«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من این نمایش رو امشب در صنعتی شریف دیدم.
نمایش لذت بخشی بود. بازی و صدای بازیگران،کارگردانی، طراحی ویدئو مپینگ همگی عالی بودند.
خسته نباشید میگم به اقای نجاتی و مصباح و تیم حرفه ایشون.
نمایشی زیبا، بهروز و همسو با دغدغهها و شرایط روز جامعه که با پرداختی هوشمندانه و اجرایی روان، توانست تجربهای لذتبخش و تأملبرانگیز رقم بزند.
ریتم مناسب نمایش و انسجام در روایت باعث شد مخاطب در طول اجرا همراه اثر باقی بماند. بازیگران نیز بهخوبی از عهده نقشهای خود برآمده بودند و انتخاب و پرداخت شخصیتها بهگونهای بود که هر نقش، جایگاه و معنا و مفهوم مشخصی در کلیت اثر داشت.
امیدوارم استقبال از این نمایش به تمدید مجدد اجرا منجر شود تا علاقهمندان بیشتری فرصت تماشای آن را پیدا کنند و از دیدن این اثر ارزشمند لذت ببرند.
ضمن عرض خستهنباشید و خداقوت به تمامی عوامل و دستاندرکاران این نمایش زیبا،
تماشای این اثر رو به همه علاقهمندان تئاتر توصیه میکنم.
در روزگاری که متأسفانه بخش قابلتوجهی از آثار نمایشی برای خنداندن مخاطب به شوخیهای رکیک و جنسی متوسل میشن، تماشای نمایشی که با شوخیهای بهجا، هوشمندانه و ظریف لبخند رو بر لب مخاطب میاره، واقعاً ارزشمنده.
این نمایش در کنار ایجاد لحظات مفرح، از نقدهای اجتماعی هم غافل نشده و بهخوبی تونسته رسالت هنری خودش رو به انجام برسونه.
نشستن به تماشای نمایشنامهخوانی «همه پسران من» تجربهای بود که با وجود متن قدرتمند اثر، ترکیبی از نقاط قوت و ضعف را به نمایش گذاشت.
نقطه اتکای اصلی این اجرا، حضور مؤثر **خانم رویا رضایی** بود؛ بازیگری که به نسبت دیگر افراد گروه، تسلط و پختگی بیشتری داشت و توانست بخش عمدهای از بار عاطفی و اجرایی نمایشنامه را به تنهایی به دوش بکشد. حضور او تا حد زیادی انسجام کار را حفظ کرد.
با این حال، سایر بازیگران نتوانستند ارتباط لازم و درستی با نقشهایشان برقرار کنند و این موضوع در انتقال حس و حال اثر به مخاطب تأثیر منفی گذاشت. شاید اگر این متن به جای فرم نمایشنامهخوانی، در قالب یک اجرای کامل و تمرینشده روی صحنه میرفت، نتیجه بسیار بهتری حاصل میشد و بازیگران فرصت بهتری برای درک فضا پیدا میکردند.
در هر حال، تلاش این گروه را ارجی مینهیم و امیدواریم در کارهای آینده، با تمرین و پختگی بیشتر، شاهد آثار به مراتب بهتری از آنها باشیم.
چیزی که در این اثر برایم قابل تأمل بود، فاصلهی میان شکوه یک قهرمانی و حقیقت تلخ بهای آن است. انگار آرش فقط تیری را از کمان رها نمیکند؛ بخشی از وجودش را در مسیری میگذارد که قرار است سرنوشت دیگران را تغییر دهد.بهرام بیضایی با نگاهی متفاوت به اسطوره، قهرمان را از جایگاه یک شخصیت افسانهای بیرون میآورد و او را به پرسشی انسانی تبدیل میکند؛ تا کجا میتوان از خود گذشت و اصلاً چه چیزی یک فداکاری را ارزشمند میکند؟
خسته نباشید و خدا قوت به همه عوامل اجرا،مخصوصا کارگردانی
بیشتر قسمتای نمایش جذاب بود ولی بازی بعضی از بازیگرا ریتم کار رو کند کرده بود
موضوع نمایش جذاب و گیرا بود
بازی بازیگر نقش کر و لال و بلاگر بی نظیر بود،خداقوت بچه ها
بسیار داستان زیبا و دلنشینی داشت، هم از نظر pacing داستان و همینطور کاراکتر ها. بازیگران هم که همه عالی بودند، برای مثال ۲,۸,۳,۵ بازی بسیار زیبایی داشتند. درکل عالی بود
" آرش" برای من صرفاً بازخوانی یک اسطورهی کهن نبود. مواجههای دوباره با مفاهیمی بود که هنوز هم در زندگی ما جاریاند؛
وطن، هویت، مسئولیت و بهای انتخاب...