سلام و احترام
۱. فرم اجرایی اثر را بسیار دوست داشتم، در کمال پختگی و انسجام است. بازیگران هم با فهم درستی که از فرم نمایش پیدا کردهاند،
... دیدن ادامه ››
زیبایی اجرا را دوچندان کردهاند.
۲. من نیم ساعت اول انیمیشن والای را خیلی دوست دارم، چون بدون حتی یک خط دیالوگ، یک داستان احساسی را بازگو میکند. در اینجا هم اجرای فرمیک صامت برای هفتاد دقیقه خطرپذیری بزرگی است که تا حدودی موفق از کار درآمده، موفق از این جهت که مخاطب حتی لحظهای از اجرا جدا نمیشود و از آن دلزده نمیشود. رابرت مک کی هم میگفت: تا میتوانی دیالوگ ننویس! قصه گفتن بدون دیالوگ نوشتن کار بسیار سختی است.
۳. مسئله من با اجرا متنش است، بله همان توضیح صحنههایی که به میزانسنهای بصری تبدیل شده است. نمایش تصاویر خلاقانه و چشمنوازی میآفریند، اما به نظرم اینها به ما سیال ذهن نمیدهد. ما یک روایت بصری جذاب خطی از زندگی استیون میبینیم، اما به ذهن او وارد نمیشویم. در واقع، اساسا کشمکشهای درونی در هنرهای بصری (از جمله تئاتر) تا بیرونی و عینی نشوند نادیدنی هستند، کاری که ادبیات به راحتی با گفتوگوی درونی شخصیت و رویکرد سیال ذهن انجام میدهد، بدون بیرونی کردن کشمکش.
۴. در واقع، یک نظر نامحبوب دارم: این رمان که اساساً سفر ذهنی و گفتوگوی درونی استیون است، از لحاظ نظری قابلیت تبدیل به تئاتر را ندارد، اساساً تکنیک سیال ذهن مال خود خود ادبیات است، ولا غیر!
البته از نظر عملی میشود به تئاتر تبدیلش کرد و دوستان بهزیبایی این کار را انجام دادهاند، اما جوهرهاش از دست میرود. چون در تئاتر ما نمیتوانیم بگوییم او دارد رنج میکشد و برایش یک صفحه توصیف بیاوریم، باید رنجش را در بدنش و گفتارش نشان دهیم.
۵. وقتی نمیتوانیم کشمکش درونی را نشان دهیم، ناچار اجرای بیکلام به سبک چاپلین را که مدل اجراییاش ذاناً شیرین و خندهآور است را وسط نبرد خونین استیون با سرنوشتش میآوریم. اجرای فرم خوبی میشود؟ بله. مخاطب را همراه میکند؟ بله. با ماهیت جستوجوگری پررنج استیون تناسب دارد؟ به نظرم نه. میتواند جریان سیال ذهن جویس را منتقل کند؟ به نظرم نه.
۶. انشالله جناب مولویان را یک بار کامل جلوی صحنه ببینیم، اینطوری در نقش آتشافروز و گازپخشکن کیف نمیدهد!
سه ستاره تقدیم به گروه محترم نمایش