در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 09:05:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
خسته نباشید به همه ی گروه ایرلندی ها درخشان بودین✨👏👏
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه اجرای زیبایی واقعا لذت بردیم
بازی ها عالی بود ایمان و خانم بیگی بی نظیر بودن و با جون و دل بازی می‌کردن و پایان بندی اجرا یه آن تئاتری داشت برام. دمتون گرم.

آهنگ آخر اجرا را کسی می دونی چی بود ؟
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در کل نمایش خوبی بود
خیلی متن جذابی نداشت شوخی ها سطحی هم جالب نبود ولی پرفورمنس ایده نورپردازی و بازی ها قابل تحسین بود
سینا دهقان و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم عنوان آتش‌سوزی‌ها خیلی نمادینه؛
آتش فقط جنگ و ویرانی بیرونی نیست، آتشِ خشمیه که از نسلی به نسل دیگه منتقل میشه. خشمی که اگر متوقف نشه، قربانی رو به جلاد تبدیل میکنه و خودش رو دوباره و دوباره تکرار میکنه.
و سوالی ک باهاش درگیر شدم این بود
چه کسی حاضر میشه این آتش رو بالاخره خاموش کنه؟
خسته نباشید به تمام گروه برای نمایشی که بعد از تمام شدنش، هنوز سؤال‌هاش توی ذهن آدم ادامه پیدا میکنه....
نمایش زیبایی بود، خصوصا خلاقیت توی شوخی‌ها و ارتباط با مخاطب برای من خیلی جذاب بود و دیدن این کار رو پیشنهاد میکنم به همه.
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ریتم خیلی خوبی داشت.اصلا حوصله آدم سر نمی‌رفت بلکه کنجکاو بودی که در ادامه قراره چه اتفاقی بیفته‌.بازی بازیگر‌ها خوب و حساب شده بود.مخاطب رو واقعا همراه خودش می‌کرد.به من خیلی خوش گذشت به این تیم خسته نباشید میگم✨️😉
دیدنش از توان روحی روانی من خارج باید میبود که نبود؛ زنده‌ام. باید یکی دستمو میگرفت میگفت نرو. ولی خب زندگی بدون این زخم‌ها روی تن و روان هم خیلی هیچی میشد.
خیلی شگفت‌انگیز بودید ممنونم.
نمایش عالی بود ودر ذهنم هملت خیلی به نوع جدید رقم خورد و در ذهنم می ماند همیشه بدرخشید موفقیتون روز افزون به خصوص بهراد عزیز
نمایش بی‌نظیر بود بازیگرا همشون عالی بودن و دقیقا تصورم از کتاب همین اجرا بود😍🙏🏻
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
آرزو صرّاف رضائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بدون شک ، یک اجرای تامل بر انگیز توامان با همزاد پنداری با تمامی کارکتر ها.... سال هاس که تاتر از اصل خودش فاصله گرفته ، در حالی که ناریا روح جدیدی به دنیای تاتر اضافه کرد♥️خسته نباشید به تمامی بازیگر ها و کارگردان عزیز این کار که معلومه چقدر از ته دل زحمت کشیده🤍
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه عالی، موفق باشید
کاش دوره ما هم از این کلاسها بود
یا اگر هم بود، کاش ما متوجه می شدیم
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه عالی، موفق باشید
کاش کاملتر توضیح می دادید، کلا ۲ ساعت هست؟ هر جلسه ۲ ساعت هست؟
واقعا عالی. چقدر خوشحالم میتونم این نمایش ها را مجدد ببینم
امتیاز نمایش ( خفتن و شاید خواب دیدن ) از نگاه تاترینا : ۴/٢۵
( ملاک امتیازدهی : از ۱ تا ۱۰ )
………………………………………………..…………………….
متن نمایش ( نمایشنامه ) : ۵
کارگردانی : ۴
بازیگری : ۵
طراحی صحنه ( دکور ) : —-
طراحی نور : ۳
طراحی صدا و‌ موسیقی : ۵
طراحی لباس و گریم : ۷
تأثیرگذاری کلی نمایش : ۲
ارزش توصیه به دیگران : ۳ ( مخاطب خاص )
……………………………………………..……………………….
کیفیت ... دیدن ادامه ›› سالن اجرای نمایش : ۲
…………………………………………………..………………….
روایت تاترینا از نمایش ( خفتن و شاید خواب دیدن ) :

( خفتن و شاید خواب دیدن )، از نمایشنامه ی ( رزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند ) و با نگاهی به ( هملتِ ) ویلیام شکسپیر شکل گرفته است؛ اثری که دو شخصیتِ حاشیه ایِ جهان شکسپیر را از جایگاهِ فرعیِ خود بیرون می کشد و به مرکزِ روایت هدایت مى کند.

ایده، در اساس، هوشمندانه است: انسان هایی گرفتار در بازی ای که سرنوشتشان از پیش تعیین شده و حکم نهایی ِ شان، پیشاپیش صادر شده است، بی آنکه امکانی برای تغییر آن داشته باشند. این موقعیت، هم می تواند ماده ی خامِ یک تراژدیِ تأمل برانگیز باشد، و هم یک ابزوردِ تلخ و گزنده . استفاده از تمهیدِ ( تأتر در تأتر ) نیز در این اجرا، ظرفیتِ مناسبی برای بسطِ چنین ایده ای فراهم می کند.

با اینحال، مسئله از جایی آغاز می شود که نمایش می کوشد بیش از تواناییِ خود سخن بگوید. گویی این گروهِ جوان، صحنه را فرصتی برای به رخ کشیدنِ همه ی داشته های خود دیده است؛ از توانایی ها و آموخته هایشان در مسیرِ آموزش، مطالعه، تمرین، تا بازی، اجرا و حتی خواندن! مجموعه ای که گاه به نمایشِ داشته ها شبیه می شود تا در خدمتِ خودِ نمایش بودن…

در این نمایش، فلسفه هست، ارجاع هست، بازی های زبانی هست، نشانه گذاری های روشنفکرانه هست و البته خودِ تأتر که با فاصله گذاریِ برشتی درباره ی ماهیتِ خود سخن می گوید . نتیجه : انباشتِ ایده هایی که هر یک به تنهایی می توانند واجدِ ارزش باشند، اما در کنارِ یکدیگر، تمرکزِ اثر را از میان می برند.
این مسئله البته مختصِ ( خفتن و شاید خواب دیدن ) نیست؛ بسیاری از گروه های جوان در آغازِ مسیرِ حرفه ایِ خود با چنین میلِ شدیدی به ( ارائه ) مواجه می شوند؛ میلِ به اینکه تمام دغدغه ها، ارجاعات و آموخته ها را در یک اثر جای دهند. حال آنکه در تأتر، گاه حذفِ هوشمندانه ی بخشی از این عناصر، از افزودن و گفتنِ همه ی آنها ارزشمندتر است.


( خفتن و شاید خواب دیدن )، به جهانِ گروتفسکی گرایش دارد؛ تأتری عریان، و متکی بر حضور و بدنِ بازیگر ؛ تلاشِ گروه برای ساختنِ چنین جهانی قابل احترام است، اما در اینجا، ایده جلوتر از اجرا حرکت می کند. و شاید این، مهمترین مسئله ی این اثر باشد: فاصله ی میانِ دانستن و انجام دادن.

انتخابِ جهان شکسپیر برای آغازِ راه، انتخاب کوچکی نیست. انتخابِ ( هملت ) برای یک گروهِ جوان، شبیهِ آن است که کسی نخستین مسابقه ی رانندگیِ خود را با یک خودرویِ فرمول یک آغاز کند!! جاه طلبانه است؛ اما جاه طلبی، به تنهایی، تضمین کننده ی موفقیت نیست.

بااینحال، بازیگرانِ جوانِ این نمایش امیدوارکننده اند؛ آنان در مقیاسِ تجربه ی زیسته در صحنه ی تأتر، اجراهایی قابل قبول ارائه می کنند. هر چند می باید آنان را در اندازه ی امروزِ خود بسنجیم، نه در اندازه ی بازیگرانی که هنوز به آن بدل نشده اند…
این گروهِ اجرایی بسیار می داند! اما هنوز در حال تجربه ی این است که چگونه باید این دانسته ها را به صحنه منتقل کند . این البته گناه‌ِ بزرگی نیست. جوانی در تأتر، اغلب با افراط همراه است: افراط در ایده، افراط در ارجاع، افراط در تجربه، افراط در بازی و گاهی افراط در گفتن…
اما تأتر نه مسابقه ی ( هرچه بیشتر، بهتر ) است و نه ویترینِ محفوظات . هنر، در بسیاری از مواقع، از جایی آغاز می شود که هنرمند درمی یابد چه چیزی را نباید بگوید .
 ( خفتن و شاید خواب دیدن ) هنوز به آن نقطه نرسیده است؛ اما مسیرِ رسیدنِ به آن را یافته است و برای یک گروهِ جوان، این شروعى امیدوار کننده است…

امیر ناصری، سپهر، امیرمسعود فدائی و سینا دهقان این را خواندند
مریم اسدی و حسام؟ این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود و خسته نباشی به گروه کارگردانی و عوامل
کار در چهارچوب به گونه ای که من با ساختار نمایشنامه آشنا بودم در سیر دیالوگ ها کارگردان توانسته بود با خلاقیت در متن وبه اصطلاح زیر و رو کردن متن از حالت تخت در آورده واز دید دیگر رگه های طنز در آن گنجانده بود . طراحی و میزانسن تقریبا ً به صورتی بود که از چهارچوب خودش زیاد بیرون نزده بود . و اینکه خیلی جاها وفادار بود به متن که ما سیر تحول را حتی در روزمرگی زندگی در جامعه لمس می کنیم. در مورد بازی ها بازیگران مرد خوب درخشیدند . و در مورد بازی خانوم ها ، بازی زن پیتر را بیشتر پسندیدم باورپذیر تر بود. انشالله که بدرخشید پاینده و مانا باشید.
امروز واپسین روزی‌ست
که واژگان را به خدمت می‌گیرم
معنا از جان‌شان گریخته
دیگر هیچ کارکردی در آنان نمانده
کلمات بیهوده‌اند و پوچ
جملات بی‌معنا و تهی
هیچ نشانی از حقیقت در آن‌ها نیست
چگونه آتشِ درونم را بیان توانند کرد؟​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​​
سینا، مریم اسدی و سینا دهقان این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام وقت بخیر، دو تا بلیت برای روز سه شنبه ۰۳ شهریور دارم (همکف-۴-۴ / همکف-۴-۵) اگه کسی مایل بود به آی دی تلگرامم پیام بده (Ma45127@)
حسام؟ این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نکته جذاب این نمایش این است که «مرگ» هنرمند به معنای پایان نیست. مطرب‌ها حتی پس از مرگ هم همان چیزی هستند که در زندگی بوده‌اند: آدم‌هایی که با ساز و آواز و شوخی می‌خواهند زنده بمانند و زنده می‌مانند
بازی‌های درست، به جا، با ریتمی روان، باور‌پذیر و قانع‌کننده باعث شده‌اند تا نمایش سرپا بایستد
البته کارگردانی در این نمایش از متن و بازی‌ها و موسیقی عقب‌تر ایستاده‌است و شاید خلاقیت بیشتر در میزانسن‌ها کار را چندین درجه ارتقا می‌داد
از دیدن این نمایش لذت بردم و به دوستان پیشنهاد می‌دهم.
امیرمسعود فدائی و حسام؟ این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه شب فوق العاده بود خوشحالم که تونستم بیام و لذت ببرم
هر ۵ بزرگوار بی‌نظیر بودند
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید