«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فیلم به دومین فیلم پرفروش سال ۲۰۲۵، نهمین فیلم پرفروش تمام دوران و پرفروشترین فیلم استودیو انیمیشن والت دیزنی تبدیل شد. این فیلم نامزد دریافت جایزهٔ بهترین فیلم بلند پویانمایی در گلدن گلوب، انتخاب منتقدان، بفتا و اسکار شد.
در این مدت عجیب محکوم به خانه نشینی و فیلم دیدن به جرات یکی از جذابترین فیلمهایی که بهش برخوردم این فیلم بود، دیدنش بشدت توصیه میشه، البته قطعا نسخه زیرنویس بدون سانسور
آواتار: آتش و خاکسترِ جیمز کامرون فیلمِ شیکْ و خطرناکی است. سومین سری از این مجموعهی فیلم یک جنایتِ فانتزی علیهِ انسان و انسانیت است. این فیلم که عملاً حرفی اضافه بر داستانهای قبلی ندارد ماجرایی ضدِّ احساس و عشقِ انسانی را به معنویتِ مَندرآوردی و خیالی گره میزند. به الگوریتمِ ارتباطی دخترِ بزرگ سالی، که به دلیلِ نامِ غیرِ قابلِ ارائه از عنوان آن معذورم، با اسپایدر دقت کنید: در این فرآیند دو تالیفاسدِ اخلاقیِ عمیق وجود دارد، 1- هنگامی که اسپایدر ماسک اکسیژناش تمام میشود و توسطِ دختر سالی او هم یکی از آنهایی میشود که کورو دارد 2- هنگامی که آسمانیها، انسانها، متوجّه این موضوع میشوند و میخواهند اسپایدر را مهندسی معکوس کنند. تالیفاسدِ اول که بیشترش اخلاقی است و یک گافِ سینمایی هم در خودش دارد این است که دخترِ سالی بواسطهی محبتِ عمیقی که نسبت به اسپایدر داشته به او نفس بخشیده و گاف سینمایی آنجایی است که میبینیم او در سکاسنهای انتهاییِ فیلم هنگامِ درگیری با آسمانیها ماسک روی صورت دارد و زیر آب با دخترِ سالی صحبت میکند. تالی فاسد دوّم عمیقتر است و به شکلی در حالِ زیرِ میزِ درام زدن تأویل میشود: آسمانیها میخواهند از روی اسپایدرِ بدون ماسک مهندسیِ معکوس کنند در حالیکه عشقِ بین جیک سالی و همسرش امکانِ مهندسی کردن ندارد و به همین منظور پیامِ سریِ سومِ فیلمِ کارگردانِ «تایتانیک» یک پیامِ ضدِّ احساسی است که کذابانه کامرون برای تبلیغِ فیلماش به تماشاگران توصیه میکند دستمال برای پاک کردن اشکهاشان به هنگامِ تماشای فیلم دست گیرند و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید. https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1774896845598410882
ویدئوی مرتبط را در کانال آپارات من ببینید. https://aparat.com/v/kxmiu70
الیور استون کارگردان مشهور آمریکایی همین فیلم جوخه گفت :
بیشتر فیلمهای جنگی که بعد از «جوخه» ساخته شدند، احمقانه و مضحکاند. فیلمهای اخیر بهشدت نظامیگرایانهاند، چون با همکاری و نفوذ پنتاگون و سازمان سیا ساخته میشوند. برای گرفتن چند هلیکوپتر در فیلمی مثل «سقوط شاهین سیاه»، باید با آنها معامله کنید تا هزینهها را بپردازند. ما «جوخه» را در فضایی ساختیم که کسی خریدارِ پیامهای ضدجنگ نبود، اما میخواستیم حقیقت را بگوییم و دروغِ فیلمهای جنگطلبانه را پاک کنیم؛ اینکه جنگ جهنم است و ما اصلاً نباید در ویتنام میبودیم.
🔺در آخرین روز فیلمبرداری «جوخه» وجدانم راحت بود و میدانستم چیزی ساختهام که در برابر آزمون زمان مقاومت میکند؛ اما نمیخواهم آن فیلم قله زندگیام باشد؛ قله من هنوز در راه است.
صدای فیلم به شدت بلند و آزاردهنده بود.
جاهایی که فرانسوی حرف میزدند زیرنویس نداشت.
حتی واتر مارک تاینی موویز هم روی فیلم بود!
بلیطها رو هم چک نکرند. فکر کنم خیلیها بدون بلیط اومدند.
خلاصه تجربه خوبی نبود.
مامور سرویس مخفی، مایک بنینگ، متوجه می شود که برای او پاپوش دوخته اند و گزارش شده که او می خواهد رئیس جمهور را ترور کند. حال او باید از دست آژانس سرویس مخفی و همچنین پلیس اف بی آی فرار کند تا بتواند بی گناهی خود را اثبات و تهدید واقعی را شناسایی کند…
مردی مرموز به نام استیون کچ لامبرت، به صورت اتفاقی جان یک افسر پلیس به نام شارون را نجات میدهد. حال با گذشت زمان شارون و کچ به یکدیگر علاقهمند میشوند اما به زودی شارون متوجه میشود هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست
دو محکوم که از زندان فرار کردهاند، مجبور میشوند برای عبور از مرز، برای مدتی در یک شهر مرزی نقش کشیشان را بازی کنند. وانمود کردن به کشیش بودن باعث میشود..
زوتوپیا فصل دوم به کارگردانی جارد بودش و بایرو رون یک اَبَرسازهی مکانیکیال بر جوهرهی سُلطهجوییِ رسانهای در قاموسِ بَعلیتِ آمریکایی است. این بُت که در راهپیماییِ 22 بهمن سوزانده شد چند مفهوم برای بینندهی کودک و نوجوان دارد. به این چند مفهوم در ادامه اشاره خواهم کرد امّا بطورِ مشخص مخاطبِ هدفی که در آینده کتاب میخواند و با ادبیاتِ چِرچیلیِ اُوروِل آشنا میگردد، «مزرعهی حیوانات» را مسخره و آزادی را در اسارتِ بردگیِ «1984» مییابد. از نظر فلسفی نیز به گُفتهی هِگِل ارتباطِ میان ارباب و خادم مانندِ ارتباط میانِ سوژه و زبان است. این طور استنباط میشود که انسان در پوششهای مُختلفِ ذهنی شکلی فرا موجودی از تسلط بر دیگران خیال خواهد کرد. جهانی که به یک خرگوش حق میدهد با روباه دوست باشد چرا که خوکها از دیگر حیوانات برابرترند و براساسِ تفکر انسانی ماجراجویی میکند، دقیقاً همین دنیایی است که ترامپِ خوک صفت در آن احساس میکند مالکاش است. یک جاهایی به مارکی دوساد برای آفرینشی به نامِ مکتبِ لیبرتین حق میدهم چرا که جریانِ پروندهی اِپْستین واقعاً یک جریانِ لذّت بُردن از دگرآزاری با قدرت است. فریبِ این جهان را با چُنین پویانماییهایی که از کودکی در ذهنِ فرزندِ من و تو میکارند که حق با خوکها است چرا که حیوانی به نجابتِ اسب کلانتر شهر است و فردین بازی در میآورد، را نخورید چرا که من باور دارم این طمع نیست که دنیایی را با قدرتِ مادّیات تصاحب کردن این خودِ لیبِرتِنیسم است و...
متن کامل را در روزنامهی اینترنتی برداشت بلند بخوانید. https://longtake.ir/mag/?p=26044
این فیلم حس اون قهرمانهای جنگ را داشت که حریف اوباش صدام شدند برخلاف بزدل هایی که فرار میکردند نظامی نبودند رزمنده بودند ولی پهلوان بودند شجاع بودند غول بودند وقتی جنگ تموم شد آنقدر حکومت دزدید و گند زد که این قهرمان ها را هم مردم به چشم حکومت دیدند اونها منزوی شدند چون مثل حکومت استان قدس دزد نبودند،نسل جدید جلوتر که میرود اوباش را میبیند اختلاسگر میبیند برخی استقلال طلبان کردهای مرز نشین را میبیند که مثل عربها متقابلاً با ایرانی ها مشکل دارند پس مثل داعشی ها با ایرانی ها رفتار میکنندحالا دنبال قهرمانی هست که جلوی این دزدها بایستند دوباره گاهی میرسند به همون رزمنده های پهلوون منزوی
محمود شوکتیان برای جلسه نقد و بررسی آخرین کتابش به نام «مزرعه پدری» به اهواز دعوت شده تا در یک همایش ادبی درباره ادبیات جنگ سخنرانی کند. او در زمان جنگ همسر و دو فرزندش را بر اثر بمباران دشمن از دست داده، اما در خیال خود آنها را زنده می پندارد و در این سفر نیز در ذهن خود با آنها همراه است. محمود شوکتیان در طول سفر، خاطرات گذشته و حوادث جنگ را به یاد می آورد؛ این را که چگونه برای خاموش کردن توپخانه دوربرد دشمن به همراه یک گردان عملیات مرگباری را انجام داده اند و در این حادثه، برخی از دوستان و همرزمان خود را
هرشل میخواهد زندگی بهتری برای خانوادهی خود فراهم کند، اما روزی حین کار در کارخانهی تولید ترشی به درون یک خمره سقوط میکند و برای ۱۰۰ سال در آب نمک باقی میماند و…