پاییز رو همیشه دوست داشتم!
پر از وسوسه ی چیدن گل از باغچه های کنار زیر گذر و دوتا یکی کردن پله ها !
ذوق گچ بازی پای تخته سیاه !
بوی نارنگی و آلوچه یواشکی سر کلاس!
خش خش برگای تو خیابون تا نارنجی غروب!
پاییز فصلی نبود ک شروع بشه
پاییز ،فصلی بود ک دچارش میشدم!
پاییز بود که اولین بار نوشتم!
سر کلاس اصول اندازه گیری وقتی کلافه از خمیازه های تکراری استاد شده بودم.
پاییز بود که توی کارگاه ،آدامس
... دیدن ادامه ››
های ساغر رو ک رو زمین ریخته بود جمع کردم و با شیطنت به استاد تعارف کردم و ذوق زده شد!
پاییز بود ک دست نویس هام توی کارگاه جا موند و استادم با لهجه شیرین اصفهانیش بم گف حساتو جدی بگیر!
پاییز بود ک اولین بار غروب رو توی سعدیه تجربه کردم و سکوتش رو لمس کردم!
پاییز بود ک اولین کتاب شاملوی جاانااانم رو هدیه گرفتم و موقع خوندنش وویس گرفتم...
پاییز بود وقتی شنیدم چ اتفاقی واست افتاده و روزایی ک نبودی هر ساعتش هزار ساعت گذشت و یچیزی و درونم حس کردم...
پاییز بود وقتی دوباره دیدمت و ذوق تو چشمامو همکارم فهمید...
پاییز بود وقتی اولین بار پرسیدی نوشته ها رو از کجا میذاری و من یا خجالت گفتم دست نوشته های خودمه و با ذوق گفتی عااالین!!!!
پاییز بود وقتی برای اولین بار با چشمای بسته بوسیدمت...
پاییز بود وقتی گفتی میشه فقط باشی؟!
پاییز بود ک بغلم گرفتی و گفتی عطرت رو نمیشه از یاد ببرم...
پاییز بود وقتی کنار درختای انار جشنواره قدم میزدیم و گفتی دییووونه مگه میشه تویی ک انقد دوستم داری ازت بگذرم؟!...
پاییز بود که اسمش رو روی گوشیت دیدم و وقتی دستم توی دستت بود صداشو شنیدم...
پاییز بود وقتی زشت بودنم رو ب روم آوردی و گفتی هیچ جذابیتی نداری و هیچ کس دوستت نداره.
پاییز بود ک آیدا رفت....
پاییز بود که توی جلسه تراپی دکتر میگفت آدمک دوستت نداره قاصدک ....
پاییز بود که طعم گس آخرین بوسه روی لبم حک شد!....
پاییز بود ک اون شب رو تا صبح راه رفتم و اشکای شبونه شروع شد.....
پاییز بود ک با شیرینی...
پاییز بود....
پاییز شد....
سومین پاییزی ک دیگه روزاش رو زندگی نمیکنم و فقط نفس میکشم!
به انارای خشک شده رو درخت باغچه زل زده بودم!
اما هیچ حسی نداشتم....
هه!
پاییز شده...
......