در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نگار حاجیانی درباره نمایش هملت Z: روایتی از کارگردان حدود دو سال از آخرین تجربه کارگردانی‌ام گذشته بود
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 18:04:58
روایتی از کارگردان
حدود دو سال از آخرین تجربه کارگردانی‌ام گذشته بود. در تمام این مدت، بیش از آنکه درگیر ساختن یک نمایش باشم، درگیر پیدا کردن دلیلی برای ساختن آن بودم.
برای من، اجرای تازه فقط به معنای روی صحنه بردن یک متن نبود؛ باید مطمئن می‌شدم هنوز حرفی برای گفتن وجود دارد، حرفی که ارزش شنیده شدن داشته باشد.

در همان روزها، در جریان پست‌دراماتیک، به «هملت ماشین» هاینر مولر رسیدم. نخستین مواجهه‌ام با این متن، بیش از آنکه هیجان‌انگیز باشد، ترسناک بود.
احساس می‌کردم با متنی روبه‌رو شده‌ام که پیچیدگی‌اش هر تلاشی برای نزدیک شدن را پس می‌زند. مدتی آن را کنار گذاشتم، چون فکر می‌کردم این متن، مرا شکست خواهد داد.

اما دو ماه بعد به سراغش رفتم. این بار با یک تصمیم ساده؛ اگر قرار است کسی شکست بخورد، این من نیستم. باید آن‌قدر در جهان این متن بمانم ... دیدن ادامه ›› تا بتوانم آن را بفهمم، نه اینکه فقط اجرا کنم.

نزدیک به هشت ماه با “هملت ماشین” هاینر مولر زندگی کردم. هر بار که آن را می‌خواندم، لایه‌ای تازه از آن برایم آشکار می‌شد.
کم‌کم فهمیدم آنچه در این متن مرا رها نمی‌کند، فقط جهان هاینر مولر نیست؛ بلکه شباهت عجیب آن به اضطراب‌ها، پرسش‌ها و زخم‌های نسل ماست. نسلی که میان حافظه، خشونت، فروپاشی، امید و آینده‌ای نامعلوم ایستاده است.

هم‌زمان، اتفاقاتی که در کشور رخ می‌داد، نگاه مرا به این اثر دگرگون کرد. بسیاری از بغض‌ها، سکوت‌ها و اندوه‌هایی که در اطرافم می‌دیدم، بی‌آنکه بخواهم، راه خود را به تمرین‌ها و جهان نمایش باز کردند.
“هملت Z” از دل همین مواجهه شکل گرفت، نه برای آنکه پاسخی بدهد، بلکه برای آنکه پرسش‌ها را روی صحنه زنده نگه دارد.

“هملت Z” برای من، تنها اقتباسی از “هملت ماشین” نیست. این نمایش، تلاشی است برای شنیده شدن صدای نسلی که هنوز با ویرانی، خاطره و امید دست‌وپنجه نرم می‌کند.

اگر قرار باشد همه این مسیر را در یک جمله خلاصه کنم، فقط همین را می‌گویم:

بیایید حرف‌هایم را روی صحنه بشنوید…
محمودزاده/ بابک