۲ روز پیش، سهشنبه ساعت ۱۳:۱۳
به نظرم «بی/نابینا» از ایدههای قابل تأملی شروع میکند، اما داشتن دغدغههای متعدد لزوماً به معنای شکلگیری یک اثر منسجم نیست. در تئاتر تجربی، ابهام میتواند یک انتخاب آگاهانه و ارزشمند باشد؛ اما زمانی که پیوند میان اپیزودها و منطق حرکت اثر بهدرستی شکل نگیرد، مرز میان ابهام هنرمندانه و پراکندگی کمرنگ میشود.
تعدد بازیگران، موقعیتها و عناصر بصری زمانی میتواند به غنای اجرا کمک کند که در خدمت یک نگاه واحد قرار بگیرد. به نظرم در این اثر، گاهی فرم بیش از آنکه به تعمیق محتوا کمک کند، خودش به موضوع اصلی تبدیل میشود.
شاید مهمترین چالش «بی/نابینا» نه کمبود ایده، بلکه چگونگی انتخاب، پرداخت و پیوند دادن ایدهها به یکدیگر باشد. جسارت در تجربهگرایی ارزشمند است، اما تجربهگرایی زمانی به زبان شخصی کارگردان تبدیل میشود که در کنار آزادی، از انسجام و دقت هم برخوردار باشد.
خسته نباشید به گروه اجرایی 🌹