سلام و خداقوت به تمام عوامل نمایش طاعون:
.
یادداشتهای رو در حین اجرا داشتم برای نمایش طاعون ک دوس دارم اینجا بنویسم و بماند به یادگار:
.
نویسنده : تلاش نویسنده برای اینکه یک داستان رو خلق کنه درخور دنیای امروز ما باشه بسیار بسیار واضح و گویاست و لازم به تشکر میدانم، اما متن طاعون ک من دیدم دیشب در تالار حافظ، عدم وجود قصه و روایت داستان بسیار مشهود بود و از ابتدای کار اگر چشم و گوش تماشاگر باز باشد میبیند ک کار از قبل از شروع نمایش ،شروع شده و انگاری ک من وسط های کار رسیدم سالن و بسیار بسیار سریع می رود به سراغ اصل قضیه ورود طاعون و شروع میشود به گفتن عنوان های ک چرا طاعون آمده: گوشت فاسد فروخته شده... میوه گرانفروشی شده...،فرماندار کوتوله بزدل وو و و همه در حد عنوان یک اتفاق و شروع کشتار توسط طاعون ، و منه تماشاگر تا میخواستم در ذهنم ایجاد یک اتفاق کنم ک ورود طاعون به دنیای ما بخاطر این مشکل بوده باز یه عنوان دیگر بیان میشد توسط بازیگران و پرداخته نمیشد همون عدم وجود قصه و داستان، به این شکل ک انگار این متن تیکه تیکه از ذهن اشفته نویسنده جمع شده باشد ولی بی سر و سامان و خوب جفت و جور نشده باشد،... آشفتگی بسیار گویاست و گذر کردن های سریع ....خیلی جای صحبت کردن داره .
کارگردان
آیا علتی وجود داشت برای وجود کفپوش؟
چرا بازیگران به راحتی در
... دیدن ادامه ››
حین بازی از کفش خارج میشدن؟ مگر چهار چوب و خط و ایجاد فضای نبود؟
آیا دیوار چهارم شکسته شده بود یا خیر؟
خب اگر شکسته شده بود پس چرا بازیگران در ادامه از این اقدام مثبت ک میتوانست کمک کند به کار استفاده ای نکردن؟ فقط فرماندار؟!!!؟
چرا گروه موسیقی از بین تماشاگران آمدن چرا یک پله ای طراحی نشده بود ک بیان مستقیم روی صحنه؟
یک نکته ک بسیار گویا و نمایان بود صحنه های ک تعداد بازیگران کم بود و یا دو سه نفر بودن بسیار حرکات مهندسی شده و بازی ها بجا و عالی بود و مثلا صحنه دیگو و نادا / دیگو و طاعون / نادا و روحانی/ دیگو و قایقران (جاهای بود ک یادداشت کردم) و ....
ولی وقتی جمعیت زیاد میشد نابسامانی بسیار مشهود بود انگار ک کارگردان خسته و رها کرده باشه بازیگران رو...
چرا موسیقی زنده کار از یه جای به بعد کنسل شده؟ در خدمت کار بود،چرا واقعا؟
چرا سبک بازی بازیگران در این کار چند دستگی داشت
به جز سه تا چهار شخصیت، ک در خدمت کار بود و بجا و شخصیت پردازی قابل قبولی داشتن مثل دیه گو (بخاطر عاقل بود و درست کار بودنش نسبت به مردم شهر این جنس بازی و شخصیت پردازی خوب بود) نادا (تیپ ک ساخته بود از کار خارج نمیشد و به کار نشسته بود) قایقران( تیپ و شخصیتپردازی ک داشت حزب باد بود و در اختیار کار ،خوب بود) فرماندار (انتخاب درست شخصیت و بجا بود اصل خود شخص در این نمایش) طاعون( قدرت و بدن و میمیک، چهرپردازی صحیح خوب بود، ولی گاهی قدرت دیالوگ شل میشد) چرا مابقی انگار ک در این قالب نمیگنجیدن؟!
و یا شخصیت روحانی کار ک وجودش در کار یک نگاه نقدی جدی بر آشوب جامعه ماست چرا بیشتر نبود خیلی جای طراحی و بازی داشت در حد یک لباس بود فقط.... چون میتوانست زیرکانه حضور داشته باشد و جواب خیلی از مشکلات را داد زد....
و و و و... بلاتکلیفی های زیادی به چشم میخورد چرای های زیاد من تا لحظه پایان کار منتظر بودم شاید علتی داشته ک کارگردان این کارو کرده ، ولی خب به جواب نرسیدم وکار تمام شد ولی من ...
.جای صحبت زیاد...
ولی این رو هم بگم: این کار جرات و جسارت داشت و خیلی بهتر از کارهای بود من دیدم و حرفی برای گفتن نداشت و پشت مردمشون نبودن، کلی بگم این کار ،کار مردمی بود و با مردم بود ، نه سران، مرسی از جسارت کارگردان و نویسنده کار ،بنده به شخصه کلیت و هدف کار رو گرفتن و دوس داشتم و این نقدهای ک نوشتم بالا از دیدگاه اصول و قواعد شخصی خودم بود و به نظرم باید گفته میشد...
از خدا بهترینها رو براتون آرزو میکنم
بهمن ماه ۱۴۰۴ نمایش طاعون.
..