فرزاد جعفریان در مورد «ساوانا بای» نوشت:
نمایش «ساوانابای» اجرایی است که بیش از هر چیز بر خاطره، احساس و گفتوگو تکیه دارد. در چنین اجراهایی همیشه این خطر وجود دارد که نمایش ریتم خود را از دست داده و برای مخاطب خستهکننده شود.
اما در اجرایی که دیدم، به نظرم گروه توانسته بود به خوبی در این امر موفق بوده و از این مشکل عبور کند.
دراماتورژی متن به شکلی انجام شده بود که فضای شاعرانه و مبهم اثر حفظ شود و در عین حال اجرا روی صحنه زنده بماند. دیالوگها روان و گوش نواز بودند و این به انتقال حس متن کمک میکرد.
یکی از نکات مثبت اجرا، انتخاب موسیقیهای بیکلام بود. موسیقیها به خوبی با فضای نمایش هماهنگ بودند و در بسیاری از لحظات به ایجاد حال و هوای اثر
... دیدن ادامه ››
کمک میکردند.
همچنین پرفورمنسها و حرکتهایی که بین صحنهها طراحی شده بود، نقش مهمی در حفظ ریتم اجرا داشت. این بخشها فقط برای پر کردن فاصله صحنهها نبودند، بلکه به پیش بردن فضای کلی نمایش نیز کمک شایانی میکردند. بهویژه در میانههای اجرا که امکان افت ریتم وجود داشت، افزایش تدریجی تحرک و ضرباهنگ این بخشها باعث میشد مخاطب همچنان با اثر همراه بماند.
بازی و کلام شیوا و بینقص دو خانم بازیگر از نقاط قوت اجرا بود. آنها توانسته بودند با استفاده از بیان و اکتهای مناسب، فضای احساسی و شاعرانه نمایش را به خوبی منتقل کنند و مخاطب را در مسیر روایت همراه نگه دارند.
تنها نکتهای که برای من روشن نشد، حضور بازیگر مرد در اجرا بود. هرچند او در بخشهای مختلف با حرکت و پرفورمنس خوب و قابل ذکر حضور داشت، اما کارکرد او در کلیت اثر برایم کاملاً مشخص نشد و نتوانستم ارتباط روشنی میان حضورش و پیشبرد فضای نمایش پیدا کنم.
نورپردازی نیز با وجود محدودیتهای موجود، به شکل قابل قبولی مورد استفاده قرار گرفته بود و گروه تلاش کرده بود از امکانات در دسترس بهترین بهره را ببرد.
در مجموع، این اجرا توانسته بود فضای شاعرانه و خاطرهمحور متن را به شکلی قابل لمس روی صحنه زنده کند و تجربهای دلنشین برای مخاطب بسازد؛ اجرایی که بیش از آنکه روایتگر یک داستان باشد، تماشاگر را وارد دنیای احساسات، خاطره و مرور گذشته میکند.