در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهرداد مختاریان درباره نمایش هیپوکامپوس، یک کمدی فلسفی: طبق روال ذهنیم اول کامنتها رو میخونم بعد مینویسم که البته خوندن این هم
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:14:57
طبق روال ذهنیم اول کامنتها رو میخونم بعد مینویسم که البته خوندن این همه کامنت واقعا زمانبر بود ولی ارزش جمع بندی در ذهنم رو داشت
اوایل شهریور پارسال رفتم هما سالن شیشه ای و ماجرای عجیب سگی در شب رو دیدم و اتفاقا در اون نمایش هم مثل همین نمایش قبل از ورود تماشاگر بازیگران روی صحنه بودند و در حال تعامل با تماشاگر که در همون تاریک روشنی من بازیگر مورد توجهم رو پیدا کردم چون حرکاتش با بقیه فرق داشت
مهرناز بختیاری
که موازی با اون کار داشت توی نوفل همین هیپوکامپوس رو بازی میکرد و من تا دیشب قسمت نشده بود این کارو ببینم و اصلا بخاطر دیدن دوباره مهرناز و هنرش بود که بالاخره به دیدن این کار اومدم

اول از هر چیز برای اینکه گارد کسی بالا نیاد بگم که کارگردان بسیار برخورد شریف و محترمی با تماشاگرها داشتند و هم ابتدا هم انتهای نمایش مراتب ادب رو ... دیدن ادامه ›› بجا آوردند

حالا با اولین سوال شروع میکنم
آیا کلمه بی ادبانه و شوخی جنسی و اصطلاح مبتذلی باقی موند که توی این نمایش ازش برای خنده گرفتن از تماشاگر استفاده نشده باشه ؟
از پخشش چند باره صدای باد معده در بلندگوها و تفسیرش تا فحش های نامتعارف تا شوخی های جنسی تا اصطلاحات مبتذل با استفاده از راه در رو در صورت نقد ....
مثال : میز به حرف میفته و با حالات و جملات اروتیک میگه بیا بشین روم . بازیگر زن تکرار میکنه بیا بشین روش
مثال : بازیگر مرد دست میزنه به شلوار یک بازیگر مرد دیگه و میگه دنبلان دلم میخواد
همیشه واهمه داشتم از اینکه طنزهای سخیف اینستاگرام قبح و حیای شوخی ها در سطح صحنه تیاتر رو از بین ببره . ذائقه تماشاگر رو بیحس کنه و سنسورهای اصالت و نجابت رو غیر فعال کنه . متاسفانه روز به روز شاهد اینم که این ترسم بجا بود و شد و داره میشه و از همه بدتر !!!!!! خنده میگیره و افراد کمی نقدش میکنند
ما داریم بیحس میشیم به شرم و حیا . داریم قورباغه آرام پز میشیم ....

سوال بعد
واقعا اگر مهرناز بختیاری و مرتضی علی دادی و از همه مهمتر حامد قنبری رو از این نمایش بیرون بیاریم چی ازش میمونه جز یک تعداد بازیگر خسته و فرسوده که تمام فرم و اکت و حرکات بدنی جمعی رو فرمالیته و نصف نیمه و از سر تکلیف انجام میدادند ؟
شما تفاوت اجرای فرم و حرکت در مهرناز بختیاری با سایر بازیگران رو تفاوت 10 به 1 درنظر بگیرید
موقع خم شدن ها مهرناز حدقل 90 درجه خم میشد یا بیشتر و راکورد شده و بدون تغییر و سایرین تاحد انجام وظیفه
موقع پاکوبیدن ها و حرکات دست و بدن مهرناز مثل یک سرباز مکلف عمل میکرد و سایرین مثل اینکه از پارسال تا الان هر شب اجرا داشتن و خسته ان
موقع سر چرخاندن و بدنهای دست به دست دهنده مهرناز مثل یک سماع گر یکدست و با تمرکز روی راکورد و تنفس و مابقی بازیگران در حالت حفظ بقا و ذخیره انرژی

سطح انرژی . قدرت بازیگری و توانایی خنده گفتن با استفاده از بیان و رزونانس و گویش و سرعت ادای دیالوگ بدون تپق و بر پایه احساسات در حامد قنبری اینقدر زیبا بود که وزن نمایش رو سنگین میکرد و من تماشاگر هر لحظه منتظر ورود دوباره گوسفند یا تیر یا روح فروید بودم ( هر سه نقش حامد )

مرتضی علی دادی حیف شد !!!! ای کاش طراحی برای حرکات موزونش داشت . ای کاش طنز نمایش رو بجای ابتذال ، تزریق میکردید در بیان روستایی و صدای دلنشین و انرژی و قدرت مونولوگ گویی مرتضی که چقدر این بازیگر از دل و جان ایفای نقش کرد .

در سراسر نمایش از تنها کسی که بدون دیالوگ هم صحنه رو زنده و جاری نگه میداشت مهرناز بختیاری بود
گوش کردن فعال و ری اکت های صورت و بدن
زیست در نقش بدون فوکوس کشیدن و بازی دزدی از بقیه
حفظ نیت و انرژی درونی و منفصل نشدن از گروه در زمان نداشتن دیالوگ
و در مقابل باز هم سوال دارم !!!
چرا قبل از شروع نمایش با پخش موسیقی در زمانیکه تمام کاراکتر ها در حالت فریز نشستن خانم اسدپور در حال ریتم گرفتن با بدن و خنده هستند و خانم شجاعیان هم بهشون میپیوندند ؟
چرا در بخش اجرای روح فروید خانم شجاعیان بلند بلند میخندن و آقای ایرجی همزمان با خندیدن مدام به کارگردان نگاه میکنند ؟

سوال بعدی
جدا از بحث سمبلیک بودن کاراکترها
اگر مرد پرنده و بازرس و دانشجو و روانشناس رو از نمایش بیرون بیاریم و دیالوگها و نقششون رو پخش کنیم توی زیست بازیگران فعال آیا تایم نمایش رو نصف این تایم فعلی بکنیم به نظرتون کیفیت کار بالاتر نمیره ؟

سوال بعدی
بعد از یکسال که توی کامنتها از صدای موسیقی ابراز ناراحتی و نارضایتی شده وقتش نرسیده کارگردان محترم اون ولوم ها رو کمی مهربون تر بچرخونن تا یهو موزیک وصدا گوش تماشاگر رو خراش نده و یهو کم نشه و اجازه بده صدای بازیگر برسه ؟ مگه سالن اتاق فرمان نداشت که کارگدان محترم و سیستم دیجی روی میزشون بخشی از فضای صحنه رو اشغال کرده بود ؟

افق ایرجی در خون خفته هم نگاهش رو از تماشاگر میدزدید و در این کار هم تا جاییکه امکانش بود این اتفاق افتاد که من علتش رو نمیدونم . اما صدای رسا و پر قدرتی داشت در این نمایش که من پسندیدم

گریم یکدست نبود . سطح بازی بازیگران متفاوت بود سن و سالها و نوع کاراکترها متناقض بودند
طراحی لباس مرد پرنده با کت شلوار و پلیس با کت شلوار و صاحبخونه با کت شلوار و کشاورز با کت شلوار !!!! چرا ؟
گوسفند فروید تیر در هر سه نقش با لباسی شبیه نانوا !!!!! یعنی نیاز به گریم و لباس متفاوت نداشت برای سه نقش متفاوت ؟

در نهایت داستانی معلق بین طنز تاریک و حماسی و سورئال که به سرمنزل مقصود هیچ کدام نرسید و پی رنگی درش دیده نشد

با نهایت احترام به تلاش و زحمات تمام اعضا گروه که در این تایم طولانی نمایش سعی در انتقال مفاهیمی متعدد به تماشاگر داشتند

مهرداد مختاریان . گروه هنری جنگل
امتیاز کامل 5 دادم به احترام هنرمندی مهرناز بختیاری و مرتضی علی دادی و از همه مهمتر حامد قنبری و شخصیت محترم و تماشاگر دوست آقای میثم عبدی