در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال شعر و ادبیات
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:55:51
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دنیس ، همکار و دوستم از فنلاند، چهل و شش ساله است .
در نگاه عادت زده ی روزگار، چهلوشش سالگی برای یک زن اغلب آستانه ی نوعی انقباض روحی دانسته میشود؛ سنی که گویی فرهنگ جمعی از او میخواهد خود را با ریتمی آرامتر، پوششی محتاطانه تر و حضوری کمرنگ تر هماهنگ کند، انگار که پختگی را با بیرنگی اشتباه گرفته باشیم.

اما دنیس گویی از اساس به چنین قواعدی پشت پا زده است. او را هر بار با تیشرتهایی مزین به نقشهای دیزنی و ... میبینی و موهایش را با همان شیطنت کودکانه، خرگوشی میبندد – نه از سر تجاهل نسبت به گذر عمر، که از سر وفاداریِ سرخوشانه به آن بخش بازیگوشِ هستی.
آنقدر این انسان شیرین و سرشار از طراوت است که گاه حد و مرز میان سنِ تقویمی و عمرِ روح را در هم میریزد.
حقیقت این است که هیئت بیرونی ما فقط یک پوسته ی خنثی نیست؛ پوشش و آرایش ظاهر، پیش از هر کس، راوی قصه ای میشود که خودِ شخص برای خویشتنِ خویش ... دیدن ادامه ›› تعریف میکند.
این قصه اگر از درون با باورِ به زندگی آغشته باشد، نگاهِ دیگری را نیز به شکلی نامحسوس تطهیر میکند و گشودگیِ تازه ای به جهان میبخشد.

سن بی تردید بالا میرود، این قافله ی زیستشناختی ، رام هیچ اراده ای نیست. اما قرار نیست عرف و زمانه برای ما تعیین کنند که روحیه، احساس و باورمان نسبت به خویشتن و هستی چگونه باید باشد.
پختگیِ راستین شاید همین باشد:
آزادیِ در انتخاب روایتی که هر صبح در برابر آینه برای خود زمزمه میکنیم، بی آنکه از قضاوت شبحگونِ «سِنخوردگی» بهراسیم.



تکمله :

«سنخوردگی» واژه ای نیست که صرفاً به بالا رفتن عدد سن اشاره کند، بلکه به بلعیده شدن روح توسط تقویم اشاره دارد.
سنخوردگی یعنی فرد به جای آنکه خود را مجموعه ای از امیال، رؤیاها، شورها و تازگیها ببیند، هویت خود را صرفاً در قالب یک عدد (۴۶، ۵۰، ۷۰) خلاصه کند. گویی آن عدد، مثل اسیدی، تمام رنگهای وجودش را در خود حل کرده و چیزی جز رسوبی از «بایدها و نبایدهای متناسب با سن» باقی نگذاشته است.

وقتی میگویم «قضاوت شبحگونِ سنخوردگی»، منظورم آن نگاه نامرئی ای است که جامعه به فرد تحمیل میکند: «تو دیگر در این سن، حقِ فلان شور، فلان لباس، فلان عشق، یا فلان رؤیا را نداری.» فردِ سنخورده کسی است که این نگاه بیرونی را چنان عمیق درونیسازی کرده که خودش نگهبان زندان خویش میشود. او دیگر نه به خاطر ناتوانی جسمانی، که به دلیل باور به «پایان یافتنِ زمانِ زندگی»، دست از زندگی میکشد.

پختگی حقیقی، جمع تجربه و طراوت است. اما سنخوردگی، نوعی پیریِ پیش از موعدِ روح است که نقاب پختگی بر چهره دارد.
فرد سنخورده ممکن است چهل سالگی را دریافته باشد، اما گویی هشتاد سالگی را نفس میکشد، چون پیشاپیش خود را بازنشسته از هیجانِ هستی کرده است. اینجا سنخوردگی یعنی کهولت روح در کالبدی هنوز توانا.

انوشه زاهدی، کژال و امیرمسعود فدائی این را خواندند
حسام? و مهشاد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در یک برنامه ی فوتبالی، مجری با تکیه بر انبوهی از داده های آماری، مدعی شد که از فلان سال تا به امروز، هر وقت تیم ملی انگلیس گل اول را خورده، در نهایت بازی را باخته است.
اما ، انگلیس در همان مسابقه، نه تنها گل خورده را جبران کرد، بلکه برنده زمین را ترک کرد و بساط آن قاعده ی خوشساخت و به ظاهر مستحکم محری را یکسره برچید.
این اتفاق مرا به یاد دیوید هیوم، فیلسوف تجربه گرای اسکاتلندی انداخت که قرنها پیش، بنیانهای جزمیت علمی را به لرزه درآورد.

هیوم میگفت: حتی اگر میلیونها سال هم شاهد باشیم که شب بیوقفه بعد از روز میآید، یا هر بار که توپ را به زمین میاندازیم، به سمت بالا برمیگردد، هرگز نمیتوانیم به یقین ریاضی یا منطقی برسیم که بار یک میلیون و یکم نیز همان رخداد تکراری رخ خواهد داد. چرا؟ چون ما هرگز به اصل «علیت» دسترسی نداریم؛ ما صرفاً «توالی» را میبینیم. ما میبینیم که پس از «الف»، «ب» رخ میدهد، اما هرگز ارتباط ضروری و حتمی میان آنها را نظاره گر نیستیم و از آن آگاهی نداریم.
این پیوستگی، زاییده ی «عادت ذهنی» ماست، نه برهان عقلانی.

و هیوم از اینجا نتیجه ی شگفت انگیز و هراسناکی گرفت :
هیچ استدلال عقلی ای ... دیدن ادامه ›› برای اثبات «یکسانی طبیعت» وجود ندارد. ما هرگاه میخواهیم بگوییم «آینده مثل گذشته خواهد بود»، ناخودآگاه از استقرا استفاده میکنیم؛ اما برای اثبات خودِ اصل استقرا، ناچاریم دوباره به استقرا پناه ببریم. این یک دور باطلِ آشکار است. به بیان هیوم، بنای علوم تجربی نه بر عقل محض، بلکه بر «اعتقاد روانشناختی» و «غریزه ی بقا» استوار است. اگر کسی بپرسد چرا فردا خورشید طلوع میکند، ما پاسخی قانع کننده تر از «چون همیشه طلوع کرده» نداریم؛ و این پاسخ، یک پاسخ منطقی نیست، یک پاسخ عاطفی و زیستی به هراس از هرج ومرج است.

حالا اگر این استدلال هیومی را به آن مسابقه ی فوتبال و ادعای مجری تعمیم دهیم، به عمق فلسفی تازه ای میرسیم: مجری، قاعده ای ساخته بود که نه بر اساس علت واقعی (مثلاً ضعف تاکتیکی یا کیفیت بازیکنان)، بلکه بر اساس همبستگیهای تصادفی تاریخی بنا شده بود. و شکست آن قاعده، یک هشدار بزرگ است:
جهان، همواره در آستانه ی شگفتی است.
قوانین علمی، فارغ از اینکه چقدر زیبا و منظم به نظر میرسند، در نهایت گزاره هایی «احتمالی» و «قابل ابطال» هستند.
کارل پوپر، دنباله روی هیوم، اینجا پا را فراتر میگذارد و میگوید: ما نباید به دنبال اثبات قوانین باشیم، بلکه باید به دنبال ابطالپذیری آنها باشیم. قدرت یک نظریه به تعداد دفعاتی که در آزمونها تاب آورده نیست، بلکه به شجاعت ما در مواجهه با احتمال خطا بودنش بستگی دارد.
.
انسان در اسارتِ «عادتِ پیشبینی» زندگی میکند تا از وحشتِ ناشناخته ها بکاهد، اما حقیقتِ ناب، هیچگاه در زنجیرِ آمار و تکرار اسیر نمیشود. آن مسابقه ی فوتبال، یک رخداد بود که نقابِ جبرگرایی را از چهره ی تاریخ برداشت. چه در زمین چمن و چه در بستر کیهان، فردا هیچگاه نسخه ی دقیقِ امروز نیست.
باور به «حتما» و «همیشه»، بزرگترین خطای فاحشِ عقلِ تنبلی است که برای فرار از مسئولیتِ مواجهه با لحظه ی کنونی، خود را به آمار و ارقام میچسباند. همانطور که انگلیس آن روز، سرنوشتِ مقدرشده در آمار را به هم ریخت، جهان نیز مدام در حال بازنویسیِ قوانینِ موقتیِ ذهن ماست و تنها حکمِ یقینیِ هستی، همین «عدمِ یقین»ِ مطلق است.
دقیقاً همانطور که هیوم، توالیِ هزاران شب و روز را دلیلِ عقلی بر ضرورتِ تکرارِ فردا نمیدانست، انبوهِ شکستهای گذشته یا شمارِ سالهای عمرِ تو نیز هرگز دلیلِ قاطعی بر عدمِ امکانِ پیروزیِ آینده نیست.
آمارِ تاریکِ تاریخِ شخصی ات، فقط یک گزاره ی توصیفی از «بوده ها»ست، نه یک حکمِ تکلیفیِ جبری برای «اکنون»؛ اگر تا به حال کسی در سنِ تو شروع نکرده، این صرفاً یک تصادفِ خطی در زمان است، نه یک قانونِ علیت. شروع کردن، یک رخدادِ آنی و مطلق در لحظه ی حال است که میتواند زنجیرِ سنگینِ استقرایِ گذشته را یکسره بگسلد؛ همانطور که آن گلِ دیرهنگام، بسیاری داده ی آماری را باطل کرد، اقدامِ جسورانه ی تو نیز تمامِ روایتهای قبلیِ زندگیت را از نو بازنویسی میکند و به جهان ثابت میکند که انسان، هرگز در زندانِ «آنچه بوده» اسیر نیست، بلکه وابسته به «آنچه در همین نفس، شدنش را برمیگزیند» است.
.
.
.

هانیه مدرس و حسام? این را خواندند
امیرمسعود فدائی، شقایق مطیع، سپهر، سامان حسنی و مهشاد این را دوست دارند
هیوم بعد از کانت محبوب‌ترین فیلسوفی است که می‌شناسم. به خاطر تبیین ندانم‌گرایی بر پایهٔ همین مقابله با جزم‌اندیشی که توضیح دادی دوستش دارم.
زنده باد :)
اینکه معتقد بود ذهن ما اساسن از روی عادت و غریزه ، باور میسازه ، به نظرم بینهایت جذاب و مهیبه .
و چه جالب که به کانت اشاره کردین ، چون کانت هم کاملن خودش رو مدیون هیوم میدونست ، و از طرفی بزرگترین کتابش رو در جهت مخالفت با هیوم نوشت :)

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چِنان باش فارغ زِ بارِ تَعَلُق
که بر دوش‌ اگر سَر نباشد ، نباشد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از شوری بسیار شوریدند
شوریده شوریدند
این برکه رو خونین پسندیدند

🎈
حسام? این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم‌ خویش را 🙃
عاطفه جعفری
فیل ها شایسته رهبری نیستند
همان به که خرها در مسند قدرت باشند
این روزها بیش از پیش نمایان است
جز ویرانی نمی دانند

🎈
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خجسته باد چنین روزی
بی خبر از همه چیز
چندی
را
چندی
شادمان کردم

🎈🎂
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هِی دفن می‌کنم و دفن می‌کنم و دفن می‌کنم؛
امیدهای رفته پیِ روزهای رفته را.
هِی قرض می‌کنم و قرض می‌کنم و قرض می‌کنم؛
از فردای خود امید...

-بهرام بیضایی بزرگ-
مثلا یه همچین چیزی

گول خوردم
گول ما را خورد و رفت
دست دادم
دست ما رو برد و رفت

🎈
ای صبح پر سکون
ای ظهر تیره گون
ای تار بسته شب
ما را امید نیست
تا صبح زنده ایم
این درد بی نشان
ما را هلاک کرد
از بس مرده ایم
حاشا که زنده ایم
این صبح کو کجاست
تا غرق آن شویم
گو تا سحر بگو
در صبح، غرق می شویم
امید ناامید
در صبح، غرق می شویم


🎈
کژال این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کشتند
ولی
کشته نشد من

🎈
امیر این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ماهی که بر خشک افتد ، قیمت بداند آب را ...
کژال این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به تماشای ما بیا
به تماشا نشسته ایم
🎈
به تماشای ما بیا
تماشایی شدیم عزیز
🎈
از وقتی اداره امور به خرها رسید
چرا همه گیر شد
🎈
میون ِاین همه کوچه
که به هم پیوسته
کوچه‌ی قدیمی ِما
کوچه‌ی بن‌بسته
دیوار ِکاهگلی یه باغ ِخشک
که پر از
شعرای یادگاریه
بین ما مونده و اون رود ِبزرگ
که همیشه مثل بودن جاریه
صدای رود بزرگ
همیشه تو گوش ماست
این صدا لالایی ِ
خواب ِخوب بچه‌هاست
کوچه اما ... دیدن ادامه ›› هر چی هست
کوچهی خاطره‌هاست
اگه تشنه‌ست، اگه خشک
مال ِماست، کوچه‌ی ماست
توی این کوچه به دنیا اومدیم
توی این کوچه داریم پا می‌گیریم
یه روزَم مثل ِپدربزرگ باید
توو همین کوچه‌ی بن‌بست بمیریم
اما ما عاشق رودیم، مگه نه؟
نمی‌تونیم پشت ِدیوار بمونیم
ما یه عمره تشنه بودیم، مگه نه؟
نباید آیه‌ی حسرت بخونیم
دست ِخسته‌مو بگیر
تا دیوار ِگلی رو خراب کنیم
یه روزی، هر روزی باشه دیر و زود
می‌رسیم با هم به اون رود ِبزرگ
تنای تشنه‌مونو
می‌زنیم به پاکی ِزلال ِرود..

-ایرج جنتی عطایی-
تصویرگری می‌تواند در جذب مخاطب نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان بسیار تأثیرگذار باشد | عکس در آیین رونمایی پنج‌کتاب نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان نوشته‌ی بهزاد صدیقی در سالن استاد ذوالفقاری فرهنگ‌سرای ارسباران مطرح شد:تصویرگری می‌تواند در جذب مخاطب نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان بسیار تأثیرگذار باشد
  آیین رونمایی پنج‌کتاب نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان به قلم بهزاد صدیقی توسط انتشارات بوی کاغذ و واحد فن‌آور افرامانا با حضور و سخنرانی مجید قناد (تهیه‌کننده، کارگردان، مجری و استاد دانش‌گاه)، شهرام کرمی (نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر و استاد دانش‌گاه)، دکتراحمد رمضانی (مدیر نشر بوی کاغذ)، علی محمدرحیمی (نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان و بازی‌گر) و نویسنده‌ی این آثار عصر روز یک‌شنبه هفدهم خردادماه ۱۴۰۵ در فرهنگ‌سرای ارسباران  برگزار ‌شد. به گزارش روابط عمومی واحد فن‌آور افرامانا، در این آیین که ...
دیدن ادامه ››

 

آیین رونمایی پنج‌کتاب نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان به قلم بهزاد صدیقی توسط انتشارات بوی کاغذ و واحد فن‌آور افرامانا با حضور و سخنرانی مجید قناد (تهیه‌کننده، کارگردان، مجری و استاد دانش‌گاه)، شهرام کرمی (نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان تئاتر و استاد دانش‌گاه)، دکتراحمد رمضانی (مدیر نشر بوی کاغذ)، علی محمدرحیمی (نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان و بازی‌گر) و نویسنده‌ی این آثار عصر روز یک‌شنبه هفدهم خردادماه ۱۴۰۵ در فرهنگ‌سرای ارسباران  برگزار ‌شد.

به گزارش روابط عمومی واحد فن‌آور افرامانا، در این آیین که عصر روز یادشده در سالن استاد ذوالفقاری این فرهنگ‌سرا و با اجرا و میزبانی حامد عزیزی (نویسنده، کارگردان و مستندساز) برگزار ‌شد، در ابتدا با حضور این هنرمندان و سخنرانان از پنج جلد نمایش‌نامه‌ی به پرندگان شلیک نکنیم، تاج شکلاتی، خواب تمساح، داستان یک خر و لبه‌ی چاقو با حضور نویسنده‌ی این آثار، مجید قناد، شهرام کرمی، دکتر احمد رمضانی و علی محمدرحیمی و با اجرا و میزبانی حامد عزیزی رونمایی شد و سپس هر یک از مهمانان درباره‌ی این آثار و نمایش‌نامه‌نویسی کودک و نوجوان به ایراد سخن پرداختند.

بر اساس این گزارش در ابتدا مجید قناد (تهیه‌کننده، کارگردان، مجری و استاد دانش‌گاه)، با اشاره به وضعیت تولید و نگارش نمایش‌نامه‌نویسی کودک و نوجوان، در خصوص پنج نمایش‌نامه‌ی منتشرشده‌ی بهزاد صدیقی گفت: در نمایش‌نامه‌های منتشرشده‌ی ایشان چقدر خوب مسائل و نکات آموزشی را برای مخاطب کودک و نوجوان مطرح کردند. کودکان ما از این کتاب‌ها نکات بسیاری را یاد می‌گیرند، چنان‌که پیش از این ما از چنین کتاب‌هایی یادگرفته‌ بودیم.

قناد در ادامه به نمایش‌ه‍ای بی‌کلام اشاره کرد و درباره‌ی تولید برنامه‌ی مسابقه‌ی از مدرسه تا مدرسه در دهه‌ی هفتاد گفت: در این مسابقه از دو گروه شرکت‌کننده، طبیعتاً در نهایت یکی پیروز و برنده می‌شد و دیگری بازنده می‌شد و شکست می‌خورد. در این برنامه متوجه شدیم بچه‌هایی که بازنده می‌شوند، قدرت پذیرش شکست را ندارند. به نظرم در این خصوص آثار کودک و نوجوان خیلی می‌تواند فرهنگ‌سازی کنند.

در بخش دیگری از این آیین، بهزاد صدیقی، نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان، استاد دانشگاه و نویسنده‌ی این پنج نمایش‌نامه‌ی منتشرشده، ضمن تشکر از زحمات انتشارات بوی کاغذ بابت انتشار نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان خود در این موسسه‌ی انتشاراتی که با سعه‌ی صدر  در این عرصه تلاش می‌کنند و نیز اعلام سپاس خود از همکاری‌های مجدانه و صمیمانه‌ی فرهنگ‌سرای ارسباران در برگزاری این آیین، درباره‌ی نگارش و چاپ این پنج نمایش‌نامه گفت: از آن‌جا که دغدغه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی برای بزرگ‌سالان از دغدغه‌های همیشه‌گی‌ام بوده، نوشتن نمایش‌نامه‌ برای کودکان و نوجوانان نیز از دیگر دغدغدمندی‌های تئاتری و فرهنگی‌ام است و جزو تجربه‌های لذت‌بخشم به حساب می‌آید. برای نوشتن برخی از این‌ نمایش‌نامه‌های منتشرشده که اکنون از طریق بازار کتاب، در دسترس علاقه‌مندان تئاتر کودک و گروه‌های نمایشی قرار گرفته، به فراخور موضوع و موقعیت‌های نمایشی، از اشعار کودکانه استفاده کردم که زحمت سرودن این اشعار بر عهده‌ی علی‌ محمدرحیمی بوده و به نظرم به جذابیت این چند اثر کمک کرده است. 

این نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر هم‌چنین یادآور شد: تجربه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی کودک و نوجوان در فعالیت‌های نمایش‌نامه‌نویسی‌ام ادامه دارد و علاوه بر این‌ها چند اثر دیگر برای چاپ و نشر اجرا آماده دارم. امیدوارم به‌زودی این ‌نمایش‌نامه‌ها در دسترس کارگردانان تئاتر کودک و نوجوان قرار گیرد؛ چون چنان‌که می‌دانیم تا نمایش‌نامه‌ها به مرحله‌ی تولید و اجرای صحنه نرسند، به تکمیل و تکامل هم دست پیدا نمی‌کنند. 

وی هم‌چنین در ادامه‌ی سخنان خود با اشاره به این‌که حمایت از تولید، چاپ، انتشار و اجرا وظیفه‌ی مسئولان فرهنگی‌هنری و سیاست‌گذاران این امور است، گفت: در همه‌جای دنیا حمایت از تولیدات محصولات فرهنگی را مسئولان فرهنگی و به خصوص شهرداری‌ها انجام می‌دهند و برای مخاطبان کودک و نوجوان ارزش بسیاری قائل می‌شوند. در این‌جا هم ما به حمایت مجدانه و مستمر مدیران و تصم‌سازان امور فرهنگی و هنری برای تولید تئاتر کودک و نوجوان نیاز داریم. 

این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود اضافه کرد: پیش از انتشار این آثار در چند سال گذشته چند کارگردان تئاتر کودک و نوجوان تقاضای نمایش‌نامه‌ی این گروه سنی را کرده بودند، اما با آماده‌سازی‌ها و بازنویسی‌های مکرر و نهایی برای چاپ و انتشار و اجرا، این کار به تعویق افتاد که حالا این آثار را در اختیارشان قرار می‌دهم؛ امیدوارم شرایطی فراهم شود تا در سال جاری یکی از این پنج نمایش‌نامه‌ی منتشرشده را به روی صحنه ببرم. 

شهرام کرمی (نویسنده و کارگردان  و مدرس دانشگاه) یکی دیگر از سخنرانان این آیین رونمایی، در بخش نخست سخنان خود با اشاره به تار‌یخچه‌ی نمایش‌نامه‌نویسی کودکان و نوجوانان در ایران و جهان گفت: نخستین نمایش‌ کودک و نوجوان در ایران توسط باغچه‌بان در سال ۱۲۹۸ اجرا شد و این تاریخ  آغاز رسمی تئاتر ویژه‌ی بچه‌ها در کشور ما حساب می‌شود. به فاصله کمی از آغاز رسمی تئاتر ویژه‌ی کودک و نوجوان در جهان که با اجرای نمایش «پیتر پن» در سال ۱۹۰۴ میلادی در انگلستان جنبه‌ی عمومی پیدا کرد، این موج در کشور ما هم شکل گرفت. وی هم‌چنین با بیان این‌که تاریخ چاپ نخستین نمایش‌نامه‌ی ویژه‌ی کودک و نوجوان در ایران به سال ۱۳۰۷ برمی‌گردد که نمایش‌نامه‌ی «خانم خزوک» زنده‌یاد باغچه‌بان در شیراز منتشر شد. بعد از این تاریخ روند چاپ نمایش‌نامه‌های خارجی تا زمان جریان فعال تئاتر کودک و نوجوان در دهه‌ی چهل و پنجاه تداوم داشت.

این نویسنده و کارگردان درباره‌ی ویژه‌گی‌های پنج نمایش‌نامه‌ی تازه منتشرشده‌ از آثار بهزاد صدیقی در انتشارات بوی کاغذ گفت: با خواندن این پنج نمایش‌نامه چند نکته به نظرم رسید که در این‌جا مطرح می‌کنم. نخستین نکته درباره‌ی این آثار تنوع موضوعی آن‌هاست که در هر کدام مفاهیم و مضامین گوناگونی به زبان ساده برای بچه‌ها نوشته شده است. دومین ویژگی برخی از این آثار نگاه اقتباسی است و نویسنده از ادبیات کهن ایرانی مثل مرزبان نامه و دو داستان معروف غیرایرانی وام گرفته است. در این‌جا لازم است اشاره کنم برخلاف این‌که بعضی‌ها فکر می‌کنند اقتباس و بازخوانی از آثار ادبی کار چندان خلاقه‌ای نیست، معتقدم اقتباس از آثار شاخص برای نمایش‌نامه‌نویسی به غنای نمایش‌نامه‌ها می‌افزاید و اقتباس در آثار ادبیات نمایشی جهان، سابقه‌ی طولانی داشته و متداول بوده چنان‌که تعداد زیادی از آثار نویسنده‌های بزرگ ‌هم‌چون شکسپیر و برشت اقتباسی بوده و در ادبیات نمایشی ماندگار شده‌اند. در نمایش‌نامه‌‌ی «داستان یک خر» نوشته‌ی بهزاد صدیقی این نویسنده با بهره گرفتن از حکایتی از «مرزبان‌نامه» و شیوه‌ی روایی نمایش ایرانی به خصوص نقالی، اثری اقتباسی و نمایشی نوشته است.

شهرام کرمی با یادآوری این مسئله که وظیفه‌ی ذاتی هنرمند است که به آثار ادبی و فرهنگ کشورش توجه کند، درباره‌ی ویژگی دیگر مجموعه نمایش‌نامه‌های بهزاد صدیقی گفت: این نویسنده در هر کدام از این آثار، گروه سنی مخاطب خود را تعیین کرده که کدامیک از این آثار ویژه‌ی کودک یا ویژه‌ی نوجوان است و در اصل به تقسیم‌بندی ویژه نمایش‌نامه‌ها برای مخاطبان خاص توجه داشته و این موضوع مهم است. به عنوان نمونه نمایش‌نامه‌ی لبه‌ی چاقو برای مخاطب نوجوان نوشته شده و این موضوع قابل توجه است که نویسنده در این نمایش‌نامه به مسئله‌ی قتل و خشونت و ذهنیت نوجوان در این کار می‌پردازد که توجه به این موضوع و مسائل لازم بوده و قابل توجه است.

این کارگردان و استاد دانشگاه در خصوص دیگر ویژگی‌های این نمایش‌نامه‌ها گفت: ویژگی سوم که در این مجموعه نمایش‌نامه‌ها دیدم، زبان ساده‌ی آثار است و هر نمایش‌نامه زبان مختص مخاطب خود را دارد. هم‌چنین از دیگر ویژگی‌های این نمایش‌نامه‌ها می‌توانم به مضامین و موضوعات آن‌ها اشاره کنم که در همه‌ی آن‌ها مفاهیم اخلاقی و انسانی به زبان نمایشی و هنری به مخاطب کودک و نوجوان انتقال داده می‌شود.

این نمایش‌نامه‌نویس در پایان سخنان خود در خصوص نوع چاپ نمایشنامه به موضوع تصویرگری نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان در جذب مخاطب اشاره کرد. او گفت: به نظرم برای انتشار نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان، تصویرگری می‌تواند مثل کتاب‌های داستان کودک و نوجوان در جذب مخاطب خیلی تأثیرگذار باشد. نمایشنامه در شکل ادبی که برای اجرا نوشته می‌شود، مخاطب ویژه‌ی خود را دارد و به شکل فنی نوشته می‌شود که برای خیلی از عامه‌ی مردم خوانش آن خاص و محدود است. اما در دوره و زمان ما خواندن نمایشنامه علاوه بر اهل فن و ادبیات در بین گروه‌های مختلف رواج پیدا کرده و می‌توان بچه‌ها را به خواندن نمایشنامه تشویق کرد. تصویرسازی مطابق متن نمایشنامه یک روش مناسب برای تخیل و جذب بچه‌ها به خواندن نمایشنامه است که پیشنهاد می‌دهم با وجود تجربه‌های موفق توسط انتشارات بوی کاغذ دنبال شود که برای نمایش‌نامه‌های این دو گروه سنی خیلی می‌تواند مخاطبان بیش‌تری را جذب کند. پیشنهادم به انتشارات بوی کاغذ این است که از زمانی که حامی انتشار آثار نمایش‌نامه‌‌نویسان کودک و نوجوان شده، نقش و اهمیت تصویرسازی این دسته از کتاب‌ها را نادیده نگیرد و بیش از پیش به آن اهمیت بدهد.

علی محمدرحیمی (نمایش‌نامه‌نویس، کارگردان و بازی‌گر) به عنوان سخنران پایانی آیین رونمایی این پنج نمایش‌نامه‌ی منتشر شده با اشاره به این نکته که این یک مسئله‌ی جدی‌ است محصولات فرهنگی برای کودکان توسط بزرگ‌سالان تولید می‌شود و از آن مهم‌تر این است که بزرگ‌ترها تا چه اندازه می‌توانند به کودکان نزدیک شوند، گفت: پُرواضح است که در رابطه‌ی تولید آثار فرهنگی کودکان و نوجوانان با این گروه مخاطبان، هر چه این فاصله کم‌تر باشد، بی‌گمان حرف‌های بزرگ‌ترها شنیده‌تر خواهد بود به گوش کودکان. به نظرم در این بزنگاه، ابزاری دقیق و نافذ، لازم است تا این دره‌ی عمیق و دور را نزدیک و کم‌عمق کند. 

این نویسنده و کارگردان تئاتر گفت: در دنیای تئاتر و در حوزه‌ی کودکان، به غیر از آگاهی فنی برای اجرای نمایش‌نامه‌ها، ابزاردیگری ما را به مقصود، نزدیک‌تر و دنیای ما را به دنیای کودکان نزدیک می‌کند، آن‌گونه که صدای بزرگ‌سالان را از درون شیپور تولیدات فرهنگی، به گوش کودکان در دنیای بزرگ‌شان می‌رساند. معتقدم یکی از این ابزار‌های بیان، دیالوگ یا مونولوگ یا سولی‌لوگ در قالب شعر در نمایش‌نامه است. و اگر به این امر قائل باشیم، لزوم وجود شعر یا حتی دیالوگ‌های ریتمیک، نیازی پرثمر و کارآمد در نمایش نامه‌نویسی و تئاتر کودک و نوجوان خواهد بود. 

این نمایش‌نامه‌نویس هم‌چنین یادآور شد: در پنج نمایش‌نامه‌ای که بهزاد صدیقی در دنیای درام و این‌بار در دنیای درام کودکان به چاپ رسانده‌، ایشان تلاش می‌کند با بیانی ساده و بی‌تکلف و به دور از پندنامه‌های آشفته‌ی مرسوم، گفت‌وگویی صمیمی با کودکان و نوجوانان بر روی صحنه داشته باشد. 

وی در پایان سخنان خود درباره‌ی زبان این نمایش‌نامه‌ها گفت: در این آثار تمرکز بر شیوایی کلمات و نرمی جملات تا جایی پیش رفته که گه‌گاه جملات از دیالوگِ مسلکی فاصله گرفته و به جروبحث‌های نوجوانی در کوچه و خیابان یا دردِ دل‌های کودکان در بازی‌های کودکانه نزدیک می‌شود و جالب‌تر این‌که شأن اجرایی نمایش‌نامه را هم به مثابه یک مانیفست حفظ می‌کند. مثلن در نمایش‌نامه‌های داستان یک خر و تاج شکلاتی، استفاده از شعر به فراخور سنّ مخاطب و در جایگاه مناسب و استفاده‌ی کمی مناسب‌تر، نمایش‌نامه‌ها را حتا در هنگام خوانش به اثری تصویرساز برای کودکان تبدیل می‌کند.

این گزارش در پایان می‌افزاید: برخی ازشرکت‌کنندگان در پایان این آیین به ارایه‌ی نظرات و پیشنهادات خود در خصوص نحوه‌ی حمایت از نمایش‌نامه‌های منتشر و تولیدشده پرداختند و هما جدیکار (کارگردان و استاد دانشگاه) با ابراز خوش‌حالی از منتشر شدن پنج نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان این نویسنده گفت: برای نخستین بار می‌بینم که نمایش‌نامه‌نویسی هم‌چون جناب بهزاد صدیقی بعد از تجربه‌های بسیار در نمایش‌نامه‌نویسی، چندین نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان را  نوشته و به طور هم‌زمان پنج اثرش را برای مخاطب این گروه سنی و تئاتر کودک و نوجوان منتشر کرده؛ به سهم خودم از ایشان سپاس‌گزاری می‌کنم. کاش سایر نمایش‌نامه‌نویسان بزرگ‌سال هم برای تئاتر کودک و نوجوان نمایش‌نامه بنویسند و در این عرصه همت کنند تا به غنای تئاتر این گروه سنی اضافه شود.  

لازم به یادآوری است در آیین رونمایی پنج‌کتاب نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان که با استقبال هنرمندان و علاقه‌مندان برگزار شد، هنرمندان و اندیشمندانی هم‌چون هما جدی‌کار، اختر تاجیک، پریزاد سیف، حامد عزیزی، داریوش رعیت، بهنام صدیقی، ناصر آویژه، علی‌رضا قانونی، شهرام صارمی، ابراهیم حسینی، احمد تیموری، میثم یوسفی، حامد زارعان، علی‌رضا ترمان، دکتر حمید اسکندری، رامین فناییان، سعید الله‌وردی، بهنام جعفری، مهدی اکبری، سعید اسکندری و ... حضور داشتند. 

روابط عمومی واحد فن‌آور افرامانا

۱۹ / ۳ / ۱۴۰۵

 

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای کاش آدم ها ، همان جا که بودند می ماندند .گاهی وقت ها که به تیوال می آیم یاد دوستان قدیم می کنم و شب هایی شعری که در کافه الف داشتیم . حدود ده سال پیش . الان آن ها را نمی بینم .
دلم هوای یار کرده ، تو که بی وفا نبودی ...چرا از ما اغوا نمی کنی یار .
آه که چه قدر کافه الف دل نشین بود ..وقتی می رفتیم داخل
عکس های داستایفسکی ، هدایت ، میلان کوندرا ...را می دیدیم .
اتگار آن ها به ما سلام می کردند و خوش آمد می گفتند .
چه کسی رویا دیده است
من رویا دیده ام
اتگار که نور و روشنایی بود
وقتی که آمدی
نور را با خودت بیاور

تیوال شبیهِ یه مدرسه‌اس که هر دوره‌ تعدادی چهره‌ی جدید واردش می‌شن و عده‌ای قدیمی ترکش می‌‌کنن. چند نفری هم مثلِ بابایِ مدرسه و دفتردار و ناظم و معلم‌ها، شاهدِ این تغییرِ نسل‌به‌نسل هستن...

جایِ خیلی‌ها همیشه خالیه.
حتی افرادی که برای من فقط یه اسم بودن و مراوده و معاشرتی هم باهاشون نداشتم... ولی به تیوال با اون اسم‌ها عادت کرده بودم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صدایی ندارم
فریاد من کو

🎈
کتایون هاوستین و کژال این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو آیینه هستی
یا آیینه
تو هزاره تکه ای
یا آیینه
تو لبخند می زنی
یا آیینه
تو فریاد می زنی
یا آیینه

🎈