در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر کودک و نوجوان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:20:17
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
«آرزوی بزرگ» به کارگردانی میثم یوسفی، اجرایی است که بیش از هر چیز، آشفتگی در نگاه کارگردان را به مخاطب منتقل می‌کند؛ اجرایی غیرمنسجم و ناهماهنگ که در اجزای مختلف خود، به‌جای هم‌افزایی، دچار پراکندگی و تضاد است.
یکی از بارزترین مشکلات اثر، استفاده نادرست از ویدئو پروجکشن است؛ جایی که نه‌تنها تصاویر مدیا در خدمت فضا و روایت قرار نمی‌گیرند، بلکه در مواردی کاملاً با طراحی صحنه در تضاد هستند. به‌عنوان نمونه، در صحنه دریا، جنس دکور با بک‌گراند مدیا هیچ‌گونه همخوانی ندارد و این دوگانگی، باورپذیری فضا را به‌شدت خدشه‌دار می‌کند.
طراحی صحنه و لباس نیز از نقاط ضعف جدی کار است. انتخاب‌ها نه‌تنها کمکی به جهان اثر نمی‌کنند، بلکه گاه به‌شدت سطحی و بدون پرداخت به نظر می‌رسند؛ از جمله طراحی نخل‌ها که به شکلی ساده‌انگارانه با یک برگ در دست خلاصه شده‌اند. ماسک‌ها نیز هیچ ارتباط معناداری با اجرا برقرار نمی‌کنند و حضور یا عدم حضورشان تفاوتی در کیفیت صحنه‌ها ایجاد نمی‌کند. به‌نظر می‌رسد فرم‌ها در این اجرا بیشتر کارکردی «پُرکننده» دارند تا عنصری دراماتیک و ضروری.
در بخش موسیقی نیز عدم یکدستی کاملاً مشهود است؛ انتخاب‌هایی پراکنده که نه به ایجاد ریتم کمک می‌کنند و نه در خدمت حال‌وهوای اثر هستند. نورپردازی نیز از این آشفتگی بی‌نصیب نمانده و در بسیاری از لحظات، بی‌ارتباط با فضای صحنه عمل می‌کند. از سوی دیگر، کیفیت ضعیف سیستم پخش موسیقی در تالار هنر، این ناهماهنگی را تشدید کرده و تجربه شنیداری مخاطب را بیش از پیش تحت تأثیر قرار ... دیدن ادامه ›› داده است.
در حوزه بازیگری، بازیگر نقش ناخدا با وجود تلاش، در اجرای لهجه جنوبی چندان موفق ظاهر نمی‌شود و این مسئله به باورپذیری شخصیت لطمه می‌زند. همچنین به نظر می‌رسد کارگردان درک دقیقی از کار با سایه و میزانسن‌های فیزیکال ندارد؛ چرا که ایستایی‌ها و حضور بدنی بازیگران در برخی صحنه‌ها دچار اشکال جدی است.
با این حال، در میان این کاستی‌ها، نقاط قوتی نیز به چشم می‌خورد. عروسک‌گردان‌ها عملکردی قابل‌توجه دارند؛ به‌ویژه در تکنیک تاپ‌تیبل تک‌نفره که به‌درستی اجرا شده و نشان از مهارت، تمرین و درک درست این فرم دارد. هماهنگی میان عروسک‌گردانی، صداپیشگی و بازی، از معدود بخش‌هایی است که می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. همچنین بازیگر کودک، با تمام توان خود روی صحنه حاضر شده و تلاشش قابل احترام است؛ امید که در مسیر درست، آینده‌ای روشن در انتظار او باشد.
«آرزوی بزرگ» بیش از هر چیز یادآور این نکته است که انسجام در کارگردانی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی بنیادین در خلق یک اثر نمایشی است؛ ضرورتی که در این اجرا، به‌شدت غایب است.
خیلی خوب بودم امروز با پسرم رفتیم هم آموزنده بود هم سرگرم کننده
سلام.نمایشتون بسیار زیبا بود.و ممنون از اینکه بعد از نمایش در مورد کار با بچه ها حرف زدین.ارزش کار رو دو چندان کرد.پسر من بعد از دیدن نمایش شما عین لیمو لیمو حرف میزنه😂
کاربر تیوال و سارا داوودی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام
خیلی زیبا و جذاب بود. هم برای کوچولوها و هم بزرگترها
به نظرم ارزش چندبار دیدن داره
بعد اون همه نمایش عروسکی که دیدیم این نمایش واقعااا جذاب و پرمفهوم بود.
همه چی عالی بود صحنه،بازیگرااا،موسیقی و.....
تک تک بازیگرا خوب بودن نمیدونستیم کدوم ببینیم
ما که دوباره میایم ، ولی خوشبحال اوناایی که اولین بارشون هستش😍
سلام و عرض ادب.نمایش رویای برفی از اون دست نمایش هایی هست که کاملا مشهوده بر اساس پژوهش شکل گرفته و کاملا نگاه روان شناسانه هم برای کودک و هم بزرگسال داره و بسیار متن زیبا که پیشنهاد میکنم کتاب رو خریداری کنید.از طراحی های بی نظیر صحنه و لباس،موسیقی،بازیگران کاربلد و البته همه این ها مدیون و هدایت کارگردان کاربلد است.
از کانون پرورش فکری ممنونم بابت این نمایش زیبا
کاربر تیوال این را خواند
حامد زارعان این را دوست دارد
ممنون از نظرتون .باعث افتخار بود که تشریف آوردین
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا نمایش دیدنی و دوس داشتنی و حرفه ای،به تک تک اجزای این نمایش فکر شده بود.
تبریک میگم بهتون و ای کاش تمدید بشه.
کاربر تیوال و بهنام ترابی این را خواندند
آروشا صادقی و حامد زارعان این را دوست دارند
ممنون از نظرتون و اینکه تشریف آورده بودین
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «افسانه پرِ طلایی» در نگاه اول اثری است که تلاش و دغدغه در آن کاملاً مشهود است؛ اجرایی که نشان می‌دهد کارگردان با شناخت نسبی از جهان کودک و نوجوان، مسیر تولید را با دقت و وسواس طی کرده، اما در نهایت نتوانسته از مرز «یک اجرای قابل قبول» عبور کند و به تجربه‌ای ماندگار تبدیل شود.
در حوزه کارگردانی، اثر واجد نظمی قابل احترام است. مشخص است که صحنه‌ها رها نشده‌اند و چیدمان کلی اجرا بر اساس یک طراحی از پیش فکرشده پیش رفته است. با این حال، این دقت به «کشف لحظه‌های زنده» منجر نشده و اجرا در بسیاری از لحظات دچار نوعی ایستایی است؛ گویی همه چیز درست سر جای خود قرار گرفته، اما روحی در آن جریان ندارد. کارگردان زحمت کشیده، اما جسارت لازم برای شکستن فرم‌های آشنا و رسیدن به بیانی شخصی کمتر دیده می‌شود.
در بخش بازیگری، حضور بازیگر نقش «مهناز» نقطه قوت قابل توجه اجراست. بازی او از جنس درک موقعیت است، نه صرفاً اجرای دیالوگ. او توانسته ارتباطی زنده با نقش برقرار کند و در میان کلیت نسبتاً یکنواخت اجرا، لحظاتی باورپذیر و قابل لمس خلق کند. این کیفیت نشان می‌دهد که در صورت هدایت یکدست‌تر سایر بازیگران، امکان ارتقای کلی اجرا وجود داشته است.
طراحی صحنه اگرچه از نظر زیبایی‌شناسی قابل قبول است، اما از یک ضعف اساسی رنج می‌برد: کمبود کارکرد. عناصر صحنه، به‌ویژه دیوارهای بزرگ، بیشتر نقش پرکننده فضا را دارند تا ابزار خلق معنا یا پیشبرد روایت. این در حالی است که در تئاتر کودک و نوجوان، صحنه باید زنده، متغیر و خیال‌انگیز باشد. اینجا اما «جادوی صحنه» شکل نمی‌گیرد؛ فضاها خنثی باقی می‌مانند و امکان تخیل‌سازی از ... دیدن ادامه ›› دست می‌رود.
یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اجرا، در موسیقی است. انتخاب‌ها به‌شدت یادآور نمونه‌های آشنا و حتی تقلیدی به نظر می‌رسند و به‌جای آنکه هویت صوتی مستقلی برای اثر بسازند، بیشتر نقش پس‌زمینه‌ای بی‌اثر را ایفا می‌کنند. در نمایشی که جهان فانتزی دارد، موسیقی می‌تواند یکی از ستون‌های اصلی خلق فضا باشد، اما در اینجا این ظرفیت تقریباً نادیده گرفته شده است.
در مجموع، «افسانه پرِ طلایی» نمایشی است که بر پایه تلاش و نظم شکل گرفته، اما در عبور از سطح به عمق ناکام مانده است. نه طراحی صحنه به جادو می‌رسد، نه موسیقی به هویت، و نه کارگردانی به امضای شخصی. نتیجه، اجرایی است متوسط؛ اثری که می‌توانست با کمی جسارت، خلاقیت و نگاه رادیکال‌تر، به تجربه‌ای تأثیرگذارتر تبدیل شود.

نمایش «راز نجات گیرا» از آن دسته آثاری است که بیش از هر چیز بر ایده و فضای فانتزی خود تکیه دارد؛ جهانی که در آن اشیای ساده‌ای چون گیره‌های لباس جان می‌گیرند و مخاطب کودک را وارد یک روایت تمثیلی می‌کنند. این انتخاب، در ذات خود ظرفیت بالایی برای خلق تخیل و بازیگوشی دارد، اما در اجرا، این ظرفیت به‌طور کامل بالفعل نشده است.
نخستین مسئله جدی اثر، عدم تناسب اجرا با سالن است. «تالار هنر» به‌عنوان فضایی که ویژگی‌های مشخصی از نظر آکوستیک، دید و مقیاس دارد، نیازمند اجرایی دقیق و متناسب است. در این نمایش، به‌نظر می‌رسد طراحی میزانسن و صدا به‌درستی با این فضا تنظیم نشده و همین موضوع باعث شده بخشی از کیفیت اجرا از دست برود. این عدم انطباق، به‌ویژه در حوزه صدا، خود را بیشتر نشان می‌دهد.
صداپیشگی یکی از نقاط چالش‌برانگیز اجراست. اغراق بیش از حد در بیان، به‌ویژه در برخی کاراکترها، نه‌تنها به جذابیت کودکانه کمک نکرده، بلکه در لحظاتی به آزار شنیداری منجر شده است. نمونه بارز آن در اجرای شخصیت‌هایی با لحن‌های پرشده و تیز (مانند تیپ‌سازی‌هایی شبیه «ملخ») دیده می‌شود که به‌جای ایجاد تنوع، ریتم صوتی کار را مخدوش کرده و تمرکز مخاطب را از بین می‌برد. در تئاتر کودک، اغراق یک ابزار است، نه هدف؛ و اینجا این مرز به‌خوبی رعایت نشده است.
موسیقی در سطحی متوسط باقی می‌ماند؛ نه آن‌قدر ضعیف که لطمه جدی بزند و نه آن‌قدر خلاق که به هویت اثر کمک کند. در نمایشی با جهان فانتزی، موسیقی ... دیدن ادامه ›› می‌تواند نقش مهمی در فضاسازی و هدایت احساسات داشته باشد، اما در اینجا بیشتر به یک عنصر همراه ساده تقلیل یافته است.
کارگردانی نیز در مجموع در حد «قابل قبول» باقی می‌ماند. نظم نسبی در اجرا دیده می‌شود، اما جسارت و خلاقیتی که بتواند اثر را از سطح معمولی فراتر ببرد، کمتر به چشم می‌آید. به‌عبارت دیگر، اجرا پیش می‌رود، اما غافلگیر نمی‌کند.
در مقابل، طراحی صحنه نقطه قوت اثر است. فضا به‌خوبی ساخته شده و تلاش برای ایجاد عمق و ساختار سه‌بعدی قابل توجه است. این ویژگی باعث شده جهان نمایش، علی‌رغم سایر کاستی‌ها، برای مخاطب قابل باور و از نظر بصری جذاب باشد. طراحی صحنه توانسته تا حدی بار تخیل اثر را به دوش بکشد و کمبودهای دیگر را جبران کند.
در مجموع، «راز نجات گیرا» نمایشی است با ایده‌ای مناسب و طراحی بصری قابل دفاع، اما در اجرا با چالش‌هایی مواجه است که آن را در سطحی متوسط نگه می‌دارد. اگر صداپیشگی کنترل‌شده‌تر، موسیقی هویت‌مندتر و کارگردانی جسورانه‌تری در کار بود، این اثر می‌توانست به تجربه‌ای تأثیرگذارتر برای مخاطب کودک تبدیل شود.
عالی بود ممنون از تلاش شما برای کودکان 🙏🙏🙏
نمایش «سفید برفی و هفت جنگلی» به کارگردانی امید انصاری، از آن دست آثاری‌ست که نشان می‌دهد تئاتر کودک، اگر با شناخت، جسارت و احترام به مخاطب تولید شود، می‌تواند به تجربه‌ای جدی و در عین حال لذت‌بخش تبدیل شود.
آنچه بیش از هر چیز در این اجرا جلب توجه می‌کند، نگاه کارگردان است؛ نگاهی که ریشه در تجربه، شناخت دقیق از جهان کودک و البته جسارت در تولید دارد. امید انصاری، به‌عنوان یکی از فعالان باسابقه تئاتر، در این اثر نشان می‌دهد که صرفاً به اجرای یک داستان آشنا بسنده نکرده، بلکه با درک درست از روان‌شناسی کودک، جهانی خلق کرده که زنده، پویا و قابل لمس است. مهم‌تر از آن، این است که در این نمایش، هیچ‌چیز اتفاقی به نظر نمی‌رسد؛ حضور هر عنصر، هر بازیگر و هر لحظه، حاصل فکر و طراحی است، نه پر کردن صحنه.
این دقت، به‌ویژه در هدایت بازیگران کودک، به‌شکل چشمگیری دیده می‌شود. کودکانی کم‌سن‌وسال که در قالب فرم اجرایی حضور دارند، بی‌نهایت دقیق، هماهنگ و با انرژی روی صحنه ظاهر می‌شوند؛ حضوری که نه‌تنها شیرین و جذاب است، بلکه نشان‌دهنده شناخت عمیق کارگردان از ظرفیت‌ها و زبان بدن کودک است. این‌که چنین گروهی بتوانند تا این حد منسجم و تأثیرگذار عمل کنند، اتفاقی نیست و حاصل هدایت درست و تمرین هدفمند است.
نمایش در قالب یک موزیکال، یکی از نقاط قوت اصلی‌اش را در موسیقی پیدا می‌کند؛ جایی که قطعات به‌جا و دقیق انتخاب شده‌اند و با طراحی حرکت و فضای صحنه کاملاً هم‌سو هستند. این هماهنگی باعث شده ریتم اجرا حفظ شود و مخاطب، به‌ویژه کودک، در طول نمایش همراه ... دیدن ادامه ›› باقی بماند.
طراحی صحنه و لباس، از نقاط درخشان اثر است. توجه به جزئیات، خلق فضایی فانتزی و در عین حال باورپذیر، و همچنین تغییرات نرم و جادویی صحنه‌ها، همگی نشان‌دهنده یک طراحی دقیق و فکرشده هستند. در اینجا نیز همان اصل کلی رعایت شده: هیچ عنصر اضافه‌ای وجود ندارد و همه‌چیز در خدمت جهان نمایش است.
در بخش بازیگری، با گروهی مواجهیم که در مجموع عملکردی قابل قبول و در لحظاتی بسیار خوب دارند. کودکان فرم، حضوری زنده و دوست‌داشتنی دارند و انرژی آن‌ها به‌خوبی به سالن منتقل می‌شود. در میان نقش‌ها، بازیگر شکارچی عملکرد خوبی دارد، هرچند می‌توانست بار کمدی را بیش از این به دوش بکشد. نقش شاهزاده نیز ظرفیت بیشتری برای تأثیرگذاری داشت که می‌شد از آن بهره بیشتری برد. با این حال، بسیاری از بازیگران حتی آن‌هایی که پیش‌تر در تئاتر کودک دیده نشده‌اند توانسته‌اند ارتباط مناسبی با نقش و مخاطب برقرار کنند.
طراحی عروسک‌ها و حیوانات نیز متفاوت و قابل توجه است، هرچند در برخی موارد، حرکات هنوز به پختگی کامل نرسیده و جای کار دارد. نورپردازی، در کنار طراحی صحنه، به خلق فضای اثر کمک کرده و از نقاط قوت کار محسوب می‌شود.
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این اجرا، ارتباط واقعی با مخاطب کودک است. واکنش‌ها در سالن، به‌ویژه تلاش کودکان برای جلوگیری از خوردن سیب توسط سفید برفی، نشان می‌دهد که نمایش توانسته تخیل مخاطب را درگیر کند و او را به مشارکت بکشاند. این سطح از درگیری، به‌سادگی به‌دست نمی‌آید.
در کنار تمام این نکات مثبت، باید به ضعف سیستم پخش موسیقی سالن نیز اشاره کرد که تا حدی از کیفیت تجربه شنیداری می‌کاست.
در نهایت، «سفید برفی و هفت جنگلی» نمونه‌ای‌ست از یک تولید جسورانه؛ اجرایی پرجزئیات، پرانرژی و دقیق، آن هم در شرایطی که بسیاری از تولیدات به سمت ساده‌سازی رفته‌اند. اینکه چنین کاری بدون تکیه بر حمایت‌های جدی مالی شکل گرفته، ارزش آن را دوچندان می‌کند.
برای من و فرزندم، این نمایش تجربه‌ای خوشایند و به‌یادماندنی بود؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد وقتی تئاتر کودک جدی گرفته شود، می‌تواند هم مخاطب را سرگرم کند و هم او را به جهان خیال و مشارکت واقعی دعوت کند
دیدن اجرای اخیرِ یک گروه کودک، برای من تجربه‌ای دوگانه بود؛ از یک‌سو پر از امید، و از سوی دیگر عمیقاً نگران‌کننده.
کودکانی روی صحنه بودند که با تمام وجود تلاش می‌کردند؛ پرانرژی، مشتاق و آماده برای کشف جهان تئاتر. مشخص بود که این بچه‌ها ظرفیت، تخیل و جسارت لازم برای درخشش را دارند. اما آنچه روی صحنه شکل گرفته بود، فاصله‌ای جدی با این ظرفیت داشت.
مشکل نه در کودکان، بلکه در شیوه هدایت آن‌ها بود. متأسفانه به‌دلیل ناآگاهی و ضعف در آموزش، این استعدادها در مسیری قرار گرفته بودند که نه‌تنها خلاقیت‌شان را شکوفا نمی‌کرد، بلکه آن را محدود و سرکوب می‌کرد. اجرا فاقد نگاه خلاق، فاقد درک درست از دنیای کودک و بدون بهره‌گیری از توانایی‌های فردی بازیگران بود. انگار به‌جای کشف و پرورش صرفاً تکرار و تقلید آموزش داده شده بود.
اینجاست که یک سؤال جدی مطرح می‌شود:
ما با آینده این کودکان چه می‌کنیم؟
آموزش هنر، به‌ویژه برای کودک، فقط انتقال چند تکنیک نیست؛ بلکه مسئولیتی است در قبال ذهن، تخیل و اعتمادبه‌نفس آن‌ها. اگر این مسیر به‌درستی هدایت نشود، نه‌تنها زمانی از دست می‌رود، بلکه ممکن است کودک برای همیشه از خلاقیت فاصله بگیرد.
کاش آموزشگاه‌ها و مدرسان این حوزه، بیش از هر چیز به این ... دیدن ادامه ›› مسئولیت فکر کنند:
این‌که هر کودک، یک جهان منحصر‌به‌فرد است، نه قالبی برای پر شدن.
امیدوارم روزی برسد که هیچ کودکی در مسیر هنر، قربانی آموزش نادرست نشود؛ و هر صحنه، جایی برای کشف، رشد و درخشش واقعی آن‌ها باشد.
نمایش را ندیده‌ام ولی با نظرتان موافقم
۲۲ ساعت پیش
فریبا
نمایش را ندیده‌ام ولی با نظرتان موافقم
ممنونم از اینکه حوصله کردید و خواندید
۲۰ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این نمایش رو برای دومین بار بعد از جنگ تماشا کردیم.قوق العاده جذاب بود و هر بار دیدیم کلی در موردش بعد از اجرا صحبت کردیم.نمایشی زیبا و پر مفهوم
فقط موزیک نمایش رو از کجا میتونم تهیه کنم؟راهنمایی بفرمایید
کاربر تیوال، امیر مسعود و اسماعیل رحیمی سروش این را خواندند
حامد زارعان این را دوست دارد
باعث افتخار ماست که تشریف آوردین
۱۳ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با پسر ۸ ساله م نمایش رو دیدیم. خیلی خلاقانه و خوب بود. از زحمتهای عوامل تئاتر، بازیگر ها و کارگردان تشکر می کنم
خوب بود کاش دوباره اجرا بشه
در انتظار اجرای خوبتون هستیم🤍🫰🏼
نمایش قشنگی بود. ممنون که زمان شادی رو برای بچه های ما فراهم آوردید.
سلام به شما دوست عزیز . وظیفه ما اینه که در این زمان دقایق شاد رو برای کودکان در کنار خانواده های عزیزشون بسازیم.
۴ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من ودختر۴سالم ۲بار اومدیم ونمایش دیدیم،دخترم خیلی نمایش دوسش داشت،ازهمه عوامل وبازیگران که برای بچه ها زحمت میکشن خیلی ممنونم وهمینطور از رفتار خیلی خوب و مهربون آقای کارگردان بادخترم در مدت انتظار که وقت گذاشتن وصحبت کردن و خاطره خوب برای دخترم ساختن ممنونم،دخترم هرروز درباره کارگردانی سوال میپرسه وصحبت میکنه🙏🌹
سلام وقت خوش
خداقوت
من،پسر و همسرم خیلی نمایش رو دوست داشتیم
موژان خیلی دوست داشتنی بود و خیلی جذاب اجرا کرد همینطور پدر و مادرش، من کلی با رفتارهاشون خندیدم.
ما کتاب خشم قلمبه رو داشتیم دیدن نمایشش حس جالبی برامون داشت.
مشکلی که وجود داره اینه که یه مقدار صندلی‌‌های سالن بوستان درست ... دیدن ادامه ›› و اصولی نیست و پسر من مجبور بود بایسته تا بتونه ببینه با اینکه ردیف دوم بودیم،همینطور بچه های ردیف سوم هم بعضیاشوم رفتن رو پای پدر و مادر تا بتونن ببینن.
۴ روز پیش، یکشنبه
زهره فتوحی
سلام وقت خوش خداقوت من،پسر و همسرم خیلی نمایش رو دوست داشتیم موژان خیلی دوست داشتنی بود و خیلی جذاب اجرا کرد همینطور پدر و مادرش، من کلی با رفتارهاشون خندیدم. ما کتاب خشم قلمبه رو داشتیم ...
🙏
۴ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عالی بود, دست مریزاد واقعا, مرسی که تو این شرایط خنده روی لب بچه ها میارید. این نمایش اولین تجربه ی دختر 3/5 ساله ی من بود و واقعا لذت برد.
سلام به شما دوست عزیز با پیامتون کلی انرژی به گروه ما انتقال دادین که تو این شرایط برای شادی بچها ادامه بدیم و خوشحالیم که اولین تجربه دخترتون براش لذت بخش بوده☺️
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از بهترین نمایش های کودک چند سال اخیر بود‌.

پسر ۱۰ ساله و دختر ۸ ساله ام بسیار خوششان اومد.

همزمان آموزنده بود + خنده دار بود + یک دغدغه مهم والدین رو مطرح میکرد‌ + متن نمایش و بازیها عالی.

گروه بندی سنی نمایش و کتاب منبع نمایش شایسته توجه اند.
روشنا بابایی
خیلی خوب و عالی بود
🙏🌿
۵ روز پیش، شنبه
روشنا بابایی
من آن راخیلی خیلی خیلی دوست داشتم😊🫶🏻🩷❤️💗💖✌🏻👌🏻
🌿🙏
۵ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید