تالار وحدت
تئاترشهر تهران
تماشاخانه ایرانشهر
مجموعه تئاتر لبخند
خانه نمایش مهرگان
عمارت هما
عمارت نوفل لوشاتو
تئاتر هامون
تالار مولوی
تماشاخانه سنگلج
تالار هنر
تماشاخانه هیلاج
تماشاخانه طهران
بلک باکس ایرانمال
تالار محراب
خانه تئاتر
خانه تئاتر و موسیقی مستقل تهران
خانه نمایش دا
مجموعه E-ACT
تماشاخانه استاد جمشید مشایخی

نوکترنال کتدرال | NOCTURNAL CATHEDRAL
فانتزی گوتیک بزرگسالان
سه فرمانروا در جستوجوی رهایی، رستگاری یا نجاتاند؛ اما هر یک بهتدریج درمییابد که گریز از یک شکل رنج ممکن است به آفرینش شکلی دیگر از آن بینجامد.
گابریل، راهبی انسان که زندگی خود را وقف یاری رساندن به دیگران کرده است، پس از مواجهه با رنج و آزار خونآشامها تصمیمی سرنوشتساز میگیرد: او از یک خونآشام میخواهد که او را به یکی از همنوعان خود تبدیل کند تا بتواند بر آمالثورا فرمان براند و برای مردمی که قربانی خشونت بودهاند، جهانی بهتر بسازد. اما آرمان او برای برقراری حکومتی مبتنی بر شفقت، بهتدریج با تناقضی هولناک روبهرو میشود: آیا میتوان با توسل به مجازات و خشونت، جامعهای عاری از خشونت بنا کرد؟
در سوی دیگر مرزها، در نوکتیرا، مالخازار فرمانروایی است که هرگز نخواسته است آنچه هست باشد. او که زمانی انسانی معمولی بود، به دست سابیس، جادوگر باستانی خونآشامها، ربوده و به اجبار دگرگون شده است. اکنون در جایگاه پادشاهی قرار دارد که اطرافیانش او را موجودی الهی میدانند؛ جایگاهی که قدرت را برایش به ارمغان آورده، اما آزادی را از او گرفته است. مالخازار در تلاش برای رهایی از این هویت تحمیلی، میکوشد سنتهای خونین گذشته را کنار بزند. بااینحال، آیا میتوان از میراث خشونت رها شد، بیآنکه خود به بخشی از آن تبدیل شده باشیم؟
درحالیکه اختلاف میان دو قلمرو خطر جنگ را افزایش میدهد، پیوندی غیرمنتظره گابریل و مالخازار را به یکدیگر گره میزند؛ پیوندی که نهتنها سرنوشت دو پادشاهی، بلکه باورهای شخصی و عمیقترین بخشهای وجود آن دو را به چالش میکشد.
اما سایهای که بر هر دو قلمرو سنگینی میکند، به گذشتهای بسیار دورتر تعلق دارد.
سابیس؛ موجودی که برخی او را خدا میدانند و برخی دیگر جادوگری باستانی و دیوانه، در مرکز جهانی ایستاده است که خون، ایمان و رنج در تار و پود آن تنیده شدهاند. در قلب این جهان، نیرویی تاریک و رازآلود میتپد؛ نیرویی که بقای جهان به آن وابسته است و آیینهای خونین نسلها را به خود پیوند داده است.
با عمیقتر شدن پیوندهای میان این سه فرمانروا، مرز میان نجات و تباهی، ایمان و انکار، و رهایی و اسارت بیش از پیش مبهم میشود. هر یک در پی گشودن دری از زندان خویش است، اما هیچکدام نمیتواند مطمئن باشد که آن سوی در، آزادی انتظارش را میکشد.
نوکترنال کتدرال فانتزی گوتیکی دربارهٔ قدرت، ایمان، هویت و پیوندهای پیچیدهٔ انسانی است؛ روایتی از کسانی که میخواهند خود یا جهانشان را نجات دهند، اما ناگزیر با پرسشی هولناک روبهرو میشوند:
آیا میتوان به رستگاری رسید، بیآنکه تاریکی تازهای آفرید؟