در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 17:34:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱ دقیقه پیش
درود به همه دوستان

می‌خوام دیدگاه شخصی خودم رو بگم و بس…
اول از همه اینو بگم که از دید من، این کار اصلاً بی‌نظیر نبود، شاهکار نبود، فوق‌العاده نبود، بلکه با چشم‌پوشی از خیلی نکات منفی، میشه گفت بد نبود؛ همین!

در خصوص بازی جناب شهاب حسینی، در حین تماشای فیلم توی سالن سینما یه نکته‌ای به ذهنم رسید و اونم اینکه انگار چند سالی هست توی بیشتر آثار نمایشی سینمای ایران و توی VODها، انگار حتماً باید یک لات باشه؛ از شنای پروانه و مغزهای کوچک زنگ‌زده بگیر تا یاغی، می‌خواهم زنده بمانم، سیاوش، صحنه‌ زنی و… جناب دوماری هم توی بعضی از مهم‌ترین این آثار، نویسنده بودن مثل یاغی و شنای پروانه.این موضوع رو میشه به مساله ی تجاوز در فیلم های ایرانی هم تعمیم داد با همون سبقه و همون تکرار مکررات بدون نوآوری و فرق خیلی زیاد!!!
با در نظر گرفتن بازی بقیه تو نقش‌های مشابه، شهاب حسینی خیلی حرف خاصی برای گفتن نداشت ... دیدن ادامه ›› به گمانم؛ مثلاً امیر آقایی و مجید صالحی باورپذیرتر بازی کرده بودن. جناب فروتن هم همون همیشگی بودن؛ ستاره‌ی خوش‌صدا و خوش‌سیمای سال‌های گذشته‌ی سینمای ایران، همون همیشگی بودن. زمان فیلم می‌تونست کوتاه‌تر باشه، یه جاهایی خسته شدم راستش؛ حس کردم هر چه باید می‌دیدم و درک می‌کردم و حس می‌کردم رو از فیلم به دست آوردم و دیگه باید تموم بشه.

در انتها، خوشحالم که آثار سینمایی با موضوع اجتماعی یا درام بیشتر ساخته میشه و همین ۱۴۰۵ چند تا فیلم خوب تو این دسته داشتیم؛ از زنده‌شور و اسکورت تا همین فیلم و بت…

راستش خسته شدم از بس روی ماه پژمان جمشیدی و رضا عطاران رو روی پرده‌ی سینما دیدم!»
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ دقیقه پیش
خیلی کار قوی نبود ؛ متوسط
مزیتش این بود که برای خنداندن از الفاظ رکیک و جنسی استفاده نمیشد
با آرزوی موفقیت روزافزون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
دومین تجربه ام بود و هر دوبار بخشی از بهترین تجربه های عمرم بود. همسفر من خانوم شیدا بنی اسدی بود که واقعا قوی اجرا کردن.
نمیدونم بخشی از داستان بود یا خارج از نقششون بود اما جایی که ایشون از نقش خارج شدن و کاملا مثل یه رفیق داشتن باهام صحبت میکردن هم عجیب بود برام هم دلنشین. ممنون ازهمه شما بابت این تجربه با ارزش❤️
امیرمسعود فدائی و رویا پاک سرشت این را خواندند
علی شهباززاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱ ساعت پیش
اقا ما دور قبلی رو دیدیم
اینم دیدیم
اصن ما کی باشیم نظر بدیم(از کتکایی ک علی احتمالا بهم بزنه ترسیدم)
نه ولی خدایی دور از شوخی اقای حضرتی کارتون واقعا باحاله تازه باحالتر هم شده این دور جدیدش
من کلی اومدم دیدم برنامه اینه هر سری هم یکی از دوست و رفیقامو با زور و کتک بیارم و البته بعد که میارمشون واقعا خوششون میاد البته دوست و رفیقای من تئاتری نیستن ولی همین پنجشنبه رفیقم با دیدن همین نمایش عاشق دنیای تئاتر شد.
علی آقا حضرتی خیلی رو کارش دقیق و حساسه حتی رو کوچیکترین جزییات که از همه لحاظ بنظرم همین باعث میشه که رویای آمریکایی انقدر خروجی قوی ای داشته باشه.
علی جون منتظر باش بازم میخوام بلیط بگیرم🔥😂
۱ ساعت پیش
«بی‌نا/بینا»؛ هر کسی که می‌بینه، لزوماً بینا نیست…

دوشنبه، ۲۰ مهرماه، ساعت ۹ شب…

شبی که به تماشای «
بی‌نا/بینا» نشستم؛ اجرایی که اون‌قدر به جانم نشست و باهام موند که فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت تاریخ و ساعت تماشاش رو فراموش کنم.

دیدن، ندیدن یا نخواستنِ دیدن؛ مسئله این است.

گاهی نمی‌بینیم، چون نمی‌توانیم.
گاهی نمی‌بینیم، چون نمی‌خواهیم.
گاهی میبینیم، اما باور ... دیدن ادامه ›› نمی‌کنیم.
و گاهی حقیقت آن‌قدر سنگین است که ترجیح می‌دهیم چشم‌هایمان را ببندیم.

راستش از همون لحظه‌های اول تماشای «بی‌نا/بینا»، ذهنم رفت سراغ رمان «کوری» ژوزه ساراماگو. نه به خاطر مشابه‌بودن قصه‌ها، بلکه به خاطر پرسش مشترکی که هر دو اثر برام داشتن؛ اینکه آیا هر کسی که چشم داره، واقعاً می‌بینه؟

«بی‌نا/بینا» برای من از اون اجراهایی بود که نه‌فقط چشم‌هام، بلکه نگاهم رو هم بیناتر کرد.

قصه‌ای که در ظاهر درباره‌ی دیدن و ندیدنه، اما هرچی جلوتر می‌ره، بیشتر متوجه می‌شیم که مسئله فقط داشتن یا نداشتن چشم نیست؛ مسئله آگاهی، مواجهه با حقیقت و انتخاب‌هاییه که بعد از دیدن پیش رومون قرار می‌گیرن.

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های این اجرا برای من، شیوه‌ی روایتش بود. قصه فقط از طریق دیالوگ پیش نمی‌رفت؛ بدن بازیگرها، حرکت‌ها، سکوت‌ها و تصویرهایی که روی صحنه شکل می‌گرفتن، هرکدوم بخشی از روایت بودن.

هماهنگی این تعداد بازیگر روی صحنه واقعاً برام دیدنی بود. میزانسن‌های متنوع، حرکت‌های گروهی و قاب‌بندی‌های چشم‌نواز، تصویرهایی می‌ساختن که بعضی‌هاشون هنوز توی ذهنم باقی موندن.

نورپردازی و به‌خصوص موسیقی هم به نظرم خیلی درست و هماهنگ با حرکت‌ها و اتفاقات صحنه طراحی شده بودن.


و در آخر، خسته نباشید میگم به سوران احمدی عزیز و تمام بازیگرها و عوامل «بی‌نا/بینا» برای خلق این تجربه‌ی متفاوت و تأمل‌برانگیز.

چراغ صحنه‌هاتون همیشه روشن و نگاه‌هاتون بینا. 🎭🍀
۲ ساعت پیش
دوستان می‌تونن به پشتیبانی سایت پیام بدن و درخواست لغو بلیت رو ثبت کنن، معمولا چند دقیقه بعد مبلغ بلیت به حسابشون واریز می‌شه. البته اگه دوست داشته باشید، می‌تونید صبر کنید تا سانس جایگزین اعلام بشه.
تورج شبانیان و امیرمسعود فدائی این را خواندند
فریبا مهر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ ساعت پیش
یکی از بهترین نمایش هایی بود که تو این مدت دیدم،
بینابینا کار خوش ریتم و تر و تمیزی بود که شما رو به فکر وا میدارد و ساعت ها بعد از پایان نمایش شما رو رها نمیکنه
نمایش از همه نظر شما رو راضی نگه میداره شما تو این نمایش با بازی های حرفه ای، نورپردازی و مپینگ جذاب و موسیقی های خوبی طرف هستید
خسته نباشید میگم خدمت تیم حرفه ای بینابینا
به امید نمایش های بیشتر از این تیم خفن✌️♥️
۴ ساعت پیش
بعضی اجراها حتی بعد از بیرون آمدن از سالن همچنان با شما هستند و با شخصیت‌هاشون زندگی می‌کنید.
و کوزت برای من از همین مدل اجراها بود.

خیلی جاها اشک در چشمم حلقه زد و یاد خودمون افتادم.
یاد صورت هایی که هرگز فراموششون نمی کنم.

این حس همدلی با مردم ارزشمنده ❤️

از اینجا به همه‌ی عوامل کوزت یک خسته نباشید از ته دل می گم.
مشخص بود که چقدر برای این اجرا زحمت کشیده شده.

ممنونم از همه‌ی گروه برای این اجرای خول و پیشنهاد می‌کنم حتماً ببینید