در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال سینمای جهان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 08:36:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۵ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۳:۲۹
اولش که فیلم رو دیدم اصلا دوست نداشتم فکر کردم فون‌تریه کم مونده با کارگردان wrong turn همکاری کنه😅 البته هنوز هم به نظر من بخش زیادی از خشونت نمایش داده شده تو این فیلم به راحتی قابل حذفه تازه زمان فیلم هم مناسب تر میشه. اما بعدها که اثر خشونت رفت بهتر متوجه محتوا شدم🤔
آیا ممکنه استفاده از خشونت و شر توجیه داشته باشه؟ اگر بله تا کجا؟!
امکان اسپویل: جک یه سایکوپات خودشیفته ست که در طول فیلم داره خودش رو برای شخصی به نام "ورج" توجیه میکنه که خشونت و جنایت رو به خدمت گرفته که هنر و فلسفه جدیدی خلق کنه😐 در انتها متوجه میشیم "ورج" تقریبا همون "ورژیل" کمدی الهی دانته ست (راهنمای جهنم). در نهایت هم جواب فون‌تریه به سوال خودش: هیچ توجیهی وجود نداره و نمیشه از پیامد اعمال فرار کرد. اما من همچنان ذهنم درگیره اگر جک تو همین دنیا قرار بود مجازات بشه، خشونت در راستای مجازات قابل پذیرش بود؟ حالا جک که گرفتار عدالت این دنیا نشد به قول خیام:
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟!
۲۶ مهر ساعت ۱۴:۴۷
تو ترجمه عنوان فیلم خراب شده. تو ژاپنی اسم فیلم معنی "بدرقه کننده" رو داره. اولین بار که به فیلم برخوردم با اسم departures فکر کردم به فرودگاه ربط داره. از همه بدتر ترجمه فارسیشه🤦🏻‍♀️
قاب بندی صحنه ها خیلی قشنگه و در کنار موسیقی فوق العاده یه جاهایی کاملا مشخصه تو دام سانتیمانتالیسم افتاده. بار اول که دیدم برام یه فیلم خوب معمولی بود😊 بار بعدی اتفاقی دیدم و اصلا حواسم نبود چیزی تو زندگی من تغییر کرده، به شدت برام تاثیرگذار بود دچار حالتی شدم که بعدا فهمیدم بهش میگن "کاتارسیس"🤔
همیشه خیلی اهمیت میدادم به اخرین تصاویرم از ادم ها، تو خاکسپاری ها اصلا شرکت نمیکنم یا اگر مجبور باشم خیلی دور از جریان، فرد فوت شده که نیست دیگه، در مورد بازماندگان هم واقعا بعیده دیدن منِ تحفه برای کسی تسکینی باشه. دقیقا به همین دلیل بیمارستان هم نمیرم عیادت🙈 به نظرم لازمه بازنگری کنیم تو یه سری کارها که از قدیم میکردیم🤔
فیلم قشنگیه آرامش خاصی رو به آدم تزریق میکنه
مهزاد
درود و ارادت😊 پس من خیلی دیر تجربه کردم، مدتی روی مرز ویرانی سپری کردم و بعدش چیزی که ظرف ۲ سال تلاش باهاش به صلح نرسیده بودم، پذیرفتم🙂 برگمان که واقعا خوبه🤩 ولی نمیدونم چرا با فلینی ارتباط ...
8½ فلینی برای من شاه کلید درک و فهم ارجاعات فلسفی و روانشناختی فیلمهای سایر کارگردانهای بزرگ دنیاست، چند وقت پیش چند خط راجع بهش نوشتم.
https://www.tiwall.com/wall/post/216374 فرصت کردید مطالعه کنید.
هر دو فیلم رو خیلی قبل دیدم. باز "جاده" صمیمی تر بود در حد خودم متوجه شدم ولی با ۸ و ۱/۲ هیچ ارتباطی نگرفتم🤦🏻‍♀️ ممنونم که یادم انداختید فکر کنم الآن ببینم برام متفاوت باشه🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۳ مهر ساعت ۰۲:۴۲
فیلم خوبیه هرچند به پای رقیبش از نظر من (خانه به دوش) نمیرسه البته به جز منظره های فوق العاده زیبای طبیعی.
امکان اسپویل: تو فیلم "خانه به دوش" اول مرگ "مونا" رو نشون میده بعد مونا رو از نگاه شخصیت هایی که قبل از مرگش باهاش برخورد داشتن تعریف میکنه، ولی تو into the wild بیشتر "کریستوفر" رو میشناسیم. با اینکه "کریستوفر" از "مونا" فراتر میره و حتی ارتباطش با سایر انسان ها رو هم قطع میکنه، من همچنان امیدوار بودم... 😢 فکر کنم علاقه ی کودکیم به تارزان باعث اون امید میشد🤔😅😔
من فیلم رو دوست داشتم . با توجه به اینکه اقتباس هم بود ولی کار رو جذاب دراورده بود شان پن. واقعا نمره قابل قبولی میگیره👌👌👌👌🌹🌹🌹
روزبه سراج
کتاب قول رو هم‌ اگه خونده باشید واقعا جذابه. نشر ماهی چاپ کرده
نخوندم! مرسی معرفی کردید میخونم🙏 متاسفانه اخیرا زیاد مطالعه نمیکنم🤦🏻‍♀️ فکر میکنم مطالعه و ورزش رو میتونم جای دیگه هم بکنم، کارهایی که ازادی لازم داره برام در اولویت قرار گرفتن😔
مهزاد
نخوندم! مرسی معرفی کردید میخونم🙏 متاسفانه اخیرا زیاد مطالعه نمیکنم🤦🏻‍♀️ فکر میکنم مطالعه و ورزش رو میتونم جای دیگه هم بکنم، کارهایی که ازادی لازم داره برام در اولویت قرار گرفتن😔
خوبه .مهم اولویت بندی خودتونه . فرصت کردین کتابش کم حجم و خوش خوان و لذت بخشه . پشیمون نمیشین از مطالعه اش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ مهر ساعت ۲۱:۱۹
به نظر من "خانه‌ی خالی" دومین فیلم عالی کیم کی دوک هست🤩
یه صحبتی بود راجع به تفاوت مالکیت و تعهد، خیلی قشنگ تو این فیلم این تفاوت مشخصه. شخصیت اصلی تو خونه‌هایی زندگی میکنه که هیچ ربطی بهش ندارن اما بهتر از صاحبانشون از خونه مراقبت میکنه😊 سوال اینه وقتی به چیزی یا کسی تعلق داریم که مالکش هستیم یا وقتی باهاش رابطه ی مسئولیت پذیرانه ای داریم؟
امکان اسپویل: همین سوال در مورد رابطه مرد و زن دقیقا دوباره مطرح میشه🤔
تغییر نرم فیلم از فضای رئال به سورئال و پایان عجیبش رو خیلی دوست داشتم🥰 انگار دونفر یاد میگیرن در دنیایی که جایی براشون وجود نداره و به جایی یا کسی متعلق نیستن، بدون دیده شدن زندگی کنن🤗
بعضی از ابیات این شعر مولانا برای من خیلی قشنگ روی این فیلم نشست هرچند که قطعا منظور ایشون این نبوده😅
عاشق شده‌ای ای دل، سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی، آن جات مبارک باد
ای عاشق پنهانی، آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی، بالات مبارک باد
ای جان پسندیده، جوییده و کوشیده
پرهات ... دیدن ادامه ›› بروییده، پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن، بازار نکو کردی
کالای عجب بردی، کالات مبارک باد
پ.ن ۱: اول نمایش pov یاد صحنه ای افتادم که شخصیت اصلی فیلم بدون توپ گلف بازی میکنه! نمیفهمم چرا فیلم در کره با اسم "خانه‌ی خالی" و خارج از کره با اسم "چوب گلف شماره ۳" معرفی شد🤔
پ.ن ۲: اینجا هم باز نگاه کیم کی دوک به زن رو دوست نداشتم😐
کیم کی دوک کارگردان توانمندیه ؛ فیلم بهار ؛ تابستان اش هم خیلی فضاسازی و تصویر سازیش عالیه.‌ چه خوب که دوباره با معرفی فیلم یاد آوری کردین دوباره مرور کنم آثارشون‌ رو👌
عجب فیلم خوبی بود با اون موسیقیِ زیباش

اولش از رو اسمی که بود نفهمیدم چه فیلمی هست و خواندم رو زدم، بعد که پوستر رو دیدم...
امیر ناصری
عجب فیلم خوبی بود با اون موسیقیِ زیباش اولش از رو اسمی که بود نفهمیدم چه فیلمی هست و خواندم رو زدم، بعد که پوستر رو دیدم...
😅 درسته اخه پوستر اصلی فیلم هم قابل انتشار نبود اسمش هم چندین مدل هست، حتی شنیدم سه آهن هم میگن!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ مهر ساعت ۱۴:۰۲
فیلم فوق العاده قشنگیه هم از نظر زیبایی قاب ها🥰 هم از نظر دیدگاهش به زندگی. تاکیدش به اینکه رشد یه روند خطی نیست.
فیلم در تصویرسازی، استفاده از سکوت و ساختار دایره‌ای بسیار موفق عمل می‌کنه اما از نظر فلسفی خیلی تکیه ش به رنج و ریاضیه به عنوان راهی برای رستگاری مجرم، اصلا نمیپردازه به اینکه قربانی حالا چطور التیام پیدا کنه؟!🤔 از نظر نگاهش هم به زنان خیلی ضعیفه.
بارزترین پیام بوداییش برای من کارما بود و اینکه در نهایت هیچ‌کس از پیامد اعمالش رهایی پیدا نمیکنه.
خیلی خوشم میاد همهٔ این فیلم‌هایی که اینجا معرفی میشه رو تو هاردم دارم😊😊😊
البته حالا کی قسمت بشه ببینم اون یه بحث دیگه است😅😅😅
شقایق مطیع
من خیلی وقتا قسمت میشه ببینم ولی خب چندوقته تصمیم گرفتم تسلیمِ قسمت و تقدیر نشم ، واسه همین نمیبینم😅
آخه من هر شب تئاترم، دورهٔ فیلم دیدنم موقع‌هاییه که تئاتر تعطیله.
امیرمسعود فدائی
خیلی خوشم میاد همهٔ این فیلم‌هایی که اینجا معرفی میشه رو تو هاردم دارم😊😊😊 البته حالا کی قسمت بشه ببینم اون یه بحث دیگه است😅😅😅
یه حکایت بامزه ای هست که البته تو روانشناسی در مورد ازدواج بیشتر کاربرد داره ولی به نظر من قابل تعمیم هست به خیلی چیزها از جمله همین تعریف شما: پدربزرگی برای تولد نوه ش یه کتاب بهش هدیه میده و کلی تعریفش رو میکنه. بعدها هر بار که از نوه میپرسه کتاب رو خوندی؟ نوه میگه نه و یه دلایلی میاره. یه روز نوه خونه پدربزرگ بوده، پدر بزرگ میاد با یه کتاب و میگه کتاب مال دوستشه و شب میاد که پسش بگیره. نوه کتاب رو برمیداره نه حرف میزنه نه غذا میخوره و تا شب کتاب رو تموم میکنه😊 این تفاوت حس تملک و تعهده.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۲۲:۴۷
در ژانویه ۲۰۲۳، شهر داکسبری در ماساچوست شاهد جنایتی هولناک بود؛ لیندزی کلنسی، مادری است که سه فرزند خود کورای ۵ ساله، داوسون ۳ ساله و کالان ۸ ماهه را با طناب خفه کرد!

وکلای او استدلال می‌کنند که کلنسی ماه‌ها با افسردگی شدید پس از زایمان دست‌وپنجه نرم میکرده و در زمان جنایت دچار روانپریشی و گسست از واقعیت بوده؛ اختلالی نادر که تنها یک تا دو نفر از هر هزار مادر را درگیر می‌کند و با توهم و هذیان همراه است.

اما دادستان‌ها نظر دیگری دارند؛ آنها می‌گویند کلنسی قتل‌ها را با دقت برنامه‌ریزی کرده، همسرش را با بهانه از خانه بیرون فرستاده و کودکان را یکی‌یکی به قتل رسانده است. از نگاه دادستانی، این سطح از برنامه‌ریزی نشان‌دهنده قصد مجرمانه و عقل سالم است، نه جنون.
حالا سؤال دادگاه این است که آیا کلنسی در آن لحظات توانایی تشخیص درست از غلط را داشته یا بیماری روانی‌اش او را به ... دیدن ادامه ›› جنون رسانده؟
اگر دادگاه دفاعیات جنون را بپذیرد، کلنسی به جای زندان به بیمارستان روانپزشکی منتقل میشود؛ در غیر این صورت با حبس ابد روبه‌رو خواهد شد.

وقتی این ها را می‌شنیدم یاد این فیلم و جریانش افتادم. قضیه دشوار قضاوت کردن و مواردی که باعث پیش داوری میشود.

اما اگر من عضو هیئت داوری بودم اصلا برام قضیه افسردگی و این استدلال که می‌توانسته ادراک او از واقعیت رو دچار اختلال کنه کوچکترین اهمیتی نداشت. همین که پررو با حالی حتی به ظاهر معقول نشسته اونجا استدلال کنه یا توضیح بده حالم رو به هم میزد. اگر واقعا افسردگی و جنون داشته بعدا فهمیده چطوری، چطوری... حالش قدری خوبه نشسته اونجا 😵‍💫 چطور نخواسته به شدیدترین حالت ممکنه مجازات بشه؟!

این فیلم فوق العاده است به نظرم. تو ذهن نقش می‌بنده داستانش. 💗
سلام و ارادت . اگه فیلم father(2025) محصول اسلواکی رو ندیدین پیشنهاد میدم اون رو هم تماشا کنید جالبه . تقریبا مشابهت موضوعی دارن اما با نگاه و زاویه دید متفاوت
روزبه سراج
سلام و ارادت . اگه فیلم father(2025) محصول اسلواکی رو ندیدین پیشنهاد میدم اون رو هم تماشا کنید جالبه . تقریبا مشابهت موضوعی دارن اما با نگاه و زاویه دید متفاوت
سلام، عرض ادب. چه عالی 🌷 چشم، حتما میبینمش. بسیار سپاسگزارم 🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۱۹:۳۵
این فیلم را دوست نداشتم. علت اصلی آن انتخاب بازیگر بود. دنزل واشنگتن سیاه پوسته و برای این نقش مناسب نیست. چون مکبث سردار اسکاتلندی است چهره اروپایی مسلما بهتر جواب میداد. مثلا راسل کرو. خانم مکدورموند هم واقعا شکسته و پیره و مناسب این نقش نیست. هر کدام به صورت مجزا خوب هستن اما در مجموع ترکیب بازیگران اصلا خوب نبود به نظرم و به هم نمیخوردن. نکته دیگه سیاه سفید بودن فیلمه. من چیزی که از مکبث متوجه شدم خونِ. با توجه به ترکیب رنگی اگر خون رو رنگش رو میاوردن واضح میزاشتن قرمز نمایش داده بشه خیلی بهتر میشد. نکته دیگه و مهم چرخش یکباره شخصیت مکبث بود. به نظرم یعنی خوب شخصیت پردازی نشده بود. خیلی راحت کاراکتر مکبث تغییر کرد با یه حرف و به یکباره مرتکب خیانت و جنایت شد. بعدش بهتر پرداختن که دچار توهم و عذاب وجدان شد اما قبلش رو نه. سکانس ورود برگ ها به کاخ هم دوست نداشتم.
تنها مورد فوق العاده فیلم بازیگر نقش جادوگره. عالی بازی کرد. قشنگ حس کلاغ رو میده تو یه سکانس. نمیدونم تعریف بگم یا حرف خوبی نیست اما چهره اش خیلی به خبیثی نقشش میخورد. در کل جالب بود دیدن این فیلم و آموزنده. ولی چشم نواز نبود.

دیالوگ ماندگار: "فردا و فردا و فردا، می خَزَد با گام های کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته ی طومارِ هر دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بوده است ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ. فرو میر آی، اِی شَمعک، فرو میر، آی، که نباشد زندگانی هیچ اِلّا سایه ای لغزان و بازی هایِ بازی پیشه ای نادان که بازَد چندگاهی پُرخروش و جوش نقشی اَندرین میدان و آنگه هیچ. زندگی افسانه ای است کز لبِ شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غُرِّش و غوغا، لیک بی معنا."
باهاتون در مورد بازیگران سیاه‌پوست موافقم برای من هم اولش کمی عجیب بود. در مورد تغییر شخصیت مکبث تو نمایشنامه هم همینطوریه دقیقا، یعنی ضعف فیلم نیست. اتفاقا فیلم به طرز جذابی حتی به حالت منظوم دیالوگ های نمایشنامه پایبنده🤩 طراحی فضای مینیمال رو هم من به شخصه خیلی دوست داشتم🥰 کارگردان با تغییر شخصیت "راس" نسبت به نمایشنامه یه مفهوم جدید رو وارد داستان کرده که خیلی قابل توجهه: "فرصت طلبی"
فیلم رو چند سال پیش دیدم. وسوسه شدم باز ببینمش ولی ترجیح میدم بعد دیدن "پیامبر بدی‌ها" باشه تاثیر نذاره رو برداشتم.
علیرضا جعفرزاده
ولی جدای از فیلم و فیلم نامه چه دوبله ی جذابی داره.کاملا متن دوبله و صدای دوبلورها رو فیلم نشسته
بله دقیقا. والا تو تئاترش هم اگه همون جملات خود شکسپیر رو به صورتی ادبی و زیبا میگفتن خیلی بهتر بود به نظرم.
سارا مطلبی
بله دقیقا. والا تو تئاترش هم اگه همون جملات خود شکسپیر رو به صورتی ادبی و زیبا میگفتن خیلی بهتر بود به نظرم.
این روزها ایجاد ابهام و نفهمیده شدن شما رو خاص میکنه و کلاس داره.این رو تو نوشتار هم میشه دید.
بی هنر باش که هنرهاست در این بی هنری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ مهر ساعت ۱۷:۰۲
یه رمان قدیمی هست the war of the roses سال ۱۹۸۹ یه فیلم به همین نام از روش ساختن. این فیلم the roses بازنویسی شده ی کمدی و در واقع کلیشه برعکس اون اثر قدیمی هست.
خیلی فیلم خاصی نیست اما ارزش یکبار دیدن رو داره. برای من بازی اغلب هنرپیشه های انگلیسی از جمله کامبربچ و کلمن جذابه. فقط یکم به نظرم سنشون برای این فیلم متناسب نبود که اونم میتونه تصمیم کارگردان در راستای همون کلیشه برعکس باشه🤔