در سالی که گذشت در گروه نمایش ملویل سه اثر را به نتیجه رساندیم نیاز میبینم در اینجا اشاره ای به این فعالیت کنم و کارهای آتی گروه ملویل را نیز اعلام کنم
در «خون نهنگ،نام زن»،« ۲۲ درس فراموش شده» ، «رنگ انار» و حتی در پیش از آن یعنی در «فصل سوزاندن مورچههای قرمز» آگاهانه به تئاتر آوانگارد تکیه کردم؛ نه بهعنوان یک ژانر، بلکه بهمثابه روش مواجهه با امر خشونت.
در این اجراها، روایت خطی شکسته شد،
زمان دچار اعوجاج شد،و بدن بازیگر از ابزار بازنمایی به میدان وقوع بدل شد.
بدنی که رنج را بازی نمیکند، بلکه آن را حمل میکند. من از تکرار، سکون، حذف کنش دراماتیک و فروپاشی دیالوگ بهعنوان ابزار استفاده کردم؛
چرا که خشونت اجتماعی اغلب نه در لحظه انفجار،بلکه در فرسایش تدریجی عمل میکند.
در این مسیر، تئاتر برای من به هنر آسیب بدل شد؛هنری که نه در پی التیام،بلکه در پی بازکردن زخم است.تماشاگر قرار نیست همدل شود،بلکه باید
... دیدن ادامه ››
مسئولیتپذیر شود.
در این آثار، خشونت یک امر انتزاعی نیست.در قالب سرطان،بدن به حافظه جمعی تبدیل میشود؛ در بولیشدن کودکان،خشونت بهمثابه آموزش نانوشته اجتماع عمل میکند؛و در خشونت علیه زنان،سکوت به همدست جنایت بدل میشود.آنچه مرا درگیر میکند، سادیسم فردی نیست؛بلکه سادیسم جمعی است.
مکانیسمی که در آن،تماشا کردن خود به نوعی مشارکت تبدیل میشود.
از مینیمالیسم صحنه، نورهای خشن و غیرتزئینی،ریتمهای کند و خفقانآور،
و فاصلهگذاری عاطفی استفاده کردم
تا تماشاگر نتواند بهراحتی پناه ببرد.
زیبایی، اگر وجود دارد،زیباییِ ناآرام است.
برای من، تئاتر نه بازنمایی واقعیت،
بلکه افشاگری آن چیزی است که عادی شده.تئاتر جایی است که جنایت
نامهای مختلفش را از دست میدهد
و چهره واقعیاش را نشان میدهد.
این اجراها دعوت نیستند؛
سوگی برای انسانیت از دست رفته اند