در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال تئاتر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 20:07:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خیلی زیبا و تاثیرگذار بود
حتما توصیه میکنم
رضا توکلی و مجید یارندی پور این را خواندند
لیلا مختاری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدرضا و شادی عزیز ، واقعا و جدا میخواهید در جشنواره «فجر» اجرا برید..؟ 😊👀
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با شرایط فعلی جامعه و در گذشت استاد بیضایی که نویسنده و جان بخش این روایت زیبا بودن،کل گروه مشخص بود که تمام توان و انرژی خودشونو گذاشتن که به طور کامل و زیبا از استاد بیضایی یاد کنن که تو این امر موفق بودن
همگی عالی بودن
لذت ببرید از تک تک لحظاتتون روی صحنه
امیر مسعود، رادین شمس، مجید یارندی پور و شفق داوری این را خواندند
حنانه ماندنی و R montazer این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من یه زنم نسل هر چی مرد نامرده از زمین برمیدارم
دستمریزاد خانم بازیگر نقش ننه نمیر که هرگز نمی‌میرد و جناب مجید قربانی و افشین خان هاشمی که بعض فروخورده ی این چند روز را در نور خدا به بار نشاندید
بسیار حرفه ای و نفس گیر بود
تک تک بازیگرها فوق و العاده بودن
یک اجرای بی نقص و عالی
خسته نباشید میگم به تک تک هنرمندان عزیز و کارگردانی بی‌نظیر استاد سیما شکری عزیز
و یک خسته نباشید دیگه هم میگم به برادر عزیز و پرتلاشم محمدعلی کرکانی(عرفان) دوستت دارم همیشه در اوج و موفقیت ببینمت❤️

آفرین به کارگردانی خانم سیما شکری و همچنان بازیگران خوب و خوش صدا که توانست این نمایشنامه تاریخی و بزرگ را اینقدر بخوبی به اجرا در بیاورد، گفتار و حرکات و همچنان عالی و اما بدون شک که مکبث یک نمایشنامه عمیق و تاثیر گذار است که خیلی قشنگ نشان می‌دهد قدرت و جاه طلبی چگونه یک انسان را به قهقرا می برند و از درون نابود می کند. داستانش پر از هیجان و تنش است و شخصیت هاش کاملا قابل لمس است و آدم را به فکر کردن حتی برای راهبرد زندگی شخصی وامی‌دارد. آفرین سیما شکری خانم هنرمند با اخلاق.

۰۶ اسفند ۱۴۰۴
واقعا عالی بود اجرای بچه ها
امیدوارم همیشه بدرخشید
۰۶ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میگم، به خدا میگم، به خود خدا میگم با من چیکار کردید.....
نشد ، نشد ، نشد بمونم پیشش ، ولی نقاشیم موند 🥹
شین از رویدادهای تلخ حسی ، عاطفی و انسانی جنگ می گوید . از زخم هایی بی مرهم در عمق روح و جان انسانها که التیام نمی پذیرند و پیامد تغییر خلق و خو در هرجنگ خانمان سوزی ست . شین درامی ست ازبرخوردهای باژگونه ، روایتی ست از شقاوت جنگ از منظر زنان با زاویه دیدی متفاوت که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت می کند تا به ما نشان دهد نه فقط مردان بلکه زنان نیز می‌توانند قهرمانان یک جنگ باشند چراکه نوع مواجهه و ایستادگی آنان چه بسا تاثیری شگرف تر بر نتیجه ی نبرد خواهد گذاشت آن هم نه در مقابل دیدگان بلکه در خفا و پنهان از نظرها ...
نگاه کن همه خونی شدن
استخوناشو که پیدا کنم دوباره شیرش میدم تا جون بگیره پوستو گوشتو استخون بگیره
پاک پلید است… 🎭

پاک پلید است… 🎭
نمایش بسیار جالبی بود ❤️‍🔥
شیوه بیان و حرکات بدن بازیگران بسیار حرفه ای بود💚
خیلی لذت بردم❣️
تنها باگ تهویه نا مناسب سالن بود که ارتباطی به کیفیت اجرا نداره و امیدوارم در سالن های بزرگ تر و با امکانات تر مجدد به روی صحنه بره این اثر هیجان انگیز💜
خسته نباشید میگم به همه عزیزانی که در خلق این اجرای زیبا دخیل بودند💛💛💛
سپاس
بابای منو ندیدین
دیشب نمایش شنبه ۱۰:۱۰ رو دیدم
ظلم به زنان رو شاهد بودم اما سوالی ذهنم رو درگیر کرده
در دوره و زمانه کنونی آیا زن اجازه میده تا این حد بهش ظلم بشه؟
لهجه ترکی خانم غزل جمشید آبادی رو دوست داشتم
با داستان خانم فاطمه امیری همدان پنداری داشتم
بازی خانم آیدا باستانی رو دوست داشتم چون حس رو به زیبایی منتقل کردن
بازی آقای پیمان افراسیابی در طول اجرا به پختگی رسید که بسیار جالب بود
مشتاقانه ؛ علیرغم تاخیر در ورود و شروع ؛ نمایش را دیدم .
دکور زیبا ، طراحی عالی ، اجرا بی نظیر و کارگردان ستودنی .
روایتها محرک ذهن بیننده ولی قابل پیش بینی .
به عنوان داستان ، در آن قالب زیبا بسیار جذاب و دیدنی بود ،
ولی در زمانه امروز ، باورپذیر نبود و
مردان به آن سیاهی و ستم گری و زنانی چنان ضعیف و جور کش ،
از این روزگار رفته اند.
اما در نهایت کاری قوی و درخور بود.
به شخصه از بازی نقشهای ترنس و شاعر بیشتر لذت بردم .
خسته نباشید و پرتکرار !
درود بر شما
سپاس از حضور و نگاه زیباتون
تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
۰۶ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من تیر خوردم
دیشب به تماشای نمایش « شنبه ساعت ۱۰:۱۰ دقیقه » نشستم.
تماشای این نمایش ، تجربه‌ای بود که در دو سطح کاملاً متفاوت به مخاطب ارائه میشود ؛‌ سطحی از فرم و اجرای تکنیکی که بی‌نقص و چشم‌نواز است و سطحی از محتوا و پیام که به شدت بحث‌برانگیز و تک‌بعدی است. نمی‌توان از تلاش ستودنی تیم هنری و کارگردانی این اثر در خلق فضایی بصری و حسی قدرتمند چشم‌پوشی کرد ؛ دکور، سبک بازیگری ، طراحی میزانسن و ایجاد فضاسازی ، همگی دست به دست هم داده‌ اند تا بستری فاخر و تأثیرگذار برای روایت فراهم آید. این جنبه از کار ، نشان‌دهنده تسلط و خلاقیت بالای هنرمندان در جنبه‌های فرمال و اجرایی است ؛ جایی که تئاتر به عنوان یک رسانه بصری و حسی ، تمام توانایی‌های خود را به نمایش می‌گذارد. اما در بطن این زیبایی فرمال ، روایتی قرار دارد که با سیاه‌نمایی افراطی و تقلیل‌گرایی ، مخاطب را با جریانی یک‌طرفه درگیر می‌کند. نمایش با نمایش دادن مرگ‌ها ، قساوت و فجایع متعدد زنانی که همگی قربانی مردان معرفی می‌شوند ، دست به تعمیم و کلیشه‌سازی می‌زند. این تراژدی‌های منفرد ، هرچند واقعی و دردناک هستند و بازتاب‌دهنده‌ی بخش‌هایی از واقعیت تلخ جامعه‌ی ما مثل ازدواج اجباری - سلب اختیار - خشونت جنسی - خیانت و پیامدهای روانی آن ، اما وقتی همگی زیر چتر سنگین « مرد » قرار می‌گیرند و هویت مستقلی جز قربانی مرد پیدا نمی‌کنند ، قدرت تأثیرگذاری خود را از دست داده و به سمت شعار نزدیک می‌شوند. چتری که زیر سلطه و ستم بودن زن را نشان می‌دهد ، در کنار نمایش دهشتناک مرگ‌ها ، به ابزاری تبدیل می‌شود برای تأکید بیش از حد بر یک نقطه. این نمایش ، نه تنها مظلومیت اغراق شده زن را نشان می‌دهد ، بلکه همزمان مرد را در قالب اهریمنی عریان و بی‌رحم تصویر می‌کند که هیچ تلاشی برای نشان دادن طیف‌های دیگر مردانگی ، پیچیدگی روابط یا حتی توانایی و عاملیت زنان در مواجهه با این ستم‌ها ، صورت نمی‌گیرد. حضور نویسنده‌ای که در حال نگارش این سرنوشت‌هاست و زنی که با هر واژه انگار خنجری بر قلبش فرو می‌رود خود یک لایه اضافی و تأمل‌برانگیز است. این ایده که روایت می‌تواند خود عامل درد و رنج باشد ، پتانسیل فلسفی بالایی دارد ؛ اما در این نمایش ، به نظر می‌رسد این لایه نیز صرفاً در خدمت تأکید بر پیام اصلی نمایش به کار رفته ؛ یعنی ایجاد حس خفقان و شرح رنجی که ظاهراً پایانی ... دیدن ادامه ›› ندارد و همه چیز را فراگرفته است. وقتی اثری هنری ، در صدد بیان پیام خود ، جامعه و روابط را به دو قطب کاملاً متضاد تقسیم می‌کند و تمامیت یک جنسیت را عامل تباهی دیگری قرار می‌دهد ، مخاطب ناخودآگاه به دنبال نقاط مشترک ، پیچیدگی‌ها ، و حتی نوری از امید یا درک متقابل می‌گردد. این نمایش ، با حذف این پیچیدگی‌ها ، نه تنها نتوانسته مخاطب مخالف خود را با خود همراه کند ، بلکه ممکن است باعث مقاومت و دوری او شود.
به جای همدلی ، نوعی رویارویی ایجاد می‌شود.
اجرای تکنیکی و خلاقیت‌های بصری این نمایش تماشاگر را شگفت‌زده می‌کند اما پیام صریح و بدون پرده‌ی آن ، که به دنبال برجسته کردن ستم بر زنان است ، از طریق یک قاب‌بندی بسیار سیاه و سفید که حتی در نوع پوشش بازیگران هم کاملا مشخص و مشهود است ( مردی سیاه پوش و زنان قربانی سفید پوش ) و تقلیل‌گرایانه ارائه می‌شود. این رویکرد ، هرچند ممکن است با نیت خیر و روشنگری همراه باشد ، اما در نهایت به جای ایجاد گفتگوی سازنده و درک عمیق‌تر ، به شعار و تقابل می‌رسد و بسیاری از لایه‌های ظریف و پیچیده‌ی واقعیت انسانی را نادیده می‌گیرد. تماشاگر در نهایت با اثری روبرو می‌شود که در فرم غنی است اما در محتوا ، شاید بیش از حد در دام تصویر یگانه‌ی خود گرفتار شده است. ضمن تشکر از کارگردان خوش سلیقه و کاربلد که مسلما و مشخصاً زحمات زیادی را برای خلق این اثر کشیده و همچنین بازیگرانی پرانرژی که خستگی زیادی را بر روی صحنه متحمل می‌شوند و دیگر عوامل این نمایش قابل تامل ، در انتها لازم میبینم به یک ناهماهنگی اجرایی قبل از شروع نمایش اشاره کنم که شأن و زمان تماشاگر را نادیده میگیرد. اینکه تماشاگر پس از انتظار در زمان مقرر شده برای ورود به سالن ، مجبور به معطلی شود کار چندان حرفه‌ای و درستی نبود و این تاخیر در نظم دهی و اسکان که گمان میرود به دلیل انتظار برای مهمان خاصی بوده ، در تئاتر از دید بنده به هیچ وجه و منظوری قابل قبول نیست و در واقع نوعی بی احترامی به وقت مخاطب محسوب می‌شود.

پی نوشت :
بازی خانم آیدا باستانی ، سارا رضایی و پیمان افراسیابی رو دوست داشتم ،
قابل تحسین و تمجید بود.

خیره
ارادت.
درود بر شما
سپاس از حضور و نگاه زیباتون
تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
۰۶ بهمن ۱۴۰۴
فاطمه حسنی
درود بر شما سپاس از حضور و نگاه زیباتون تاخیر در شروع نمایش به دلیل انتظار برای حضور داوران در سالن بود که از تاخیر پیش آمده پوزش میطلبیم.
سپاس از وقتی که گذاشتید و تحلیل درست و نقد بجایی را که نوشتید. بابت کاستی های فنی ما را ببخشید و همچنین تاخیر پیش آمده که به واسطه تاخیر داوران جشنواره این اتفاق رخ داد.
۰۷ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ساعت متفاوت بذارید
حمیدرضا طالبی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مثل همیشه درخشیدید⭐️
به بودن در کنار تیم حرفه ای شما افتخار میکنم🙏
بازیگر دوست داشتنی و توانمندی که بسیار از بودن در کنارش لذت بردم
تو فهرمان زندگی خودت هستی 🥰🥰
۰۴ اسفند ۱۴۰۴
قهرمان زندگی خودت باش❤️
فوق العاده بودی نیکا جان❤️
به امید دیدار
۰۸ اسفند ۱۴۰۴
سینا عقیلی
قهرمان زندگی خودت باش❤️ فوق العاده بودی نیکا جان❤️ به امید دیدار
سینای عزیز
همسفر قهرمان راه دورم
چقدر خوشحالم که این جمله رو به خاطرت سپردی🏆
یادت نره تو بهترینی و لایق بهترین ها
به امید دیدار مجدد تو در بهترین لحظات زندگیت🧷

«کاش تموم نشه سفر با تو…»✈️
۰۸ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این اجرا رو من قبلا تو دانشکده هنرهای زیبا دیدم،
خیلی جالب و خلاقانه است.
بنظرم حتما برین ببینین.