در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:45:35
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سیاهه‌ای برای بی همه چیز ؛ فیلمی که همه چیز دارد و به معنای حقیقی کلمه فیلم سینمایی‌ست. اثری که داستان‌سرایی را با زیبایی‌شناسی درهم آمیخته و محتوای فکری را به ارمغان می‌آورد البته برای آنانی که متفکراند. مفاهیم اجتماعی را بطوری در بروز ایجاد واقعه مطرح میکند که برای جامعه ایرانی دور از ذهن نیست چرا که اگر خود باعث بروز آن نباشیم ، شاهد بوده‌ایم. از روابط انسانی، خیالی، رفتاری، خانوادگی که میتواند منجر به ایجاد عدالت یا انتقام شود. از قدرت فیلم همان بس که نمایشنامه‌ای آلمانی را به فیلمنامه‌ای ایرانی بدل کرده ، میزانسن را حقیقی بنا کرده و فرم توان ایجاد تعلیق را دارد. فیلمساز ریز به ریز همه چیز را چیده بطوری که نیازهای گذشته را با دیالوگ و وقایع پیش رو را با اتفاق به پیش میبرد اما مخاطب تا انتها نباید توان قضاوت داشته باشد.
مفاهیم روانی تاریخ معاصر ایران در مقیاس اجتماعی کشوری ، شهری، روستایی و حتی خانوادگی هیچ تفاوتی ندارد چون جامعه همان است چه کوچک و چه بزرگ فقط نیازهای متفاوت باعث تغییر زمانبندی رفتاری افراد میشود حتی در نوع برخورد شخص اول با درست‌ترین شخصیت موجود داستان چون همه با نیاز زنده‌اند و ترس معمولا با فراغ بال و مجموعا بالاجبار ، دست به خواسته یک نفر میزنند چون هرچیزی را به هرطریقی به دست آوردن بهتر است.
اما احد جان عزیز داستان، شاید در معادل به معنای یکتا بودن باشد و در فیلم نماینده صافی و صدق چرا که آن کوچک‌ترین عضو ناسالم در بین ناسالم‌ترین افراد خود باعث تلنگری در فضای فکری و هنجار رفتاری ما شود که تنها بودن درهرصورت بهتر است.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با استقبال و حمایت خوب شما مخاطبان عزیز تئاتر، فصل دوم اجرای نمایش "زندانی خیابان دوم" در مجموعه تئاترشهر تمام شد. امیدواریم به زودی در سالن دیگری مجدد با شما ملاقات کنیم.
سعید کریمی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ولی این روزگار که برام ساخته شد
روزگارم رو عوض کرد
شُدم خودم
از نوری خانوم خبر میخوام…

اپیزود دوم
🎭
روزگار با بازی مجید رحمتی
عکس رضا جاویدی
شهاب عباسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
متن و اجرا عالی. ممنون از تمامی اعضای گروه
علی حضرتی این را دوست دارد
سلام آقای فاتح.
خیلی ممنون از کامنت پر مهر و محبت‌تون.
خوشحالیم اجرا مورد رضایت‌تون بوده.
۲۳ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به به چه خبر خوبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی...
سعید کریمی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیدوارم کنارهم بمونیم برای این همه زیبایی از هنر ایرانیان واقعا خیلی عالی بود
آرمین حسن زاده این را خواند
سید علیرضا رحمانی و سعید کریمی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تئاتر “ژوژمان” بنظرم اجرایی بود که عمداً میخواست مخاطب رو از «داستان دیدن» پرت کنه به «فکر کردن به خودِ داستان».
یعنی به‌جای اینکه فقط قصه تعریف کنه، مدام دیوار بین صحنه و تماشاگر رو خراب می‌کرد. این خیلی به فضای آثار Woody Allen و مخصوصاً تئاترهای ابزورد و پست‌مدرن نزدیکه.

اون چیزی که تو اجرا بود، چند لایه داشت:

بحران شروع، وسط و پایان → یعنی بحران معنا
دیده شدن و وجود داشتن ... دیدن ادامه ›› → بحران هویت
آزادی و ترس از انتخاب → بحران مسئولیت
شخصیت‌هایی که می‌فهمن شاید «نوشته شده» باشن → بحران اختیار

و جالب‌ترین بخشش برای من همون جمله دایره بود.
وقتی یکی میگه «همیشه آغاز و پایان وجود داره» و اون یکی میگه «پس دایره چی؟» درواقع داره کل منطق خطی زندگی رو زیر سوال می‌بره.
یعنی شاید زندگی نه شروع مشخصی داشته باشه نه پایان مشخصی؛ فقط چرخه‌ست.
آدم‌ها هم مدام دنبال «معنا» می‌گردن چون مغز انسان از بی‌نظمی می‌ترسه.

اون بحث «اگر چیزی دیده نشود آیا وجود دارد؟» هم مستقیم می‌ره سمت فلسفه ادراک.
یه جور برخورد بین:

واقعیت عینی و واقعیتی که مغز ما می‌سازه

نمایش انگار می‌خواسته بگه بیشتر چیزهایی که بهش واکنش احساسی نشون می‌دیم، شاید فقط توافق جمعی باشن.
مثل پول، قدرت، جایگاه اجتماعی،
حتی بعضی اخلاقیات.
چیزهایی که چون همه باورشون کردن «واقعی» شدن.

و اون بخش «ما توهم نویسنده‌ایم» خیلی متاتئاتریه.
یعنی شخصیت‌ها دارن از نقش خودشون آگاه میشن.
مثل وقتی که کاراکتر می‌فهمه آزادی‌ای نداره چون هر دیالوگش قبلاً نوشته شده.
این دقیقاً ترس قدیمی انسانه:
«آیا من انتخاب می‌کنم یا فقط دارم برنامه‌ای را اجرا می‌کنم؟»

حتی آوردن Blanche DuBois خیلی هوشمندانه بود
بلانش خودش نماد انسانیِ که بدون توهم نمی‌تونه زنده بمونه.
اون جمله‌اش — «من همیشه به مهربانی غریبه‌ها تکیه می‌کنم» — اساساً درباره شکنندگی انسانه.
اینکه آدم‌ها برای ادامه دادن، مجبور به ساختن روایت و توهم‌اند.

اون بحث برده‌ای که آزادی نمی‌خواست هم خیلی اگزیستانسیالیستیه.
چون آزادی قشنگ به نظر میاد، ولی آزادی یعنی:

انتخاب
مسئولیت
اضطراب
احتمال اشتباه

برای همین خیلی‌ها ناخودآگاه ترجیح میدن یکی براشون تصمیم بگیره.
چون تصمیم نگرفتن امن‌تره.

و اینکه مدام با مخاطب حرف می‌زدن، از دید من برای این بود تا تماشاگر هم تبدیل بشه به بخشی از نمایش.
یعنی فقط «بیننده» نباشه؛ متهم باشه.
نمایش مدام این سؤال را مطرح می‌کرد:
«تو مطمئنی واقعیتی که داری زندگی می‌کنی واقعی‌ه؟»

چیزی که من از اجرا حس کردم اینه که بیشتر از اینکه بخواد جواب بده، می‌خواسته ذهن آدم رو ناآرام کنه.
و این معمولاً نشونه اجرای موفق توی تئاتر فلسفی و ابزورده.
چون بعد از تموم شدنش هنوز توی ذهن آدم ادامه داره


من هرروز از خودم میپرسم که این زندگی واقعیه؟آیا من واقعی ام؟آیا ممکنه هر لحظه بیدارشم و بفهمم من فقط نمونه ی کوچیک آزمایشگاهی بودم برای رسیدن به حقیقتی بزرگتر؟
و اما درمورد آزادی….
شاید ما هم یک روزی مفهوم آزادی رو به معنای واقعی لمس کنیم
شاید انقدر که بالا دستی ها اصرار دارند امر بدی نباشد….

پ.ن:از نقد من شما هرگز متوجه نمیشید که این اجرا خوبه یا بد
چون من درگیر ظاهر ماجرا نیستم
صرفا به دنبال فهمیدن جیزی ام که گم شده
انتخاب اینکه به تماشای این اجرا بنشینید یا نه برمیگرده به اینکه نویسنده ی داستان شما چی براتون انتخاب کرده🤷🏻‍♀️
سلام با عرض خسته نباشید به تمامی گروه . اجرا پتانسیل و موضوع جالبی داشت.
من سعی کردم که به تمامی افراد گروه دقت کنم و به یاد داشته باشم .در صحنه اول بازی اون پسره که تیک پا داشت رو با اون دختره که فوبیای مرکز توجه داشت رو دوست داشتم و خیلی مچ بودن.
بازیگری که در نقش کروئلا بازی میکرد واقعا در سطح کروئلا نبود و کسایی که این فیلم رو دیده باشن نا امید میشن و در صحنه اخری که ایشون دیالوگ داشت گفتارشون واضح نبود و متاسفانه متوجه نمیشدم .
بازی خانم سیاح در نقش مرلین بسیار بهشون نشسته بود واینکه همبازی خانمی که کنارشون بودن هم برای من دلنشین و طنز بود.
از گروه کابوی خیلی لذت بردم و اینکه صحنه آنیما آنیموس جذابیتی آنچنانی نداشت . صحنه جوکر بازیگریو فرم و حرکات جذابی داشتن اما صحنه آخر باگ های زیادی داشت و برای بیننده سوال هایی پیش میومد , کاشکی پایانبندی قوی تر بود چون شروع نمایش داستان بسیار خوب بود.
و مهم ترین بخش خانم دکتر ملیکا محمدی در نقش تراپیست متاسفانه صدای ایشون به قدری پایین بود که شنیده نمیشد و ایشون هیچ میمیکی نداشتن و برای احساس ترس و هیجان و غیره یکنواخت بودن و هیچ چیزی رو منتقل نمیکردن.
در هر صورت من دوباره به تمامی گروه و عوامل خسته نباشید عرض میکنم و آرزوی موفقیت برای بازیگر های با استعداد این گروه رو دارم .
سلام
۲تا بلیط برای یکشنبه ردیف 7 صندلی ۱۰ و ۱۱ داریم سفر پیش اومده نمیتونیم بریم کسی خواست پیام بده 09126704301
لطفا فقط پیام بدید ممنون.
awli budin merciiiiiiiii
کهبد تاراج و مهرداد ضیایی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پیشنهادش میکنم
کهبد تاراج و مهرداد ضیایی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تبریک می گم به استادم آقای رضا جاویدی که پیشرفت در عکاسی تئاتر رو مدیون آموزش هاشون هستم.
واقعا از دیدن این نمایش لذت بردم. دیالوگ ها و نور صحنه عالی بود.
پارمیدا توکل، سپهر محمدیان و سعید کریمی این را خواندند
بهار صبوریان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام وخسته نباشین.من از علاقه مندان به هنرهای مختلف هستم اما معمولا بعد از دیدن کار چه تئاتر چه سینما با دوستانم در مورد کار صحبت میکنم.اتفاقا مشتاقم از استاد شهرستانی کار جدیدشون هم ببینم.اما خوندنه نظرات برام جالب بود و تصمیم گرفتم صفحه ای باز کنم وبگم استاد جان به شاگردانتون به ویژه خانم خوشه ای بگین خود زنی نکنن.اگر بازیشون خوبه حتما دیده میشن.پس اکانت فیک نسازن و با ایموجی های رنگارنگ از خودشون تعریف کنن.تماشاچی های باهوش متوجه میشن و حرکت قشنگی نیست .البته ظاهرا ایشون کار اولشون هست و هیجان دارن.
در هر صورت استاد عزیز همیشه درجه یک ترین هستن و سایشون مستدام.
سعید کریمی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام خدمت بازیگران و عوامل نمایش ایستگاه آخر ،
اول از همه بگم چقدر چقدر چقدر حالم خوب شد که به شدت از دیدن این اجرا راضی هستم. داستان به خوبی به مسائل مربوط به دختران . مشکلاتی که یک زن در زندگی باهاش دست و پنجه میزند اشاره میکند ... و چقدر زیبا به این مسائل ،(نا امیدی ، افسردگی، پوچی .فقر . خانواده. جامعه )پرداخت شده بود . و شوک نهایی و جمع بندی زیبا آخر داستان بود که مخاطب و به فکر فرو می‌برد . نمایش هم درام بود هم کمدی ولی بیشتر دراماتیک بود که به شکلی کمدی با حال و هوای فانتزی پرداخت شده بود .
بنده امشب با خانواده به پیشنهاد یکی از دوستانم به دیدن نمایش رفتیم منتهی من خودم بلیت خریداری نکردم ، ای کاش بلیت تهیه میکردم و البته بار دیگر به دیدن این نمایش خواهم رفت و این بار بلیت تهیه میکنم. با تشکر خدا قوت . خوشحالم از دیدن نمایش و دیدنش و به شما مخاطبین پیشنهاد میکنم💕🌷
واقعا واقعا فوق العاده بود خیلی خفن و قشنگ بود واقعا روانشناسی درست بازی های درست نمایشنامه درست کارگردانی درست
مخصوصا اقای رحمانی و خانم صیاح فوق العاده بودن بقیه بچه ها تک به تک عالی بودن
نمایش برای من یادآور خواب‌های عجیب کودکیم بود؛ از همون خواب‌هایی که روز بعدش یادت نیست که محتواش چی بود؛ منتها داستان جایی جالب میشه که میبینی چندین سال از کودکیت گذشته اما حال و فضای اون خواب رو به یاد داری.
امتیاز سه برای این نمایش برمیگرده به کمال‌گرایی که دنیای تئاتر به من داد اما به شخصه کار رو اونقدر ضعیف و بی محتوا نمیدونم که امتیازی پایین تر بدم چون حداقل معتقدم که کسی اجازه‌ی این رو نداره که جلوی خلاقیت یک محتوا رو کاملا زیر سوال ببره. در آخر هم به دلیل تشبیه‌ای که بهش اشاره کردم و شیرین بودن یادآوری خواب‌های کودکیم به واسطه‌ی نمایش امشب، میتونم تا حدودی کمدی و شوخی های جنسی کار رو در نظر نگیرم.
در انتها هم خسته نباشید میگم به تمامی تیم
خسته نباشید ، ببخشید ولی خیلی بد بود اتلاف وقت و پول هر دو
درود و خدا قوت به همه ی دوستان در آگنیتاژ
تبریک میگم به مریم عزیزم کارگردان نمایش
به امید موفقیت‌های درخشان و روز افزونی بانو، و به امید همکاری
اجرای خوبی بود و لذت بردم
بازی‌ها خوب و ریتم و تمپو درست

فقط نقدی که از کار دارم اول نمایش فکر می‌کنی متن غربیه، بعد در حین کار و دیالوگها کم کم متوجه میشی متن ایرانی هست.
حالا نمیدونم بخاطر نوع بازی اول نمایش هست یا متن

و در مورد سالن، روی صحبتم با مسئولین، با اینکه سالن جمیله شیخی بازسازی شده ولی همچنان کیفیت یک سالن درست رو نداره.
مریم مهریان و اشکان صیاد محلی این را دوست دارند
ممنونم بانو جان از نظر و نگاه پرمهرتون🌹🙏
۴ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خداقوت به همه ی عوامل... حس متضادی داشت این نمایش برای من....با یه جاهاییش خیلی ارتباط گرفتم با یه جاهاییشم اصلا نتونستم ارتباط بگیرم... از بازی نقش "سرکارگر" و اون کاراکتری که همیشه سرگردون بود لذت بردم. اون جاهایی که نمایش توی زیرلایه خودش میخواست یه مفهومی رو برسونه ، خوب کار می کرد اما هرچقدر جلوتر رفتیم به سمت شعارزدگی پیش رفت، گرچه که پرداختن به مسائل و مشکلات روز جامعه قابل ستایشه. در کل نمایش با اینکه در لحظاتی برام خوشایند بود اما منو نگرفت.
گروه تئاتر نئوتهران این را خواند
امیرعلی شابازیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید