من طبق روال ذهنی همیشگیم اول کامنتها رو خوندم بعد اومدم منظر نگاه خودم در حد دانش و سوادم رو بنویسم
اول اینکه تجربه تیاتر دیدن به من اثبات کرده جایزه ها و منتخب بودن در جشنواره ها نمیتونه ملاک عدم ورود نقد به یک اثر بشه
اون داورهایی که یک نمایش رو برتر انتخاب میکنند هم جدا از اسم و رسم و تجربه و دانش ، سلیقه شخصی دارند که ممکنه با سلایق هزاران نفر متخصص و با تجربه و صاحبنظر همخوانی نداشته باشه . پس ملاک نقد هر شخص نگاه و نظر مبنی بر زیست شخصی خودشه و نباید متاثر از اسم و رسم و جایگاه نمایش باشه
نور و طراحی صحنه و لباس در این اثر از نظر من کوتاه قد تر از توانایی بازیگران و بی تناسب با داستان به نظر میومد . شایسته بود کارگردان نور رو بر اساس اهمیت دیالوگ و صحنه مهندسی کنند و لباس ها در خور شان بازیگران و توانایی بالای اجراشون باشه و طراحی صحنه مثل دیالوگها در خدمت داستان باشه
پس اینجا من به این سه موضوع جایزه نمیدم و حتی جای کار میدم
پریشان حالی صداهای ضبط شده صحنه و گنگ بودن و بی کیفیت بودن صداها سطح کار
... دیدن ادامه ››
به این خوبی رو بسیار تنزل داد
ارگ نوازی روی پلکان و رها کردن ساز تا پایان کار مزید بر این شد
دیالوگها بسیار پربار و مهندسی شده و چیدمان کلمات و الفاظ با تحقیق و بسیار صحیح نوشته شده بود و تک تک بازیگران در بیان این حجم بالای دیالوگ به حق زحمت در خور تشویقی کشیدند اما سرعت انتقال و ریتم بازیها به قدری تند بود که اجازه تفکر و چشیدن و مزه مزه کردن و هضم مفاهیم و قافیه بندی های به این زیبایی رو از تماشگر سلب میکرد
اصلی ترین موضوع که من در کامنتها متوجه شدم اینه که اکثر تماشاچی ها مثل خود من در داستان گم شدند . در تعویض سالها و صحنه ها دچار ابهام و معما شدند ده ها سوال بی پاسخ در طی داستان ذهن بیننده رو از فهم بقیه نمایش جا میگذاره و این کلافگی باعث شده کامنتهایی منفی متوجه نویسنده اثر بشه که در واقع شاید حقش نیست ولی زبان و بیان تماشاگر همیشه فنی و آکادمیک نیست و گاهی با پرخاش و تندی و نارضایتی همراهه
از مهسا مهجور و سحر پیرعلی زیاد گفته شد و به حق این دونفر پاشنه آشیل کار بودند
دو عزیزی که با وجود غم و سوگ به کارشون مومن موندن و متعهد و همه ما با اونها اشک ریختیم همونطور که خندیده بودیم
آقایان خلیلیان و همتی ( خواهش میکنم عکس پروفایل بگذارید چون مطمئن نیستم درست نام برده باشم ) هم ستونهای کار بودند
اما من میخوام از هماهنگی بازی نسیم خیری و فاطمه رحمتی تشکر کنم
از مینا آشفته و سئودا رضایی در بازی سازی خوب برای پارتنرشون تشکر کنم
علی پورستوده و محمد گلستانی زاده شده بودن برای نقشهاشون و چقدر 6 دانگ بودند
از صدای زیبا و رسای آقای ریش بلند سپید که باز هم بخاط نداشتن عکس پروفایل مردد در نامشون هستم لذت بردم
و در پایان
سحر پیرعلی
من برای هنر تو ایستاده دست میزنم که اینقدر در این کار سریع الانتقال و باهوش و بانمک و زیبا بودی