نگاهی به نمایش «آدمها، مکانها، چیزها»
مرغ دریایی سرگردان
فروغ سجادی
«آدمها، مکانها، چیزها» نام نمایشی است که این روزها به کارگردانی معصومه بیگی در سالن تئاتر کاخ هنر اجرا میشود. نویسنده این نمایشنامه «دانکن مکمیلان»، نمایشنامهنویس معاصر بریتانیاست که اغلب آثار او درباره مسائل سیاسی و اجتماعی برآمده از زندگی انسان مدرن امروز است.
آنچه اجرای متن «آدمها، مکانها، چیزها» را قابل توجه میکند، استفادهی نمایشنامهنویس از تم، موضوع و ویژگی برخی از شخصیتهای نمایشنامه «مرغ دریایی» چخوف و ارتباط بینامتنی با این تراژدی است.
«اِما» شخصیت اصلی نمایش «آدمها، مکانها، چیزها» یک بازیگر آماتور و جوان است که درگیر اعتیاد به الکل و مواد مخدر است و پس از یک دوره شکست و نابسامانی تصمیم میگیرد با مراجعه به یک کلینیک ترک اعتیاد خودش را از این بند رها کند و در این دوره ترک اعتیاد، هنگام گروهدرمانی و در مواجهه با شخصیتهای دیگر، از ریشه بسیاری از مشکلات شخصیتی و روانیاش آگاه میشود. او که حرفهاش، نقشآفرینی (بازیگری) است؛ در روند درمان خود دچار خودفریبی و دیگرفریبی
... دیدن ادامه ››
میشود و به نوعی نقش بازی میکند و در نتیجه، تمایز میان حقیقت و نمایش برایش دشوار میشود. او در این روند مبارزه بهطور همزمان با نقش واقعی خود و نقشهای دنیای بازیگریاش (بهویژه نقش نینا در نمایش «مرغ دریایی») دستوپنجه نرم میکند. در جایی از نمایشنامه، خودش را به نام «نینا»، شخصیت نمایشنامهی «مرغ دریایی»، معرفی میکند؛ شخصیتی که نقشش را در تئاتر بازی کرده و در همان نقش توقف کرده است. «اِما» هم مانند شخصیت نینای نمایشنامه چخوف هرگز نتوانسته به آرزوی خود برای بازیگر حرفهای و مشهور شدن دست یابد؛ این ناکامی و رنج که ریشه در تروماهای کودکی او دارد، باعث شده تا به اعتیاد روی بیاورد و همین منجر به فروپاشی روان، زندگی واقعی و حرفهی هنریاش در صحنه به عنوان بازیگر شده است. او که هویت خودش را در نقش نینا بازنمایی کرده، در چند دیالوگ خود میگوید: «من یک مرغ دریایی هستم.» مرغ دریایی که در نمایشنامهی چخوف به عنوان نمادی از عشق، آزادی، هنر و در عین حال قربانیشدن است.
«مرغ دریایی» بیش از آنکه دربارهی یک حادثهی مشخص باشد، دربارهی آدمهایی است که آرزو دارند دوست داشته شوند یا در هنر موفق شوند، اما دائماً با واقعیت ناکامی روبهرو میشوند. داستان آدمهایی است که هر کدام چیزی را میخواهند؛ عشق، شهرت، هنر یا آزادی، اما تقریباً هیچکدام به آنچه میخواهند، نمیرسند. نمایشنامه مکمیلان هم پر است از شخصیتهایی فروپاشیده و ناتوان در راه رسیدن به آرزوهایشان. در صحنهی پایانی نمایشنامهی «مرغ دریایی» شخصیت کنستانتین، نویسندهی جوانی که عاشق نیناست و از شکستهای عاطفی و هنری رنج میبرد، دست به خودکشی با تفنگ میزند. در نمایشنامه «آدمها، مکانها، چیزها» هم دقیقاً همین صحنه خودکشی در پایان نمایش تکرار میشود.
نمایش «آدمها، مکانها، چیزها» مانند «مرغ دریایی» روایت پوچی زندگی انسانهایی است با خلاءهای هویتی، عاطفی و روانی. انسانهایی گرفتار در روزمرگی. آنها هرگز نتوانستهاند طعم خوشبختی را در این دنیای پیچیده بچشند و همین موجب شده تا با بدبینی، کسب آن را امر بعید بدانند. این نمایش داستان شخصیتهایی از جامعه امروز است که دچار بحران اگزیستانسیالیستی هستند و برای رسیدن به موفقیت نایافتنی در قالب کلیشههای قراردادهای اجتماعی به سمت اعتیاد رفتهاند و در پوچی چرخهی زندگیشان گرفتار شدهاند.
این نمایش صرفاً درباره مسئلهی ساده، مثل اعتیاد به عنوان یک وابستگی فیزیکی نیست. درونمایه اصلی فقدان هویت به عنوان یک مفهوم فلسفی و روند رهایی از هر دو است که با رویکردی روانشناختی به ریشه این آسیب اجتماعی و خلاء هویتی در جهان معاصر میپردازد. درست مانند نمایشنامه «مرغ دریایی» که درباره فقدان هویت و عدم درک فلسفه وجودی انسان دوره چخوف است.
ساختار این اثر بر اساس ساختار روایی آزاد است و برخلاف نمایشنامههای کلاسیک، پیوستگی زمانی و رابطهی علت و معلولی مشخصی ندارد. در فضایی گروتسک، با استفاده خلاقانه از شخصیتپردازی، آشفتگی ذهنی «اِما»، مرز میان واقعیت، خاطرههای دردآور و توهم ساخته میشود. و این تکنیک، مخاطب را درون ذهن متلاطم شخصیت اصلی قرار میدهد و تأثیرات اعتیاد، انزوا و فروپاشی هویت را برایش ملموستر میکند. در حالی که تماشاگر در اندوه مشکلات پیچیده دنیای شخصیتها غرق شده، لحظههایی هم از ساخته شدن موقعیتهای کمیک در این شرایط سخت تراژیک، میخندد.