در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دانیال محمودآبادی درباره نمایش ایماگو: یادداشتی درباره نمایش «ایماگو» نمایش «ایماگو» اولین تجربه نویسندگی و
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 09:43:51
۲ روز پیش، یکشنبه ساعت ۰۱:۲۹
یادداشتی درباره نمایش «ایماگو»
نمایش «ایماگو» اولین تجربه نویسندگی و کارگردانی آرش امانی در عرصه تیاتر است.
همانطور که از اسم آن پیداست نمایشی بر پایه مفاهیم روانشناختیست و رویداد گاه آن درون ذهن است.
سبک اجرایی آن تئاتر چند رسانه ای بوده که بنیان سیستماتیک آن در دهه ۱۹۵۰ میلادی گذاشته شد هرچند تجربیاتی در دهه ۱۹۲۰ و قبل از آن بوده.
نمایش با نمایشگاه عکسی در سالن انتظار آغاز می شود که در بیانیه آن مجموعه عکس ادعا شده که برای اولین بار در ایران چنین عکس هایی با ایده نمایش روانی با استفاده از ثبت تصاویر صورت گرفته ، حال آنکه در سال ۱۳۹۳ در پوستر نمایش« هر کسی یا شب میمیرد یا روز؛ من شبانه روز» با بازی جناب نادر فلاح این ایده در قالب عکس پوستر استفاده شده و پیش از آن نیز در نقاشی هم در ایران این ایده تجربه شده است.
سپس خرده اجرایی را در سالن انتظار شاهدیم که کمک میکند به درک آنچه به روی صحنه خواهیم دید.
پس از ورود به سالن و قبل از اجرای نمایش کارگردان از روی آوانسن از مخاطبان درخواست سایلنت کردن تلفن های همراه را می کند که با این عمل موفق ... دیدن ادامه ›› می شود آن فضایی را که در بیرون سالن تلاش کرده بودند برای مخاطب ایجاد کنند بشکند و آن را بی اثر کند.
نمایش ترکیب اجرای اجراگران و تصاویر است که متاسفانه با وجود دو سال تمرین همچنان اجراگران از تصاویر عقب می ماندند که موجب شده بود اثر جذابیت بصری خود را از دست بدهد حتی تصاویر ضبطی نیز با صدای اجراگران همزمان نبوده و دچار ناهماهنگی زمانی می شدند. شلختگی حرکات و تکراری بودن آن ها از یک طرف، آموزش ندیدن بازیگر برای کنترل صدا با میکروفون موجب نشنیده شدن قسمتی از دیالوگ ها توسط مخاطب و همچنین جیغ و فریاد اجراگران در میکروفون موجب آزار مخاطب بود. چون هم تصاویر توسط پروژکتور بر روی پرده و اجراگران انداخته می شد و هم مانیتور روی صحنه قرار داشت نور پرداز به ناچار نور صحنه را کم کرده بود تا تصاویر دیده شوند که موجب شده بود اجراگران دیگر دیده نشوند( مخصوصا از منظر تماشاگری که در صندلی انتهای سالن کار را میبیند که ۱۵ متر تا آوانسن فاصله دارد).
طراحی گریم نیز بسیار بدیهی بود و نوآوری خاصی نداشت و ایراد اصلی آن عدم توجه به نور نا کافی صحنه و همچنین فاصله زیاد تماشاگر از صحنه بود که هیچ کدام از جزییات گریم توسط مخاطب قابل مشاهده نبود.
در طراحی لباس شاهد اتفاقی خاصی نبودیم به جز یک اجراگر که لباسی سفید دارد که نوشته هایی بر روی آن است که باز به واسطه در نظر نگرفتن فاصله تماشاگر از صحنه قابل خواندن نبود.
در زمینه نویسندگی (اگر نویسنده از عناصر و موقعیت ها و کاراکتر های آشنا برای مخاطب عام استفاده کند امکان آن را دارد که قسمت توضیح یک کاراکتر یا موقیت را به عهده مخاطب بگذارد ولی اگر شخصیت ها و موقعیت ها نو و بدیع باشند و نویسنده خواهان همراهی مخاطب باشد متن باید همه آن ها را معرفی کند حتی اگر شخصیت و کاراکتر نباشند.)
در نگارش این متن که از ایده ای بسیار تخصصی در حیطه روانشناسی استفاده شده بود که متاسفانه توضیحات بسیار ناکافی و پرداخت نشده بودند. با این که کاراکتری به صورت کلاسیک در نمایش وجود ندارد و اجراگران هر کدام نماینده بخشی از ذهن آدمی هستند ولی متن توضیحی در مورد موضع اجراگران در اختیار مخاطب قرار نمی دهد و دیالوگ های کار عمدتا پیش برنده نمایش نیستند و توضیحاتی شلخته و گاها تکراری میدهند. نویسنده توجهی به میزان اطلاعات کم و بیش مخاطبین در زمینه روانشناسی و حتی کارکرد ذهن نکرده.
تیر خلاص کارگردان به پیکر لاغر اثر در نقطه اوج (کلایمکس) نمایش زده شد. زمانی که از آهنگ روکسان که در فیلم مولان روژ بود استفاده کرد ، این قطعه توسط گروه«پلیس» به خوانندگی استینگ در سال ۱۹۷۸ تولید شد و سپس برای فیلم «مولان روژ» در سال ۲۰۰۱ تنظیم مجدد شد چرا که در میانه آن دیالوگ و مونولوگ قرار داشت و همچنین نیاز بود دراماتیک تر شود.
(استفاده از قطعات موسیقی فیلم ها و انیمیشن ها باید بسیار با وسواس و احتیاط صورت گیرد چرا که مخاطب برای این قطعات ما به ازای تصویری و مفهومی و حسی دارد و اگر قطعه استفاده شده با قطعه اصلی ارتباط معنا داری نداشته باشد انتخاب کاملا اشتباه است.)
گروه نمایش «ایماگو» همان قطعه را بدون تنظیم مجدد و فقط با قرار دادن شعری فارسی روی آن در نمایش استفاده کردند، حداقل کاری که اگر انجام می دادند از فجاهت ماجرا کم می کرد آن بود که با تنظیمی مجدد وقفه نسبتا طولانیی که در میانه آهنگ بود را که در فیلم برای دیالوگ گویی ایجاد شده بود حذف می کردند.
نمایش «ایماگو» هم برای تیم اجرایی و هم برای مخاطب تجربه ای گران است.