در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:37:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
امشب این کار عالی رو دیدم بسیار حظ بردم خیلی خندیدم غصه هم خوردم برای مطرب ها وقتی میخواستم بلیط بگیرم کامنت ها رو خوندم تقریبا همه مثبت بود به جز چند مورد که نوشتند لحجه ها خوب نبود یا ادبیاتشون گاهی کلمات نامناسب داشت ولی امشب که این تاتر زیبا رو دیدم باید بگم چیزی که تمام این تلاش های بازیگران میخواست بگه بیش از لهجه و هر کلمه ای که از نظر بعضی دوستان نامناسب خونده میشه بود. همه چیز عالی بود به جرات میگم از بعضی نمایش ها با بازیگران به نام هم دیدنی تر بود. به همه ی هنرمندانی که با دل و جون زحمت کشیدند و هم ما رو خندوندن و هم به تفکر وا داشتند صمیمانه خسته نباشید میگم و خوشحالم که اومدم این کار قشنگ رو دیدم و حتما به همه ی دوستان هم توصیه میکنم این نمایش رو ببینند.ممنون از هنرمندی که با احترام تا آخرین نفر مقابل درب خروجی سالن تماشاچیان رو بدرقه کرد. بدرخشید 🙏🌹
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش دوسر و یک کلاه
ژانر کمدی متا تئاتر پست ابزرود

در نگاه اول دیوار از 17 تابلوی تئاتر نظرم را جلب کرد و دیدن دو نمایش بالکن و استخوان ها از ژان ژنه بزرگ انرژی مثبت بسیاری را برایم رقم زد .
با توجه به زمان 90 دقیقه ای نمایش نیمه دوم ریتم سریع تر نمایش اتفاقات بسیار جالبی را به صحنه آورد . شکست دیوار چهارم به طرز حیرت انگیزی خوشایند بود.
بازی های عزیزان حمید رشید و علی پاشا کاملا در وفاداری به متن هست .
بنظرم تنها نقطه کمبود داستان و متن نسبت به اثر مشابه دیوید ممت این است که هردو شخصیت نمایش در واقع دو بازیگر دسته چندم هستند که به هر صورتی باهم بگومگو دارند تا خود را بازیگری حرفه ای نشان دهند. که البته به شخصه واقعیت جامعه هنری هم همین است و بسیاری از هنرمندان همینقدر توهم خود بزرگ ... دیدن ادامه ›› بینی دارند . و همین اصل ستون ساخت کمدی تراژیک این نمایش را ایجاد کرده.
در نهایت از دیدن این اثر بسیار راضی و خرسند هستم و ای کاش بجای سخن گفتن از بکت عزیز از ژان ژنه و زندگی شخصی پر فراز و نشیب این اسطوره تئاتر معاصر فرانسه بین این دو شخصیت نیز صحبت میشد. همچنین دفاع لویی از نمایشنامه خوانی نیز بسیار پسندیده بود کما اینکه ال پاچینو و جسی ایزنبرگ و یان مک کلن هم در اوج شهرت هنوز نمایشنامه خوانی را در برادوی زنده نگه داشتن اند و کسر شأن بودن خوانش برای بازیگران امروزه روز واقعا مضحک و جای تأسف دارد . امید وارم این نمایش تلنگری به بازیگران تئاتر ایران باشد تا بیشتر برای درخشش تلاش و همکاری کنند.

از گروه اجرایی مخصوصا دکتر خاکی و مجموعه ایران شهر تشکر میکنم و شما را حتما به تماشای این نمایش فلسفی هنری دعوت میکنم .
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متن: کشش و گیرایی لازم را نداشته البته نظر شخصی من هست.

بازی‌ها: نتوانسته‌اند متن را نجات بدهند یا شخصیت‌ها را باورپذیر کنند.

گرچه نباید ... دیدن ادامه ›› از زبان بدن و بازی گرجی گذشت که عالی بود.

دیالوگ‌ها: بعضی جاها نامفهوم بود البته برای گوش من.

ریتم و میزانسن: خوب بود.

«رومولوس کبیر» درباره مردی نیست که نتوانست امپراتوری‌اش را نجات دهد؛ درباره مردی است که فهمید شاید اخلاقی‌ترین کار، نجات ندادن امپراتوری باشد.

چون سؤالش فقط درباره روم باستان نیست:

وقتی یک ساختار سیاسی، اجتماعی یا اخلاقی دیگر ارزش نجات دادن ندارد، آیا وفاداری به آن فضیلت است یا خیانت به انسان؟

دورنمات در «رومولوس کبیر» منطق و لحن خاص خودش را دارد؛ طنز سیاه، دیالوگ‌های فلسفی و موقعیت‌های ابزورد در کنار هم جهان اثر را می‌سازند. در اجرای امشب اما، اضافه شدن بعضی دیالوگ‌ها و توضیحات به نظرم کمی از این انسجام و ریتم فاصله گرفته بود؛ بخش‌هایی که نه لزوماً به فهم اثر کمک می‌کردند و نه به پیشبرد آن. شاید اگر این افزوده‌ها بیشتر با منطق و ایجاز جهان دورنمات هماهنگ می‌شدند، اجرا می‌توانست همان طنز تلخ و گزنده‌‌ی متن را اثرگذارتر منتقل کند.
بنظرم اسپویل نیست دیدگاه 😅
ولی دگمش رو می زنم .

با احترام به گروه اجرایی🙏🏻😊

تصدقتان ❤️
فرجامتان نیک🤍✨✨✨
گاهی حقیقت شبیه نوری نیست که تاریکی را کنار بزند؛ شبیه آتشی است که هرچه به آن نزدیک‌تر می‌شوی، بیشتر می‌سوزاند. این روایت، بیش از آن‌که درباره‌ی جنگ و خشونت باشد، درباره‌ی میراث پنهانیِ رنج است؛ درباره‌ی زخم‌هایی که پیش از تولد ما بر تنِ جهان خورده‌اند و بی‌آنکه بدانیم، در وجود ما ادامه پیدا کرده‌اند. آدم‌ها در اینجا نه فقط قربانیِ یکدیگر، که قربانیِ گذشته‌اند؛ گذشته‌ای که فراموش نمی‌کند و مدام خود را در چهره‌ی نسل بعد تکرار می‌کند. هولناک‌ترین کشف، شناختن یک غریبه نیست؛ فهمیدن این است که بخشی از چیزی که از آن گریزان بوده‌ای، همیشه درون خودت وجود داشته است. و در پایان، وقتی همه‌ی حقیقت آشکار می‌شود، دیگر مسئله دانستن نیست؛ مسئله این است که آیا انسان می‌تواند حقیقتی را که تمام معنای زندگی‌اش را ویران کرده، به بخشی از زندگی‌اش تبدیل کند؟ شاید بلوغِ واقعی نه در بخشیدن گذشته، بلکه در پذیرفتن این حقیقت باشد که بعضی زخم‌ها قرار نیست خوب شوند؛ فقط باید یاد بگیریم با آن‌ها، بدون اینکه دوباره همان چرخه را تکرار کنیم، زندگی کنیم.
امیرمسعود فدائی و فریبا مهر این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایرانشهر به کجا می روی ؟! اعتبار اگر مراقبت نشود، آرام آرام مصرف مى شود.
خیلی وقته که اسم سالن‌ها اعتباری نداره
۱ ساعت پیش
اسم ایرانشهر،انقدر برام جذابه که گاهی صرفا حضور در این تماشاخانه برام تجربه ی بسیار جذابی به حساب میاد.
به محض ورود به تماشاخانه همه چیز از یادم میره و صرفا به حضور در لحظه فکر میکنم.
چنین دلربا چرایی ای ایرانشهر عزیز😄
۴۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی لذت بخش و با ایده ای جذاب و گیرا، ادای احترامی به همه‌ بزرگان بایکوت‌شده‌ سینما و موسیقی این سرزمین.
درود بر جناب میرزاییان همیشه در هر نمایش و در هر نقشی از بازی ایشون لذت بردم و کیف کردم.
خسته نباشید به خواننده ها و گروه موسیقی.
وجود اتاق گریم در صحنه تجربه جالبی رو رقم میزد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعیتش بعد از دیدن این اجرا کاملا احساس دوگانه و پیچیده ای دارم
از طرفی حس میکنم کار رو دوست داشتم اما از طرف دیگه عملا زجر کشیدم به معنای واقعی ...
احتمالا متن بلندی نشه که بنویسم
بسنده میکنم به چند تا مورد کوتاه فقط ...

بازی ها که واقعا شاهکار بود ( کوچک ترین حرکات ریز بدن و صورت احساس فوق العاده طبیعی و زنده ای به من میداد )
موضوع سلطه گری و گیر افتادن تو این اتفاق به طور کلی جالب بود ولی چیز جدیدی نداشت
ریتم نمایش واقعا کند بود و خیلی جاها منو از نمایش جدا میکرد
نکته دیگه ای ندیدم که بخوام بهش اشاره کنم ....


خسته نباشید میگم به کل عوامل
راجع به متن و اجرا نمیخوام صحبتی کنم چون با توجه به سبک تئاتر، لذتی که از این اجرا خواهید گرفت رو میگیرید
اجرای زنده ی رضا یزدانی عالی بود و در بطن داستان خوب قرار گرفته بود و هر دو بازیگر هم روون و خوب بودند
امیرمسعود فدائی این را خواند
پدرام رضوانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نوستالژی ، با شکوه ، زیبا و درخشان
بینهایت لذت بخش و البته غم‌انگیز
از سلطان قلبها تا ای یار من و تمامی آهنگهای خاطره انگیزه جاودان
جناب حسین میرزاییان تمامی نقشها رو عالی و بینظیر اجرا کردن ✨️
تبریک به کارگردان محترم و تمامی عوامل بخصوص موسیقی و گریم
با آرزوی موفقیت روز افزون برای همگی عزیزان ♥️😍💐
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید