در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | تاترینا: متأسفانه نظر و امتیاز اینجانب درباره ‌ی این نمایش در سایت فرهنگی تیوال
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:40:10
متأسفانه نظر و امتیاز اینجانب درباره ‌ی این نمایش در سایت فرهنگی تیوال هاید شد!
اتفاقی که از منظر احترام به گفت‌ وگوی هنری و پذیرش نقد، جای تأسف دارد.

امتیاز نمایش ( پرنده سیاه ) از نگاه تاترینا : ۳/۶۲
( ملاک امتیازدهی : از ۱ تا ۱۰ )
………………………………..……………………
متن نمایش ( نمایشنامه ) : ۹
کارگردانی : ۲
بازیگری : ۳
طراحی نور : ۷
طراحی صدا و موسیقی : ۲
طراحی لباس و گریم : ۲
تأثیرگذاری کلی نمایش : ۳
ارزش توصیه به دیگران ... دیدن ادامه ›› : ۱
………………………………………………………
کیفیت سالن اجرای نمایش : ۶
………………………………………………………
روایت تاترینا از نمایش ( پرنده سیاه ) :

( پرنده سیاه )، درباره ی جنگ روایت هاست؛ دو انسان، یک اتفاق و یک پرسش بنیادین: آیا تجربه ای که برای یک نفر عشق بوده، می تواند برای دیگری آسیب و ویرانی باشد؟ قدرت نمایشنامه دقیقأ در همین منطقه ی مبهم اخلاقی و روان شناختی شکل می گیرد؛ جایی که تماشاگر مدام میان قضاوت و تردید معلق می ماند.
وزن نمایش بر پایه ی دیالوگ، سکوت و زیر متن بنا شده است؛ اما این اجرا نتوانسته این وزن را به صحنه منتقل کند و بیش از آنکه جهان نمایشی خلق کند، در حد بازخوانی صِرف یک متن باقی مانده است.
به گمانم با این میزان اتکا به کلام، این نمایش می تواند به یک نمایشنامه خوانی یا حتی اثر رادیویی تبدیل شود؛ چرا که حضور صحنه ای، فرم و میزانسن نتوانسته است مؤلفه ای فراتر از دیالوگ ها به تجربه ی مخاطب اضافه کند.
طراحی صحنه ایده ‌ای قابل دفاع دارد، اما در اجرا به فرم تبدیل نمی‌ شود؛ گرایش به تأتر فقیر دیده می‌ شود، اما به نتیجه نمی ‌رسد. در مقابل، طراحی نور از معدود عناصر موفق اجراست؛ عنصری که فضای روانی نمایش را بهتر از میزانسن منتقل می‌ کند.
در بازیگری نیز فاصله ای ملموس میان ظرفیت متن و اجرا دیده می شود؛ بازیگر زن در این اجرا هنوز به آمادگی لازم برای ایستادن در مرکز یک متن پرتنش و روان شناختی نرسیده است. ضعف در بیان، کنترل صدا و عدم تربیت گفتار صحنه‌ ای و حضور بدنی باعث می شود پیچیدگی های شخصیت به سطحی ترین شکل ممکن منتقل شود. بازی او فاقد تسلط لازم بر ریتم، سکوت و لایه های پنهان نقش است و به‌ جای کشف و بسط شخصیت، صرفأ به بیان دیالوگ‌ ها بسنده می‌ کند. بر صحنه، بدن او ابزار بیان نیست و حرکت ها حاصل حضور فیزیکی روی صحنه است تا انتخاب آگاهانه ی بازیگر؛ نتیجه، اجرایی که نه وزن درونی شخصیت را منتقل می کند و نه مخاطب را وارد جهان روانی نمایش می سازد.
برای چنین نمایشنامه ای، تنها گفتن دیالوگ کافی نیست؛ بازیگر باید بتواند سکوت ها، اضطراب ها و تناقض های شخصیت را نیز اجرا کند، عاملی که در این اجرا هرگز شکل نگرفته است.
بازیگر مرد نیز در اجرای دیده‌ شده با لغزش‌ های فاحش بیانی و فراموشی دیالوگ مواجه است؛ اتفاقی که با توجه به توانایی و سابقه‌ ی او قابل انتظار نیست. این دست از ناپایداری، وقتی در امتداد برخی تجربه‌ های پیشین او نیز به چشم می‌ خورد، این پرسش را جدی‌ تر می‌ کند که آیا با یک خطای مقطعی روبه‌ رو هستیم یا با آغاز نوعی زوال تدریجی در کیفیت اجرایی او.
در مجموع ، ( پرنده سیاه ) نمایشنامه‌ ای بسیار قدرتمند است که در این اجرا با رویکردی به غایت ضعیف و کاملا آماتور از نفس افتاده و کاملأ عقیم مانده است…

گاهی بزرگ‌ ترین ضربه‌ ای که به یک اثر هنری وارد می‌ شود، از نپذیرفتن نقد و باور به کافی بودن است…
به شخصه خیلی چیزا راجب تئاتر از نوشته های شما یاد گرفتم. امیدوارم این داستان باعث نشه که از نوشتن دلسرد بشین.
۵ روز پیش، سه‌شنبه
درود بر شما
شما راه درست خودت رو برو و کماکان بنویس
تعدادی زیادی من جمله بنده ملاکمان برای انتخاب تئاتر شما هستید
ادامه بدید

۴ روز پیش، چهارشنبه
امیر نوروزی
درود بر شما شما راه درست خودت رو برو و کماکان بنویس تعدادی زیادی من جمله بنده ملاکمان برای انتخاب تئاتر شما هستید ادامه بدید
درود بر شما امیر عزیز.
از نگاه و انرژی مثبت شما سپاسگذارم.
همراهی‌ شما باعث دلگرمی هست.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید