهای خرید بلیت تئاتر و کنسرت در ایران محسوب میشود، امکان دسترسی آسان برای علاقهمندان را فراهم کرده است. با توجه به ظرفیت محدود تماشاخانه هیلاج، پیشبینی میشود استقبال از این نمایش به ویژه در روزهای ابتدایی اجرا بالا باشد و علاقهمندان بهتر است هرچه سریعتر نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.
همزمان با رونمایی از پوستر نمایش «دوستان کُمُدی»، بلیتفروشی این نمایش به کارگردانی محمد لهاک آغاز شد و علاقهمندان میتوانند بلیت اجرای آن را از طریق سامانه تیوال تهیه کنند.آغاز بلیتفروشی نمایش «دوستان کُمُدی» همزمان با رونمایی از پوسترنمایش «دوستان کُمُدی» به نویسندگی علی نیکافروز و کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود. همزمان با رونمایی از پوستر، امکان رزرو و تهیه بلیت این نمایش نیز در سامانه تیوال فراهم شده است.
تهیهکنندگی «دوستان کُمُدی» را دکتر نینا صادقی بر عهده دارد.
«دوستان کُمُدی»؛ وقتی پای خریدن دوست به میان میآید، «دوستان کُمُدی» اقتباسی از اثری نوشته گابور راسوو است.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «دوست را میشود خرید؟!».
این پرسش، محور معرفی نمایش «دوستان کُمُدی» است؛ نمایشی که با طرح مساله خرید و فروش دوستی، موقعیتی کمدی را پیش روی تماشاگر قرار میدهد.
- بازیگران و عوامل نمایش «دوستان کُمُدی»
محمدامین، کیمیا نوری، حامی حاتمی و مهسا جوادی بازیگران نمایش «دوستان کُمُدی» هستند و علی توانگری نریشن این اثر را اجرا میکند.
هلیا خادم به عنوان مجری طرح، نینا صادقی بهعنوان مشاور کارگردان، مهتاب بیات و ثمینه ذوالقدریها به عنوان دستیاران کارگردان، ترانه راوشی بهعنوان برنامهریز، مانی دهقان بهعنوان طراح نور، سمیرا قاسمی بهعنوان مدیر اجرایی، علی لطیفی بهعنوان سازنده تیزر و طراح پوستر، امیرحسین سلیماناختیاری بهعنوان دستیار فنی، پوریا سالخورده در بخش تبلیغات مجازی، امیرعباس حیدری بهعنوان مدیر روابط عمومی و احمدرضا حجارزاده در امور رسانه و اطلاعرسانی این پروژه همکاری دارند.
- زمان و محل اجرای «دوستان کُمُدی»
نمایش «دوستان کُمُدی» به کارگردانی محمد لهاک، از روز شنبه ۳۱ مردادماه، ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه هیلاج روی صحنه میرود.
علاقهمندان برای رزرو و تهیه بلیت نمایش «دوستان کُمُدی» میتوانند به صفحه اختصاصی این نمایش در سامانه تیوال مراجعه کنند.
نمایش «مهمانیِ شبِ رفتن» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پرهام پاسیار در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه میرود.«مهمانیِ شبِ رفتن» در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه میرودنمایش «مهمانیِ شبِ رفتن» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی پرهام پاسیار، ۳۰ام مردادماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه میرود. تهیه کنندگی این اثر را علیرضا صدیف و پرهام پاسیار بر عهده دارند.
در این نمایش که سومین تجربه کارگردانی تئاتر پرهام پاسیار است، پانیذ حامدی، دانیال سلطانی، درسا رضایی، نفس پراکوه، پرهام پاسیار، عرشیا احمدی، مهنوش سلیمانی، محمد متین اسدی، مهدی سعیدی، نسیم نیکو، هما اسدی و علیرضا محمودزاده به عنوان بازیگر به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این اثر نمایشی آمده: دانیال دوستان قدیمیاش را برای مهمونیِ شب رفتنش دور هم جمع میکند؛ شبی که هر لحظه، بخشی از گذشته را به میان میآورد و آدمها را با چیزهایی روبهرو میکند که سالها از آنها گذشتهاند.
از دیگر عوامل این اجرای ۱۰۰ دقیقهای میتوان به مشاور کارگردان: پانیذ حامدی، طراح صحنه: پانیذ حامدی، پرهام پاسیار، طراح لباس، الناز خسروی، طراح گرافیک: سارا عباسی، طراح موسیقی: پرهام پاسیار، گروه هنری: بازی به وقت شب به سرپرستی پرهام پاسیار، عوامل پشت صحنه: هستی اسدی، ملیناعظیمی و عکاس: لئو بلاغی اشاره کرد.
پیشفروش «مهمانیِ شبِ رفتن» در سایت تیوال آغاز شده و علاقمندان این نمایش میتوانند جهت تهیه بلیت اقدام کنند.
نورِ شمع، کورسوی امیدِ آننقدی بر نمایش مترونوم خون از صالح آبسوارانتاریکی دربارهی عشق است، نه فقدان آن.
نورِ شمع، کورسوی امیدِ آن.
سیلویا با تمام ناامیدیها و آشفتگیهایش منکر عشق نیست. عشق بنمایهی تمام اشعار و آثار اوست و خودکشیاش آخرین شعر: تاب نیاوردم زندگیِ بدون عشق را، امیدِ به عشق را.
مترونوم خون، نه صرفا یک نمایش تجربی _ رادیکال، بلکه یک هشدار است. هشداری برای زمانهی خودش. قبل از شروع نمایش، هنگامی که سیلویا را زانو زده در تله دیدم، پردهی آخر نمایش را پیشبینی کردم. خودکشیِ سیلویا، همانگونه که اتفاق افتاده بود. پیشبینیام اشتباه بود. آنها دوباره از نو آغاز کردند. شمعی هم خاموش نشد. آن کورسوهای امید، امیدِ به عشق روشن ماندند. تد و سیلویا پروانههای این ضیافت بودند. رابطهی سادو_مازوخیستی شان هم نتوانست بر رومنسِ نمایش سایه افکند.
همانطور که در توضیحات ابتدای نمایش گفته شد، هدف نمایش نه داستانپردازی بلکه فضاسازی بود. تاریکی و نور شمع اتمسفر خلسه آوری ایجاد کرده بودند که هم به ظهور هیستری و خشونت، و البته احساسگرایی کمک میکرد. بازیگران بازیِ بیتکلفی ارائه دادند. دو پروانه، جستوخیز کنان میان شمعها. شروع نمایش با انتخاب هوشمندانه شعری بسیار زیبا از تد هیوز، به نور شمع افزود. مترونوم خون تلاش میکند در بستر روایت رابطهای مسئلهدار و ناکام، رابطهای که دچار بیماریِ خیانت است، عشق را زنده نگه دارد و ارج نهد. هنگامی که نور عشق تد و سیلویا به سبب گناهِ هفتمین، به خاموشی میگراید، هویت شخصیتها به یکباره تغییر میکند. عشق، زخم خورده و خونچکان، اما نمیمیرد و از نو متولد میشود. پرفورمرها چونان الهههای مرگ، میرقصند و در انتظار به خاک سپردن عشق، به انتظار مینشینند. اتمسفر نمایش گیراست. چینش ردیفهای صندلی، درهای ورود‐خروج و حرکات بازیگران و پرفورمرها در طول و عرض صحنه، به مخاطب مجال چشم چرخاندن و قاببندی از اجرا میدهد. میشود به هر گوشهی صحنه نگاه انداخت بدون آنکه ریتم و عاطفهی سیال اجرا از دست رود. طراحی صحنه و اکت بازیگران با وجود (و توجه) به محدودیتهای سالن و (در لفافه) محدودیتهای اجرا، از عهده انتقال عواطف برآمدند. طراحی لباس متناسب و کارآمد است. متن نمایش در منعکس کردن وضعیت روانیِ شخصیتها، خواستهها و محدودیتهایشان موفق عمل کرده بود. [سیلویا یه دلیل بهم بده تا زودتر دخل خودمو بیارم.] تمنای خود ویرانگریِ تد با رد اخلاقیات به بهانهی جوششی برای نوشتن، و تمنای عریانِ سیلویا برای تجربهی یک عشق متعارف و خالص، از مستندات یک رابطهی مسئلهدار بود که با ظرافت در متن گنجانده شده بود. چرخش و جابهجاییِ شخصیتها از نکات مهم این نمایش است.
نویسنده با منشی شاعرانه تباهیِ عشق را انکار میکند. گرچه سیلویا پلات خودکشی کرده است، اما مرگ سیلویا با امتداد و تولد عشق، نمود تازهای پیدا میکند.
دیگر شاعر اهمیتی ندارد. شعر اوست که میماند و در قلب هنرمندان جوانه میزند.
مترونوم خون، تماما پاسداشتِ شاعرانگیست؛ هر چند خونآلود.
منبع: سایت نقد هنری
کارگردان و نقاش نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» گفت؛اثر خوب فرزند زمانه خویش است، تلاقی تئاتر و نقاشی در برابر بیحسی جمعیمرجان آقانوری کارگردان تئاتر و ابراهیم برفرازی نقاش از تجربهای میان تئاتر، نقاشی و مخاطب گفتند؛ اتفاقی که در آن اجرای «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» با خلق زنده یک اثر نقاشی همراه میشود تا هنر را از یک محصول نهایی به فرآیندی زنده و در حال شکلگیری تبدیل کند.
نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری، تجربهای تازه از اثری است که پیشتر با عنوان «مدهآ اجرا نمیشود» روی صحنه رفته بود؛ اما بازتولید این اثر، صرفاً تکرار تجربه پیشین نیست و کارگردان اینبار با تغییر در نسبت میان اثر، فضا و تماشاگر، شکل تازهای از مواجهه با نمایش را پیش روی مخاطب قرار داده است.
نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» از ۲۵ مردادماه در بوتیک هنر ایران روی صحنه میرود و همزمان با اجرای آن، ابراهیم برفرازی نیز با خلق زنده اثر «مدهآ اجرا نمیشود» بخشی از این تجربه میانرشتهای را پیش چشم مخاطبان شکل خواهد داد.
مرجان آقانوری کارگردان نمایش «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» و ابراهیم برفرازی نقاش این اثز نمایشی درباره جزییات اثر و اجرا، با ایلنا گفتگو کردند.
ابراهیم برفرازی، قرار است همزمان با ورود تماشاگران به سالن، خلق یک اثر نقاشی را آغاز کند؛ اثری که برخلاف یک تابلوی از پیش آماده، پایان مشخصی ندارد و در مواجهه با فضای اجرا و مخاطبان شکل نهایی خود را پیدا خواهد کرد.
توضیحات کارگردان نمایش «مدهآ اجرا نمیشود» درباره اثرش
در ابتدا مرجان آقانوری درباره این تغییر و تفاوت بازتولید تازه اثر با اجرای پیشین، به ایلنا توضیحاتی داد.
او گفت: این اثر باز تولید اثر «مدهآ اجرا نمیشود» است که قریب به یک سال و نیم پیش اجرا رفت. من در این اثر نقطه نگاهم را به ارائه و جایگزین تماشاگر در صحنه تغییر دادم. این بار اثر دو سویه اجرا میشود؛ در یک مکان فضامند که در ارائه اثر ما تأثیر دارد.
آقانوری افزود: من معتقدم هر اثر خوب بهتر است فرزند زمانه خود باشد. این روزها بیحسی جمعی یک پدیده محسوس و قابل درک است. رویدادها اهمیت پیشین خود را از دست دادهاند و انسان امروز نسبت خودش با پدیدهها را در یک بیحسی تعریف میکند؛ چراکه اگر قرار باشد حس کند، از ظرفیت تحملش بیشتر میشود.
وی در ادامه، عنوان تازه نمایش را نیز بخشی از همین نسبت با مخاطب و وضعیت امروز دانست و گفت: ««خب چیکار کنم» که «مدهآ اجرا نمیشود» این پاسخ مخاطب به گزاره ابتدایی نمایش ماست. شاید این روزها کمترین دغدغه مخاطب ما اجرا رفتن یا نرفتن یک نمایش باشد. در این میان، اضافه شدن یک کنش زنده تجسمی به فرآیند اجرای نمایش، وجه دیگری از این تجربه میانرشتهای را شکل میدهد.
آقانوری درباره شکلگیری این همکاری و ایده خلق نقاشی زنده نیز اظهار کرد: خلق نقاشی تعدادی از مؤلفههای یک پرفورمنس را دارد؛ بیواسطگی، تنالیته و فضامندی. فرق در تولید محصول است که در نقاشی، محصول تولید میشود؛ محصولی ایستا و قابل دیدن در هر زمان. اما تئاتر در لحظه تولید میشود و در لحظه از بین میرود، دیگر وجود ندارد. محصولش در بدن بازیگر، شیء و وسایل صحنه باقی میماند.
این کارگردان ادامه داد: همیشه دوست داشتم در کنار تئاتر اثری خلق شود که قابل دیدن در روزهای آتی باشد. چندی پیش آخرین نمایشگاه ابراهیم برفرازی را دیدم، شگفتزده شدم از جسارت و توانایی بیحد او در خلق آثار به صورت زنده. با او صحبت کردم و استقبال کرد. قرار شد با مفهوم سانسور که مفهوم اصلی نمایش ماست، همزمان با ورود مخاطب اثری خلق شود، با نام «مدهآ اجرا نمیشود!».
آقانوری این تجربه را بخشی از ویژگی ذاتی تئاتر و امکان باز تعریف مداوم اثر دانست و گفت: اتفاقی که در تولید نمایش برای من رخ میدهد که این هم از جادوی تئاتر است، اینکه من هر بار خودم را در نسبت با نمایش باز تعریف میکنم. در نتیجه در هربار باز تولید این اثر تفاوت زیادی با تولیدات قبلی ایجاد میکنم.
اعمال تغییرات در اجرای تازه
این کارگردان درباره تغییرات اعمال شده در نسخه تازه نمایش توضیح داد: در این دوره تعداد بازیگرها را به شش بازیگر افزایش دادم، صحنه را دو سویه در نظر گرفتم و با شش دختر مدهآ را روایت میکنم که این روایت توسط نیروهای خارجی پاره پاره میشود.
این کارگردان همچنین درباره تفاوت فضای این اثر با نمایش «هتل» که پیشتر با همکاری فواد امیری روی صحنه برده بود، اظهار کرد: این جهان با جهان «هتل» متفاوت است؛ چه از لحاظ فرمی، چه از لحاظ ساختار و شیوه روایت.
او افزود: در «هتل» قصهها در هم پیچیده شده بود و تفکیک روایت برای مخاطب سخت اتفاق میافتاد، اما اینجا اتفاقات برای مخاطب قابل لمس است؛ البته به شرط آشنایی با کهنالگوی مدهآ و داستانهای پیرامونش.
آقانوری درباره اینکه این تجربه در نهایت چه پرسشی را برای مخاطب باقی خواهد گذاشت، گفت: نمیدانم مخاطب چه پرسشی در ذهنش باقی میماند، خیلی به این مسئله فکر نمیکنم. من ایدهای دارم و تجربهای را مطرح میکنم؛ یا کار میکند یا کار نمیکند.
صحبتهای ابراهیم برفرازی نقاش پروژه
در سوی دیگر تجربه اجرای «مدهآ اجرا نمیشود»، ابراهیم برفرازی نیز به نقش مخاطب در تکمیل معنای اثر باور دارد. او درباره رویکرد خود در خلق آثارش گفت: من در آثار خودم سؤال را ایجاد میکنم و پاسخ با مخاطب.
«مدهآ اجرا نمیشود» یک تجربه چندسویه است
او افزود: در چنین مواجههای، «مدهآ اجرا نمیشود! خب چیکار کنم؟» تنها یک اجرای نمایشی نیست؛ بلکه تجربهای است که در آن تماشاگر، فضا، بازیگر، نقاش و اثر هنری همزمان در فرآیند شکلگیری معنا حضور دارند. تئاتر در لحظه اتفاق میافتد و نقاشی در برابر چشم مخاطب متولد میشود؛ یکی در پایان اجرا از میان میرود و دیگری میتواند بهعنوان اثری ماندگار باقی بماند. آنچه میان این دو شکل میگیرد، تجربهای مشترک است که پایانش از پیش نوشته نشده و بخشی از آن به مواجهه مخاطب سپرده شده است.
تاثیر مخاطب بر روند خلق نقاشی چیست؟
برفرازی درباره تأثیر حضور مخاطب بر فرآیند خلق این اثر، گفت: از آنجا که شکلگیری نقاشی نقبی به تاریخ و داستان دارد و از طرفی مواجهه با دنیای معاصر ماست، حضور مخاطب تأثیر بر روند ایجاد این نقاشی خواهد داشت.
این نقاش با اشاره به تفاوت میان تمرین و طراحی اولیه با نتیجه نهایی در یک اثر زنده، ادامه داد: همانطور که برای اجرای تئاتر ماهها تمرین انجام شده و من هم یک اتود کلی برای نقاشی دارم، ولی پایان نقاشی هنوز مشخص نیست و این پایان باز در واقع براساس اتفاقهایی که در اجرا و مواجهه با مخاطب میافتد، واقع میشود.به این ترتیب، نقاشی «مدهآ اجرا نمیشود» قرار نیست صرفاً تصویری باشد که در حاشیه یک نمایش قرار گرفته است؛ بلکه خود بخشی از فرآیند اجراست.
یک پرفورمنس در راستای اجرای تئاتر
برفرازی در پایان، در توضیح نسبت میان نقاشی و تئاتر نیز عنوان کرد: وقتی اجرای نقاشی در معرض مخاطب قرار میگیرد، ما صرفاً با یک تصویر روبرو نیستیم، بلکه با یک پرفورمنس مواجهیم و این مواجهه در راستای اجرای تئاتر است.
چهار نمایش تازه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میرودچهار نمایش «دو سر و یک کلاه»، «مدهآ»، «سنترال پارک غربی» و «رومولوس» در سالنهای استاد ناظرزاده کرمانی و استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه میروند.
نمایشهای «دو سر و یک کلاه» به کارگردانی محمدرضا خاکی، «مدهآ» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، «سنترال پارک غربی» به کارگردانی ژاله صامتی و «رومولوس» به کارگردانی قیس یساقی، در نوبت اجرایی مرداد و شهریور این مجموعه به صحنه خواهند رفت.
نمایش «دو سر و یک کلاه» نوشته ژانـماری پییم، با ترجمه و کارگردانی محمدرضا خاکی و بازی ناصر علیپاشا و حمید رشید، از یکشنبه ۲۵ مرداد، ساعت ۱۸:۴۵ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا میشود.
نمایش «مدهآ» به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا نعیمی و تهیهکنندگی شیدا منوچهری نائینی، با بازی ریحانه رضی و بهار نوحیان، از چهارشنبه ۴ شهریور، ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان به صحنه میرود.
نمایش «سنترال پارک غربی» نوشته وودی آلن، با ترجمه ایرج سنجری، کارگردانی و تهیهکنندگی ژاله صامتی، با بازی لیلا بلوکات، ژاله صامتی، نادر فلاح، ایرج سنجری و نیاز سنجری، از جمعه ۳۰ مرداد، ساعت ۲۱:۱۵ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی اجرا خواهد شد.
همچنین نمایش «رومولوس» نوشته فواد زیدانلویی، به طراحی و کارگردانی قیس یساقی و با بازی اسماعیل گرجی، فرشاد قاسمی، امیرحسین بلندی، مهسا صبوری و محمد لقمانیان، از چهارشنبه ۴ شهریور، ساعت ۲۱ در سالن استاد سمندریان روی صحنه میرود.
کالبدشکافی یک فروپاشی؛ از ماشین هملت تا انسان مسخشدهنقدی از بهنام ترابی؛ بر نمایش «هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده«هملت زد» به کارگردانی بابک محمودزاده، بازخوانی معاصر و رادیکالی از «ماشین هملت» هاینر مولر است؛ اجرایی که با تکیه بر ساختار پستدراماتیک و بهرهگیری از مؤلفههای جنبش ضدتئاتر، تلاش میکند فرمهای آشنای نمایش را از درون متلاشی کند و تصویری تازه از انسان در وضعیت فروپاشی ارائه دهد.
در این اجرا، داستان و شخصیتپردازی کلاسیک جای خود را به بدن، صدا، تکرار، سکوت، انباشت و وضعیت میدهند. «هملت زد» بیش از آنکه روایتگر یک داستان مشخص باشد، مخاطب را درون یک موقعیت بحرانی قرار میدهد؛ موقعیتی که در آن مرز میان انسان و شیء، اراده و اجبار، عقل و جنون، و فردیت و ماشین قدرت دائماً در حال فروریختن است.
یکی از مهمترین وجوه اجرایی اثر، استفاده از بازیگر در معنای اوناگاتا و خلق بدنهایی فاقد جنسیت مشخص است. این بدنها نه بهعنوان مرد یا زن، بلکه بهعنوان پیکرههایی سیال و جهانشمول روی صحنه ظاهر میشوند؛ بدنهایی که میتوانند همزمان حامل رنج، خشونت، میل، ترس و خاطره باشند.
بیجنسیتی در «هملت زد» تنها یک انتخاب زیباییشناختی نیست، بلکه بخشی از منطق مفهومی اثر است. وقتی قدرت فاشیستی میکوشد همهچیز را یکدست، قابل کنترل و قابل جایگزین کند، بدن نیز از هویت فردی تهی میشود و به مادهای خام برای اعمال قدرت تبدیل میگردد. بازیگر در این وضعیت، دیگر صرفاً یک شخصیت را بازنمایی نمیکند؛ او به نشانهای از انسانی بدل میشود که هویت، تاریخ و اختیارش در معرض نابودی قرار گرفته است.
در همین بستر، بازی طاها احمدی و ایمان میر هاشمی اهمیت ویژهای پیدا میکند. هر دو بازیگر با حضوری فیزیکی، دقیق و متکی بر جزئیات روانی، مرز میان نقش و فروپاشی روانی را محو میکنند. آنها در صحنه فقط بازی نمیکنند، بلکه نوعی وضعیت روانی و جسمانی را زندگی میکنند؛ وضعیتی آکنده از اضطراب، سرکوب، خشونت و میل به گریز.
بازی طاها احمدی بر پایه کنترل بدن، مکثها و انفجارهای ناگهانی شکل میگیرد. بدن او گاه به یک ماشین فرمانبردار و گاه به موجودی زخمی و سرکش تبدیل میشود. ایمان هاشمی نیز با انتقال اضطراب و آشفتگی درونی، وجهی تروماتیک به اجرا میبخشد. حضور این دو بازیگر، فضای نمایش را به میدان برخورد نیروهای متضاد تبدیل میکند؛ جایی که هر حرکت میتواند نشانهای از تسلیم یا آغاز شورش باشد.
«هملت زد» همچنین رگههایی روشن از سایکودرام را در ساختار خود به کار میگیرد. اما این سایکودرام نه در قالب بازسازی روانشناختی یک شخصیت، بلکه به شکل برونریزی یک بحران جمعی ظاهر میشود. آنچه روی صحنه رخ میدهد، فقط بحران روانی یک فرد نیست؛ انعکاس روانی جامعهای است که در معرض خشونت سازمانیافته، سرکوب مستمر و حذف تدریجی فردیت قرار گرفته است.
یکی از عناصر برجسته اجرا، صحنهای است که درگیر فرآیند «انباشت مداوم» میشود. اشیا، نشانهها، بدنها و پسماندها بهتدریج روی یکدیگر انباشته میشوند و فضای صحنه را به محیطی سنگین، خفهکننده و بیراه گریز تبدیل میکنند. این انباشت را میتوان استعارهای از تاریخ، ایدئولوژی و خشونتی دانست که بر بدن انسان رسوب کرده است.
در اینجا صحنه تنها محل وقوع رویداد نیست؛ خود به یک بدن تبدیل میشود. بدنی که زیر بار خاطره، خشونت و اشیای بیمصرف دفن شده و هرچه بیشتر انباشته میشود، امکان تنفس و حرکت در آن کاهش مییابد. تماشاگر با فضایی روبهروست که در آن انسان نه در مرکز جهان، بلکه در میان آوار نشانهها و بقایای یک نظم ویرانگر گرفتار شده است.
هسته مرکزی «هملت زد» فرآیند استحاله انسان است؛ تبدیل شدن انسانِ اسیر فاشیسم به موجودی غیرانسانی. قدرت در این نمایش تنها بدن را سرکوب نمیکند، بلکه بهتدریج زبان، حافظه، میل و توانایی تصمیمگیری را نیز از آن میگیرد. انسان به گوشت، ابزار و بخشی از یک ماشین عظیم و بیچهره تبدیل میشود؛ ماشینی که برای ادامه کار خود نیازی به فردیت، اخلاق یا همدلی ندارد.
با این حال، «هملت زد» در تاریکی مطلق باقی نمیماند. در دل همین استحاله، میل به مبارزه و رهایی همچنان زنده است. حتی زمانی که بدن تحت سلطه قدرت قرار گرفته و صحنه زیر بار انباشت خشونت فرو میرود، میل به ایستادن، مقاومت کردن و شکستن نظم موجود از بین نمیرود.
محمودزاده در این اجرا نشان میدهد که مبارزه همیشه با یک کنش بزرگ و قهرمانانه آغاز نمیشود. گاهی یک مکث، یک نگاه، یک حرکت کوچک، یک امتناع یا حتی تلاش برای نفس کشیدن، میتواند به کنشی سیاسی تبدیل شود. در جهان «هملت زد»، همین تلاش برای بازپسگیری بدن و اراده، آخرین امکان انسان برای حفظ انسانیت خویش است.
«هملت زد» تئاتری درباره فروپاشی است، اما خود در فرم و ساختار فرو نمیپاشد؛ بلکه فروپاشی را به زبان اجرایی تبدیل میکند.
اثر با کنار گذاشتن روایت خطی و شخصیتپردازی کلاسیک، مخاطب را وادار میکند بحران را نه فقط بفهمد، بلکه آن را در بدن و ادراک خود تجربه کند.
این نمایش، با بازیهای درخشان طاها احمدی و ایمان هاشمی، با بدنهای سیال و فاقد جنسیت، با فضای انباشته و خفهکننده و با پیوند میان سایکودرام و تئاتر پستدراماتیک، تصویری تکاندهنده از انسانی ارائه میدهد که در مرز میان شیء شدن و رهایی ایستاده است.
«هملت زد» در نهایت پرسشی بنیادین را پیش روی تماشاگر قرار میدهد: وقتی انسان از همهچیز تهی میشود، چه چیزی از او باقی میماند؟ پاسخ نمایش شاید در همان لحظههای شکنندهای نهفته باشد که بدن، با وجود تمام فشارها، هنوز میکوشد حرکت کند؛ صدایی که با وجود سرکوب هنوز شنیده میشود؛ و میلی که حتی در دل ماشین خشونت، رویای رهایی را فراموش نمیکند.
همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به کارگردانی ابراهیم پشتکوهی ساعت اجرای این اثر تغییر کرد.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی اثر، همزمان با تمدید نمایش «مرگ اشرف غنی» به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم پشتکوهی با تهیهکنندگی مهدی طوفانی در تماشاخانه هیلاج، ساعت اجرای این اثر نمایشی تغییر کرد و از روز یکشنبه هجدهم مرداد ساعت ۱۸ میزبان علاقهمندان خواهد بود.
آرزو غلامی، عیسی حسینی، نادر محمودی، فرشته محمدی، بشیر احمد نیکزاد، فریماه پروانی و مبینا صافی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه داستان نمایش «مرگ اشرف غنی» میخوانیم: «در شب چله، کابل سقوط میکند و طالبان برای یافتن اشرف غنی به خانهای در حاشیه کابل هجوم میبرند.»
این اثر پیش از این در چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر موفق به کسب جایزه بهترین نمایشنامه اقتباسی شده و همچنین نامزد دریافت جایزه برای بهترین موسیقی و بهترین بازیگر زن بوده است.
از دیگر عوامل «مرگ اشرف غنی» عبارتند از مجری طرح: پژمان برزگر، خوانندگان: عرفان مبینی، مجتبی خاوری و مبینا صافی، نوازندگان: پیمان اکبری و متین سعیدی، دستیاران کارگردان: هدی حاجیزاده و یاشار نادری، طراحان صحنه: ابراهیم پشتکوهی و حسین طاهربخش، طراحان لباس: ابراهیم پشتکوهی و مرجان خرمی، طراح گریم: شبنم روزبهانه، طراح گرافیک، موشنگرافیک و ساخت تیزر: محمدحسن آزادگان، طراح نور: پژمان برزگر، طراح حرکت: هدیه شیخان، مدیر اجرایی: محمد لهاک، مدیر صحنه: سام جانملکی، منشی صحنه: فرانک ورکیانی، عکاسان: پرتو جغتایی و امیر ناصری، مدیر روابط عمومی: امیرعباس حیدری، مدیر رسانه: نگار امیری، جلوههای ویژه: آرش آقابیک، نماینده اجرایی: هلیا خادم و تبلیغات مجازی: مهتاب بیات.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این نمایش به سایت تیوال مراجعه کنند.
دور دوم «جیرهبندی پر خروس برای سوگواری» محصول کمپانی کیمیا آرتنمایش «جیرهبندی پر خروس برای سوگواری»، محصول کمپانی بینالمللی KIMIA ARTS به نویسندگی علی نرگسنژاد و کارگردانی مسعود احمدی، پس از استقبال مخاطبان از دور نخست اجرا، دور دوم اجراهای خود را در خانه تئاتر «تماشاخانه استاد جوانمرد» آغاز میکند.
نمایش «جیرهبندی پر خروس برای سوگواری»، پس از یک دوره اجرای موفق در مجموعه تئاتر لبخند در زمستان ۱۴۰۴، از ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ در خانه تئاتر «تماشاخانه استاد جوانمرد» روی صحنه میرود. تهیهکنندگی دور دوم این نمایش نیز بر عهده محمد ذوالفقاری است.
در این نمایش ۶۰ دقیقهای، قدس شریعتی، نازیلا سلطانی و مسعود احمدی به ایفای نقش میپردازند. یوسف باپیری نیز به عنوان مشاور هنری و فرهاد فزونی به عنوان طراح گرافیک، گروه را همراهی میکنند.
از دیگر عوامل این پروژه میتوان به سرمایه گذار: امیر خطیبی، مجری طرح: باران برومند، طراح نور: میلاد الهی، طراح صحنه: امیر خراسانی، طراح لباس: نگین رادفر، مشاور گریم: مهتاب حسنی، طراح گریم: مارال سجادی، آهنگساز و طراح صدا: بنیامین وزیر، گروه چَرخِ، طراح آکسسوار: یلدا فاضل، دستیار کارگردان و منشی صحنه: بابک سلیمی، برنامهریز و مجری نور: نگار جعفری، مدیرتولید: امیرحسین حبیبی علیشاه، جانشین تولید: آرمین کامران، دستیار تهیهکننده: آیسا همامی، مجری گریم: ساناز دبیری، مدیر صحنه: کیارش قاجار، مدیر تبلیغات: رومینا سندگل زاده، مدیر روابط عمومی: پارسا اسماعیلی، تیزر: امیرحسین علیجانی، علی مطهری، علیرضا حسنخانی، موشن گرافیک: مجتبی رهامیان اشاره کرد.
همچنین اعضاء گروه موسیقی این اثر نمایشی عبارتند از ویولن و ویولا: میلاد کاظمی، کمانچه: اردلان قادری، چلو: مبینا آردن، افرا شاه آبادی، علی خواستار و مهندس صدا: آریا کیایی راد.
پیشفروش دور دوم نمایش «جیرهبندی پر خروس برای سوگواری» از ساعت ۱۲:۱۲ ظهر امروز در سایت تیوال آغاز شده و علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت این اثر اقدام کنند.
تعزیه پشت خیمه در کانون توحید تعزیه پشت خیمه، نمایشی که روایتی از اماننامه شمر به حضرت عباس (ع) را به تصویر میکشد، از ۱۷ مرداد در کانون توحید تهران به روی صحنه رفته است.
سینا نورائی کارگردان تعزیه پشت خیمه، در اجرای این نمایش از تلفیق تعزیه و نقالی بهره برده است تا شیوهی متفاوت از روایت روز تاسوعای حسینی و تسلیم اماننامه توسط شمر به حضرت عباس (ع) را برای مخاطبان تئاتر به روی صحنه ببرد.
سید مهرداد کاووسی از نقالان مطرح کشور، نقل واقعه را در این نمایش بر عهده دارد. امیرحسین فارسی و سینا نورائی، تعزیه خوانهای این اثر نمایشی، عطالله نجفی طراح و مجری گریم و بارسین خاکپور نوازنده دمام و سازهای آئینی آن هستند. از دیگر عوامل اجرایی تعزیه پشت خیمه می توان به محمد ارزبین مدیریت اجرایی کانون توحید و صابر ساده کارشناس هنری مجموعه اشاره کرد.
تعزیه پشت خیمه از ۱۷ الی ۱۹ مرداد ساعت ۱۸ در کانون توحید واقع در تهران، میدان توحید، خیابان پرچم غربی پلاک ۷۰، تالار پرچم به روی صحنه خواهد بود.
پس از اجرای موفق اپرای «ویولتا»؛ «کارمن» روی صحنه میآیداپرای «کارمن» از شهریورماه در مجموعه فرهنگی کاخ هنر روی صحنه میرود.به گزارش روابط عمومی پروژه، پس از اجرای اپرای ویولتا، ندا شاهرخی و هاسمیک کاراپتیان این بار با اجرای اپرای «کارمن» نوشته ژرژ بیزه به سراغ یکی از مشهورترین و ماندگارترین آثار اپرایی جهان رفتهاند. این اثر به ترجمه ندا شاهرخی و بازنویسی شقایق پروین، قرار است پس از سال ۱۳۵۷ برای اولین بار در ایران روی صحنه برود.
در این اجرا بیش از ۸۰ بازیگر و خواننده حضور دارند و بهرخ علیقورچی بهعنوان پیانیست و پرهام دمشقی بهعنوان رهبر گروه آوازی، گروه اجرایی را همراهی میکنند.
بازیگر خوانندگان این اپرا هاسمیک کاراپتیان، مرتضی یونسزاده، مهدی دوانقی، فرناز زهری، آرین هژیر، غزل همایونی، آناهیتا طالبی، دلسا کریمزاده، رایحه پاشا، نورا محمودی، هانیتا دلفانی، مهسا سلوکساران، هژیر مهرآوران، امیل امیریان، محمد سجاد طاهری، آرتا اسرار، متین محمدحسینی، امید جباری، دریا رضوی، مانیا اصغری، الینا ناصری، مریم دشتآبادی، عارفه اخوان اقدم، پرهام دمشقی، احسان لاریجانی و امیر آئینه هستند.
در گروه آوازی،آرمیتا قلیزاده، آوا آرامش، آیدا امیری، باران صفری، پانتهآ حسن شعبانی، پریسا میربابایی، ساینا سمیعی، عاطفه زارعزادگان، لیلی استاد، ویانا کاوه، هلن حسینی، فاطمه شاهنگیان، آرشین باقری، آتنا دادرس، حدیث حسینیان، زینب قانبیلی، سما دهقانی، سمیرا عباسپور، مهیا قلیزاده، نادیا رجبی، نیوشا عربلو، مهسیما غفاربیگی، شکیبا قلیزاده، حسین عابدینیفر، علی شکرچی، علی حسنزاده شهریور، فرشاد فتحعلی، محمد قاضیسعید، سید والا وفایی، امیرعلی خوشنویسان، بردیا روستاییفر، پویان گلفشان، دانیال منصوری، علیرضا مشیری، محمدامین قاسمزاده، محمدرضا علی نژاد و محمدرضا نوروزیکیا حضور دارند.
بازیگر خوانندگان کودک این اثر نیز شامل لیام میراسماعیلی، ماهتابان یونسزاده، بارانا حضرتی، باران مومنی، تارا احمدی، رونا پیرزاده، لیلی تقیزاده، لنا جعفری، مانلی طاهری، بارانا محمدی، نیکی کلبادی، یکتا مشیری، سوانا درغوکاسیان، لئا امیری، لیانا امیری، نیلا غلامی، آنالی مرادخانی، یونا مرادخانی، کارن خرمی، رابین خرمی، آتنا غفوریان، اوربل درنفیشیان، آدرینا معارفی، آوا خسروی، ارکیده حاجیمحمدی، دریا فراهانی، رز لطفی، علی محمدزاده، آراد محمدزاده، آریانا احمدیزاده، کامیاب محمدبیگی، مایا کلاهی، آندیا حقبیان، مهسان امیری، مانلی صانعی، ویانا میمند و مهرسا بختیاریان هستند.
عوامل این اثر عبارتاند از: سارا اسکندری طراح گریم، مهدی موسویتبار طراح صحنه، محمدرضا رحمتی و نیلوفر نقیبساداتی طراح نور و ویدئو مپینگ، صدف محسنی طراح حرکت و مدرس رقص فلامنکو، مینا اکبر اشرفی طراح پوستر و اقلام تبلیغاتی، آتنا دادرس مدیر هنری ویژوال آرت و تصویرگر پوستر، رایحه پاشا و سارینا کیان بازیگردان و دستیار کارگردان، غزال سالار بهزادی و هانیتا دلفانی صدا ساز و رهبر کودکان، دیبا سلطاننیا و هانیتا طهرانی دستیاران رهبر کودکان و اوربل درنفیشیان نوازنده ساید درام، فهیمه کرمی و نیلوفر ترابی منشی صحنه، فرشته کرمی و امیرمنصور منفرد مدیران صحنه، امیرمنصور منفرد مجری دکور و سازنده تیزر پشت صحنه، فائزه سلطانی مسئول هماهنگی گریم و اجرا، ماهان ابراهیمزاده، ملیسا ناظریان، مبینا شاهیوندی و شقایق بروجی مجریان گریم، علیرضا پورفرید اسپانسر پیانو، نیوشا عربلو و متین محمدحسینی دستیاران گریم، نعیمه شاهرخی و ماشاالله سربالاوند مسئولان دوخت لباس، پرهام پورخمسه دستیار صحنه و لباس، ایلیا شمس مدیر روابط عمومی، مصطفی قاهری سازنده تیزر و اسوه ثمری عکاس.
اپرای «کارمن» از شهریورماه در مجموعه فرهنگی کاخ هنر روی صحنه خواهد رفت و اطلاعات مربوط به زمان دقیق اجرا و نحوه تهیه بلیت متعاقباً اعلام میشود.
در تالار هنر برگزار میشوددورهمی سرتوک؛ شبی برای قصه و قدردانینخستین دیدار قصهگویان پادکست «سرتوک» با کودکان مخاطب این پروژه، با مشارکت تالار هنر و با حضور سینا ذکایی و گروه موسیقی و کر «کرالیس»، روز ۲۴ مردادماه برگزار خواهد شد.
به گزارش روابطعمومی پروژه، «دورهمی سرتوک؛ شبی برای قصه و قدردانی» به تهیهکنندگی فاطمه امیداله، با مشارکت تالار هنر و همراهی انجمن تئاتر کودک و نوجوان، ساعت ۱۸ روز شنبه ۲۴ مردادماه در تالار هنر تهران برگزار میشود.
پادکست «سرتوک» در روزهای جنگ و با هدف همراهی با کودکان و ایجاد لحظاتی از آرامش و امید برای آنان شکل گرفت. در این پروژه، جمعی از قصهگویان، نویسندگان و هنرمندان، هر شب با روایت قصه برای کودکان تلاش کردند در روزهای دشوار، همراه و همدل مخاطبان خود باشند.
این پادکست در ایام جنگ، به دلیل محدودیتهای اینترنتی، تنها از طریق کانال خود در پیامرسان «بله» منتشر شد و با وجود این محدودیت، توانست مخاطبان خود را پیدا کند و با کودکان و خانوادهها همراه شود.
مصطفی رحماندوست، رضا فیاضی، محمد بحرانی، افسانه شعباننژاد، سوسن مقصودلو، منوچهر اکبرلو، حسین فداییحسین، مجتبی کاظمی، عباس جهانگیریان، فریبا دلیری، بهارک بابک، بهرام بهبهانی، فرشید قلیپور، سامان خلیلیان و جمعی دیگر از قصهگویان و هنرمندان در پادکست «سرتوک» حضور داشتهاند.
نام «سرتوک» نیز برگرفته از یک واژه گیلکی است؛ بادی طوفانی که پس از آن باران میبارد. این نام با هدف یادآوری مفهوم امید و رسیدن روزهای روشن پس از سپریشدن روزهای دشوار برای این پروژه انتخاب شده است.
اکنون با تغییر شرایط، برگزارکنندگان «سرتوک» تصمیم گرفتهاند قصهگویان و کودکان مخاطب این پادکست را برای نخستینبار در یک برنامه حضوری گرد هم آورند. این دیدار با عنوان «شبی برای قصه و قدردانی» طراحی شده و محور آن علاوه بر قصه و موسیقی، توجه به فرهنگ قدردانی و آموزش این مفهوم به کودکان است.
در این برنامه، کودکان فرصت خواهند داشت با تهیه هدایایی ساده و دستساز مانند نقاشی، اوریگامی، سفال، کارتپستال و دیگر آثار خلاقانه، از قصهگوهایی که در روزهای دشوار برای آنها قصه گفتهاند، قدردانی کنند. برگزارکنندگان این برنامه تلاش دارند با این رویکرد، این مفهوم را نیز به کودکان منتقل کنند که برای قدردانی از افراد تأثیرگذار زندگی، لزوماً به هدیههای پرهزینه یا کارهای پیچیده نیاز نیست و یک اثر ساده و دستساز میتواند حامل محبت و سپاسگزاری باشد.
قصهگویان پادکست «سرتوک» در این دورهمی حضور خواهند داشت و سینا ذکایی به همراه گروه موسیقی و کر «کرالیس» نیز در این برنامه به اجرای موسیقی خواهند پرداخت.
بر اساس این گزارش، «دورهمی سرتوک؛ شبی برای قصه و قدردانی» رویدادی رایگان است و برای ساماندهی حضور مخاطبان در سالن، صفحه این برنامه در سامانه «تیوال» ایجاد شده است. علاقهمندان میتوانند با مراجعه به این صفحه، ضمن دریافت اطلاعات برنامه، بهصورت رایگان حضور خود را رزرو کنند.
این برنامه ساعت ۱۸ روز شنبه ۲۴ مردادماه در تالار هنر تهران برگزار میشود.
دور دوم اجرای کمدی «سندباد و فیروز» در خانه نمایش مهرگاننمایش کمدی موزیکال «سندباد و فیروز» به کارگردانی محمود موسوی، از ۲۶ مرداد ماه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.
به گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی، نمایش کمدی موزیکال «سندباد و فیروز» به طراحی و کارگردانی محمود موسوی، نوشته دانیال تفرشی از دوشنبه ۲۶ مرداد ماه هر شب ساعت ۲۱:۳۰ به مدت ۶۵ دقیقه در خانه نمایش مهرگان روی صحنه میرود.
مسعود مهرابی، میثم عباسی، علی آتشانی، علیرضا ذوالفقاری، هلن سرگزی، مژگان آمری، ضحا طلائی، مهیاس حسینزاده، دریا فخیم، مهرناز عدمی، پرند اکبری، سارا قائم مقامی و محمود موسوی بازیگرانی هستند که در این تئاتر نقشآفرینی میکنند.
دیگر عوامل نمایش کمدی موزیکال «سندباد و فیروز» عبارتند از: مجری طرح: هاتف کلاته، نوازندگان: نیما فرامند، مهراد ابریشمکار، سینا معصومی، سپنتا بوچالو، ابراهیم اکبرزاده ماکوئی، سرپرست گروه کارگردانی و برنامهریز: نیلوفر شکری، دستیاران کارگردان: پوریا یاوری، امیر مهدی اعتمادفر، منشی صحنه: نیلوفر شکری، طراح لباس: کوروش مراد طهرانی، طراح حرکت: سارا قائم مقامی، طراح موسیقی: مهراد ابریشمکار، طراح صحنه: محمود موسوی، دستیاران لباس: میلو زمانزاده، سینا باقرزاده، مرجان خوش اخلاق، ساخت دکور و آکسسوار: حمیدرضا جهانگیری، مدیر تبلیغات: محمد سجاد رشیدی، دپارتمان رسانه و روابط عمومی: میلاندر مدیا، ستاره نجفآبادی، مدیر رسانه: امین اسلامی، پارسا اسماعیلی، عکاس: علیرضا سامنی، عباس ستایش، امین اسلامی، تولید محتوا: جاوید علیپور، با همکاری: خانه نمایش مهرگان.
علاقهمندان جهت تهیه بلیت میتوانند از امروز به سایت تیوال مراجعه کنند.
گفتنی است این نمایش پیش از این در تماشاخانه سنگلج روی صحنه رفته و با استقبال مخاطبان یکی از نمایشهای پرمخاطب در دوره اجرایش بود.
جدیدترین عکسهای نمایش «برای فروش» از دوربین الهه شهریاری نمایش «برای فروش» به نویسندگی سهند خیرآبادی و کارگردانی علی تصدیقی از ۱۰ تیرماه در بلکباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر روی صحنه رفته و با استقبال قابل توجهی از سوی مخاطبان روبهرو شده است.
این نمایش آخرین روزهای اجرا را پشت سر میگذارد و علاقهمندان میتوانند بلیت این اجراها را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.
مهرانه مهینترابی، نورا هاشمی، محمد معتضدی، مهبد قناعتپیشه و نادر فلاح بازیگران نمایش «برای فروش» هستند.