در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر کودک و نوجوان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:46:23
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۷ ساعت پیش
در چند ماه گذشته دو بار به تالار هنر رفتیم
پریشب بسیار بدتر از دفعه قبل بود
بارها و بارها در سالن باز شد و ورود دادند
بارها افراد از جلوی سن رفتند و آمدند در حالی که ردیفهای عقب خالی بود و میتوانستند بدون ایجاد مزاحمت رفت و آمد کنند
خانمی در ردیف دو یک سره مشغول عکسبرداری بودند
صندلیهای زیادی موقع تکان خوردن صدای جیرجیر میدهند که همین باعث شد خواهرزاده من اصلا تکان نخورد در حالیکه چند تا از بچه‌ها عمدا صندلی را تکان میدادند. وقتی خیلی جدی اول نمایش تذکر میدید که خوراکی صدادار نخورید، خودتان میبایست اول به این صندلیهای صدادار رسیدگی کنید!
بزرگسالانی جلوی ما در ردیف سه نشسته بودند (بدون کودک) که قد آقا بنظرم بالای ۱/۸۰ بود! هنگام خرید بلیط نمیشود کاری کرد ولی هنگام ورود به سالن میتوانید جلوی نشستن این افراد ناآگاه را بگیرید و به ردیفهای عقب راهنمایی‌شان بکنید
و در آخر، بزرگسالی که یا با کودکتان آمده‌اید یا از بستگان بازیگران هستید، یاد بگیرید به بقیه احترام بگذارید و در طول نمایش سکوووووت اختیار کنید؛ موبایل روشن نکنید و …
متاسفانه برای گروه ما هم این مسائل آزار دهنده است اما خب کاری هم از دستمون بر نمیاد. طبیعتاً اونایی که طرف صحبت شما هستن مسئولین هستن که بعیده بیان کامنت بخونن ولی خب من سعی میکنم بهشون منتقل کنم که فکری به حال این مشکلات در به اصطلاح تخصصی ترین سالن کودک بکنن. 🙏🌱این مشکلات از جمله مشکلاتی که مربوط به صندلی ها،سیستم صوتی، امکانات نوری و ... هست مربوط به مرکز هنرهای نمایشی هست که با تخصیص بودجه از بازسازی این سالن دولتی حمایت کنه ، بعدش مدیریت سالن اولویت بندی کنه در هزینه کردن برای سالن، بعدش هم نوبت میرسه به مسئول هماهنگی های سالن که نظم رو برقرار کنه (از مردم هم نمیشه توقع داشت وسط اجرا در سالن کودک بچه رو سرویس بهداشتی نبرن.) کسی هم که از سایت در ردیف های جلو بلیت خریده معمولا نمی پذیره به ردیف های عقب تر بره و اگر اصرار کنیم به گروه شاکی میشه. مورد آخر هم به فرهنگ سازی تئاتر دیدن برمیگرده که حالا حالا ها کار داریم و عقبیم از دنیا. در هر صورت ما نوبه خودمون از این بابت متأسفیم و بیشتر از همه گله مندیم از نبودن سالن های استاندارد کودک.
فقط می تونم آرزو کنم در یک سالن بهتر پذیرای حضور دوستان باشیم‌
سپاس
۵ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۷ ساعت پیش
سلام
با دو خواهرزاده ۹ و ۱۲ ساله به تماشای نمایش نشستم
هر دو نمره کامل دادند و خیلی خوششان آمد

چقدر از دیدن دو بازیگر آقای باتجربه خوشحال شدم. چقدر حضورشان لذت بخش بود بخصوص جناب دوک 😍

به نظرم اگر صدای پخش ترانه‌ها کمی کمتر بود هم از نظر شنوایی بهتر میشد و هم شعرها بهتر فهمیده میشد

شخصیت شیرابه را هیچکدام متوجه نشدند، فقط فهمیدند که منفی بود. من هم اگر همون یک بار که شخصیت خودش را معرفی کرد، نمیشنیدم، متوجه نمیشدم. توضیح مشخصی هم راجع بهش داده نشد


ممنون از لطف شما. خوشحالم بچه ها نمایش رو دوست داشتن. بله نادر داهیم بازیگر درخشانیه و از جون و دل مایه میگذاره. بله فکر میکنم با توجه به اینکه بچه ها کمتر شیرابه رو میشناسن لازمه پرداخت بیشتری داشته باشه. در مورد موسیقی واقعا چیزی ندارم بگم با وجود اینکه هر روز ترانه ها رو لول میکنم از این اسپیکرهای قدیمی صدای ایده آلی در نمیاد با وجود اینکه ترانه ها با بالاترین کیفیت ضبط و میکس و مستر شده.
۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۴:۴۰
نمایش خوبی بود،دکور،عروسک ها،هنرمندها تمام تلاششون کردن و دختر من بسیاااااار لذت برد و مشتاق دیدن دوباره نمایشه🤪...قدردان زحمات همه عزیزان هستم،
چند نکته ای که به نظرم رسید و پیشنهاد می کنم تغییراتی درش ایجاد بشه،اول اینکه ادبیات نامناسبی در بعضی قسمتها استفاده میشد،مثل حیف نون ،دیوانه و ...
یا اینکه الاغه از پدرش کتک خورد و به همون روال هپل هم کتک خورد...



ممنونم از این که به تماشای نمایش ما نشستین در نمایشنامه من کلمه دیوانه وجود ندارد و نمی دانم کدام بازیگر این کلمه را چرا به کار برده و حتما پیگیری می کنم ولی حیف نون در نمایشنامه بنده وجود دارد و من این عبارت را آگاهانه به کار برده‌ام تا بخشی از یک واقعیت اجتماعی را نشان دهم؛ واقعیتی که در آن بعضی از کودکان، به دلیل شرایط سخت زندگی و نیاز به تأمین نان شب، از درس و مدرسه بازمی‌مانند و ناچارند از کودکی کار کنند.
پدرِ الاغ نیز از روی بی‌ارزش دانستن درس و آینده‌ی فرزندش این جمله را نمی‌گوید؛ بلکه نماینده‌ی خانواده‌ای است که درگیر تأمین نیازهای اولیه زندگی است و در چنین شرایطی، نان را بر درس مقدم می‌بیند.
بنابراین، منظور من از این عبارت، ارزش‌گذاری درباره کودک یا کار او نیست؛ بلکه تلاش کرده‌ام با زبانی ساده و قابل فهم برای مخاطب کودک، بخشی از یک مسئله‌ی اجتماعی را مطرح کنم و نشان دهم که گاهی فقر و شرایط زندگی، کودکان را از حق طبیعیِ تحصیل محروم می‌کند..
در این نمایش، هیچ‌کدام ... دیدن ادامه ›› از شخصیت‌ها در هیچ صحنه‌ای یکدیگر را نمی‌زنند و هیچ‌گونه خشونت فیزیکی میان بازیگران وجود ندارد.
صحنه‌ای که ممکن است در نگاه نخست چنین برداشتی ایجاد کند، در واقع بخشی از خاطرات و ذهنیات الاغ کودک است. در این قسمت، ما با یک نریشن وارد ذهن او می‌شویم و او گذشته‌اش را به یاد می‌آورد؛ گذشته‌ای که در آن، با وجود علاقه و اشتیاق فراوان به درس خواندن و رفتن به مدرسه مانند دیگر کودکان، پدرش او را مجبور به کار کردن کرده است.
برای اینکه این خاطره صرفاً تلخ و سنگین نباشد و بتواند با زبان نمایش کودک ارتباط برقرار کند، از یک طنز موقعیتی و نمایشی استفاده شده است. صدای سیلی تنها به صورت یک افکت شنیده می‌شود و هیچ برخورد فیزیکی روی صحنه اتفاق نمی‌افتد. الاغ کودک با شنیدن صدا، دستش را روی صورتش می‌گذارد و همین واکنش نمایشی، فضای تلخ خاطره را به شکلی طنزآمیز و غیرواقع‌گرایانه به تماشاگر منتقل می‌کند.
در ادامه، هپل نیز به عنوان شخصیتی که وارد دنیای ذهنی و خاطره الاغ کودک شده، قصد حمایت از او را دارد. با شنیدن صدای سیلی دیگری، او نیز به شکل طنزآمیز دستش را روی صورتش می‌گذارد. بنابراین، آنچه روی صحنه می‌بینیم نه نمایش کتک‌زدن، بلکه بازنمایی فانتزی و طنزآمیز یک خاطره در ذهن شخصیت است.
هدف این بخش، بیان یک مسئله اجتماعی است؛ اینکه گاهی کودکانی هستند که با وجود علاقه و استعداد، به دلیل شرایط زندگی و کمبود امکانات، فرصت رفتن به مدرسه و درس خواندن را پیدا نمی‌کنند. در مقابل، شخصیت هپل کودکی است که امکان درس خواندن دارد، اما قدر این فرصت را نمی‌داند و به دلیل تنبلی از آن استفاده نمی‌کند.
این دو موقعیت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا کودک و تماشاگر با یک پرسش مهم روبه‌رو شوند: اگر فرصتی برای یادگیری و درس خواندن داریم، آیا قدر آن را می‌دانیم؟
بنابراین، هدف این صحنه نه ترویج خشونت و نه عادی‌سازی تنبیه کودکان است؛ بلکه تلاش شده است با زبانی کودکانه، طنز، خیال و موقعیت نمایشی، تفاوت میان «کودکی که فرصت ندارد» و «کودکی که فرصت دارد اما از آن استفاده نمی‌کند» نشان داده شود.
امید ما این است که تماشاگر، به‌ویژه کودکان، در کنار لحظات طنز نمایش، با ارزش فرصت‌هایی مانند مدرسه، یادگیری و آموزش نیز ارتباط برقرار کنند.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، دوشنبه ساعت ۰۲:۴۳
با کودک ۷ ساله م به دیدن نمایش رفتم و خیلی خوشش اومد🥰 البته کودکه درونمه😅 نمایش با سایه زنده ندیده بودم و تجربه ی جالبی بود.
بیس فکری و شخصیتی من تو کانون پرورش فکری شکل گرفت چون کودکیم چندین سال پیش بوده و اون موقع برای پیدا کردن جواب یک عالمه سوال هیچ راهی به جز پرسه زدن تو کتاب ها و افسانه ها نداشتم. تو تمام برنامه های کانون محله شرکت میکردم و چند بار اونجا نقالی و پرده خوانی دیدم🤩
اما در مورد الآن، میدونم حرفی که میزنم به نظر اغلب آدم ها خوب نمیاد، ولی به نظر من دوران این مدل اسطوره ها گذشته. دوره ی جنگاوری و افسانه ای که تو اون یه بچه ۱۵ ساله با زور بازو (کاش حداقل با درایت و قدرت فکر بود) زده یه لشگر رو نابود کرده و ... گذشته. هیچ محتوای مشخصی جز وطن پرستی نمیبینم تو چنین آثاری، در حالی که انیمیشن ها و کتاب های کودک اخیر، واقعا مفاهیم جالبی رو به بچه ها و حتی بزرگسالان انتقال میدن🤦🏻‍♀️
پ ن۱: بیت پایانی نمایش: سپه را به بستور فرخنده داد/
عجم را چنین بود آیین و داد. این بیت سروده ی "دقیقی" هست و شاهنامه پژوه ها با لغت "عجم" که تقریبا به معنی الکن هست مشکل دارند.
پ.ن۲: جهت تلطیف فضا: صحنه ی مسخره ای رو ایجاد کرده بودم با موهای جوگندمی ردیف اول کنار بچه ها نشسته بودم. فرو رفته بودم تو صندلی که مزاحم دید بچه های پشت سرم نشم پاهام تا وسط صحنه رفته بود و همه ش نگران بودم باعث سرنگونی اقای نقال بشم🙈
دوست عزیز، ممنون از نظرتون. ما هم نگفتیم که بستور یک تنه لشگر رو نابود کرده، نه تنها ما که منابع اقتباس مون یعنی شاهنامه و بستور استاد بهار هم این رو نگفتند. چون اصولا غیر منطقیه. اگر دقت می کردید اونجایی که سر مزار پدر بود و در واقع تنها بود کاری از دستش بر نیومد. شبرنگ به کمکش اومد. جایی به شبرنگ گفت ما دو تا با هم می تونیم بیدرفش رو شکست بدیم. و در نهایت با کمک یک سپاه تونست به دشمن غلبه کنه. بستور نمادی از نسل جوان تر و شجاعه که دل به دریا می زنه و به میدان می ره و اینجاست که کمک از راه می رسه. کاش بیشتر به متن اساطیرمون توجه کنیم.
۳ روز پیش، دوشنبه
نیلوفر رفیعی
اتفاقا قهرمانان رو باید بیدار کرد. زندگی خودش میدان مبارزه است. مبارزه با مشکلات رو عرض می کنم.
نیلوفر عزیز ، قدردان تلاش و مهروزیتان به میراث فرهنگی این مرزِ بی گوهر شده هستیم نازنین 💐
مسئله ، میراثی است که حکایت "فیل سفید" * شده ،
برای کودکان امروز ، وطن ، خانواده ، نان ، با معنای اسطوره ایش توفیر دارد ،
روایتگری و روایت سازی از اسطوره ها با غرض آموزش به مرض فصلی نفس بُری بدل شده
اسطوره ها بخشی از سواد تاریخی حل مسائل مللند
حلل المسائلِ ما ملت مصیب زدهِ پُر مسئله کجاست

زندگی "مواجهه" با "چالش" هاست :)

*
https://motamem.org/%D9%81%DB%8C%D9%84-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C/
۳ روز پیش، دوشنبه
مهزاد
احتمالا میدونید که چرا نمیتونم اینجا جواب بدم. امیدوارم در روزهای بهتری بتونیم حضوری راجع بهش صحبت کنیم.
مطمئن باش اکثر ماها با اون چیزی که تو باهاش درگیری به نوعی درگیری داریم ، هر کدوم یه جور!!! حالا یکی دوس داره سربسته درموردش صحبت کنه یکی دیگه ترجیح میده چیزی نگه
منم خوشحال میشم موقعیتی پیش بیاد تا بتونیم حضوری در مورد خیلی چیزا صحبت کنیم.
۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، یکشنبه ساعت ۱۵:۰۲
نقل قول از سه کوچولو آورده به تیاتر
« من نوشابه رو خیلی دوست داشتم بازیگر خوبی بود»
« من همه چیشو دوست داشتم »
« منم همینطور اما اون قرمزه چشمه نبود چی بود؟»
خسته نباشید به همه گروه
ممنون از تلاشتون برای کودکان
یک نکته رو دوست داشتم خودم اضافه کنم
تئاتر کودک یعنی تماشاگر کودک داشتن و تماشاگر کودک یعنی پر از اتفاقات غیر قابل پیش بینی و همین لذت بخشه
اینکه همراهان کودک که پدر مادرها ... دیدن ادامه ›› هستن یکسر به کودکان در سالن هیس هیس میکنند برای من که برای دیدن کودکان در سالن میام خیلی غیر قابل درک کاش یاد بگیرند دیدن تئاتر کودک کنار کودکان خیلی متفاوت از دیدن تئاتر بزرگسال هست و همین صداها و فریادهای هیجانی کودکان که تئاتر رو زنده میکنه
سپاس از لطفتون و ممنونم از اینکه بچه ها رو به پرسشگری تشویق میکنید. 🙏🌱

اون قرمزه شیرابه بود. به نظرم یک ویدئو از شیرابه های جنگل های هیرکانی که مثل یک رود عظیم بخش زیادی از جنگل رو دربر گرفته سرچ کنید و بهش نشون بدین و حتما براشون توضیح بدین که چه بلایی سر محیط زیست ... دیدن ادامه ›› میاره.

کاملا با شما موافقم در مورد محدود نکردن کودکان در سالن. ولی یک دسته مخاطب هم هستن که بیش از حد انتظار شلوغ میکنن (معمولا مخاطب جُنگ های کودک و تئاتر آزاد بزرگسال هستن که معمولا در سالن از طرف گروه اجرایی ترغیب به ایجاد سر و صدا میشن.)
سپاس از حضورتون🌻
۳ روز پیش، دوشنبه
اسماعیل رحیمی سروش
سپاس از لطفتون و ممنونم از اینکه بچه ها رو به پرسشگری تشویق میکنید. 🙏🌱 اون قرمزه شیرابه بود. به نظرم یک ویدئو از شیرابه های جنگل های هیرکانی که مثل یک رود عظیم بخش زیادی از جنگل رو دربر گرفته ...
ممنون از شما
حتمن
کاملا درست میگین
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید