«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایشنامهخوانی بسیار قشنگی بود و معلوم بود بازیگران کاملا مسلط هستند به متن مخصوصا بازیگر نقش پیرمرد که خیلی قشنگ تو نقش فرو رفته بود. برای همه عزیزان آرزوی موفقیت دارم.
«تماشای این نمایش، تجربهای است که تا مدتها در ذهن و جان باقی میماند.
کارگردانی خلاقانه، فضاسازی دقیق و بازیهای روان و تأثیرگذار بازیگران، توانستهاند جهانی پر از احساس را روی صحنه خلق کنند. هماهنگی بینقص عوامل صحنه تماشاگر را از لحظه نخست تا انتها با خود همراه میکند و فضایی عمیقاً تأثیرگذار میسازد.🤍✨
واقعا متاسفم که هنوز نمیدونین صندلی که مخاطب خریده باید در اختیار مخاطب قرار بگیره نه مهمانان شما!!!! هر وقت ارزش کودکی که وقت میذاره و برای تماشای کار کودک میاد رو فهمیدین بعد اسم خودتون رو بذارید کارگردان تئاتر کودک و نوجوان!!!!!!! واقعا حیف از وقت و پولی که برای این تئاتر سطح پایین با بی نظمی و توهین به شعور مخاطب، موسیقی ناهنجار نامتناسب، اکتهای اگزجره بازیگر بزرگسال و داستان خسته کننده، صرف شود.
واقعاً تعجب میکنم از دوستانی که بدون در نظر گرفتن شرایط سالنهای مستقل تئاتر و زحمات شبانهروزی یک گروه هنری، اینطور قضاوت میکنند. سالنهای نمایش کودک و نوجوان مشخصات و امکانات خودشان را دارند و همه کسانی که بلیت تهیه میکنند از قبل با فضای سالن آشنا هستند. بازیهای درخشان بچهها،در این نمایشنامه خوانی ، انرژی خالص روی صحنه و شور و شوق کودکان حاضر در سالن بهترین گواه بر کیفیت و ارزش این اثر است. حیف است با توقعات غیرواقعی، زحمات این هنرمندان عزیز را زیر سؤال ببریم. ما و فرزندانمان غرق در لذت و خاطره شدیم؛ دست مریزاد به کارگردان و همه بازیگران بااستعداد «آن شرلی». 🎭🌿👏
واقعاً تعجب میکنم از دوستانی که بدون در نظر گرفتن شرایط سالنهای مستقل تئاتر و زحمات شبانهروزی یک گروه هنری، اینطور قضاوت میکنند. سالنهای نمایش کودک و نوجوان مشخصات و امکانات خودشان را دارند ...
متاسفانه یا خوشبختانه ما سالهاست مخاطب تئاتر هستیم و این اولین تجربه ی ما نبود جناب. اما متاسفانه بدترین و افتضاح ترین تجربه بود!!! چرا که حتی ساده ترین و پیش پا افتاده ترین نکته که در اختیار گذاشتن جایگاه خریداری شده به مخاطب بود هم توسط کادر نامحترم رعایت نشد!!!! دیگه داستان نمایش و بازی های سطح پایین بازیگران بماند!!! کاش جناب اسد بجای اونهمه بزرگنمایی خودشون در اینستاگرام یکم اصول اولیه نمایش را دوره کنند
من این نمایش رو امشب در صنعتی شریف دیدم.
نمایش لذت بخشی بود. بازی و صدای بازیگران،کارگردانی، طراحی ویدئو مپینگ همگی عالی بودند.
خسته نباشید میگم به اقای نجاتی و مصباح و تیم حرفه ایشون.
نمایشی زیبا، بهروز و همسو با دغدغهها و شرایط روز جامعه که با پرداختی هوشمندانه و اجرایی روان، توانست تجربهای لذتبخش و تأملبرانگیز رقم بزند.
ریتم مناسب نمایش و انسجام در روایت باعث شد مخاطب در طول اجرا همراه اثر باقی بماند. بازیگران نیز بهخوبی از عهده نقشهای خود برآمده بودند و انتخاب و پرداخت شخصیتها بهگونهای بود که هر نقش، جایگاه و معنا و مفهوم مشخصی در کلیت اثر داشت.
امیدوارم استقبال از این نمایش به تمدید مجدد اجرا منجر شود تا علاقهمندان بیشتری فرصت تماشای آن را پیدا کنند و از دیدن این اثر ارزشمند لذت ببرند.
ضمن عرض خستهنباشید و خداقوت به تمامی عوامل و دستاندرکاران این نمایش زیبا،
تماشای این اثر رو به همه علاقهمندان تئاتر توصیه میکنم.
در روزگاری که متأسفانه بخش قابلتوجهی از آثار نمایشی برای خنداندن مخاطب به شوخیهای رکیک و جنسی متوسل میشن، تماشای نمایشی که با شوخیهای بهجا، هوشمندانه و ظریف لبخند رو بر لب مخاطب میاره، واقعاً ارزشمنده.
این نمایش در کنار ایجاد لحظات مفرح، از نقدهای اجتماعی هم غافل نشده و بهخوبی تونسته رسالت هنری خودش رو به انجام برسونه.
سپاس از نظر و لطف شما.
همواره تلاش گروه بر انجام کاری با کیفیت و درخور مخاطب بوده و سعی بر این شده که از ظرفیت های موجود برای گفتن برخی از مسائل جامعه با نگرش و دیدگاه متفاوتی انجام بشه.
نشستن به تماشای نمایشنامهخوانی «همه پسران من» تجربهای بود که با وجود متن قدرتمند اثر، ترکیبی از نقاط قوت و ضعف را به نمایش گذاشت.
نقطه اتکای اصلی این اجرا، حضور مؤثر **خانم رویا رضایی** بود؛ بازیگری که به نسبت دیگر افراد گروه، تسلط و پختگی بیشتری داشت و توانست بخش عمدهای از بار عاطفی و اجرایی نمایشنامه را به تنهایی به دوش بکشد. حضور او تا حد زیادی انسجام کار را حفظ کرد.
با این حال، سایر بازیگران نتوانستند ارتباط لازم و درستی با نقشهایشان برقرار کنند و این موضوع در انتقال حس و حال اثر به مخاطب تأثیر منفی گذاشت. شاید اگر این متن به جای فرم نمایشنامهخوانی، در قالب یک اجرای کامل و تمرینشده روی صحنه میرفت، نتیجه بسیار بهتری حاصل میشد و بازیگران فرصت بهتری برای درک فضا پیدا میکردند.
در هر حال، تلاش این گروه را ارجی مینهیم و امیدواریم در کارهای آینده، با تمرین و پختگی بیشتر، شاهد آثار به مراتب بهتری از آنها باشیم.
چیزی که در این اثر برایم قابل تأمل بود، فاصلهی میان شکوه یک قهرمانی و حقیقت تلخ بهای آن است. انگار آرش فقط تیری را از کمان رها نمیکند؛ بخشی از وجودش را در مسیری میگذارد که قرار است سرنوشت دیگران را تغییر دهد.بهرام بیضایی با نگاهی متفاوت به اسطوره، قهرمان را از جایگاه یک شخصیت افسانهای بیرون میآورد و او را به پرسشی انسانی تبدیل میکند؛ تا کجا میتوان از خود گذشت و اصلاً چه چیزی یک فداکاری را ارزشمند میکند؟