در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:09:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۹ ساعت پیش
از واقعه‌ای تو را خبر خواهم کرد
وآنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشقِ تو در خاک نهان خواهم شد
با مهرِ تو سر ز خاک برخواهم کرد

منقول از ابوسعید ابوالخیر به نقل از دیگر شاعران
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
_ حافظ 🌷
۱۸ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳ روز پیش، دوشنبه ساعت ۱۲:۴۰


... جوانی،
نان ِ گرمی بود
بر
سفرهٔ همسایه؛
وَ من،
دندانی شکسته
در دهان ِ انتظار!...

________________________

محمد ترکمان
از دفتر شعر فشرده رها
نام شعر : آخ کِه...

بخشی ... دیدن ادامه ›› از نقد شاعر:
"نقد اجتماعی پنهان"
بدون اینکه شعر شعار بدهد، یک وضعیت طبقاتی/زیستی را نشان می‌دهد:
«نان در سفرهٔ همسایه» → فاصله‌ی مالکیت
«انتظار» → زمانِ طولانیِ محرومیت
«شکستگی» → فرسایش تدریجی فرد
این نقد، مستقیم سیاسی نیست، اما اجتماعیِ عمیق است؛ از جنس تجربه‌ی زیسته.


جمع‌بندی

این شعر در گروه متن‌هایی قرار می‌گیرد که با کمترین مصالح، بیشترین فشار احساسی را تولید می‌کنند. موفقیت اصلی‌اش در این است که:

به جای روایت، تصویر می‌سازد
به جای توضیح، زخم نشان می‌دهد
و به جای نتیجه‌گیری، «حسِ گیرکردن در انتظار» را باقی می‌گذارد

اگر بخواهیم دقیق بگوییم، این شعر بیشتر از آنکه درباره‌ی «جوانی» باشد، درباره‌ی لحظه‌ای است که انسان می‌فهمد جوانی را نه زیسته، بلکه فقط دیده است.


لینک شعر
https://shereno.com/7964/56783/722314.html

(نقد در نظرات- نقد هوش مصنوعی هم هست ولی اختیاراً نقد شاعر در متن بالا آورده شده.)



🎈
🌹 به نام حضرت او 🌹

درود و صد درود در پرتوی مهر و محبت بر تو کژال عزیز

اُمید که مادام و دَمادَم، دَم به دَم دَر هَر دَم دیوانه وار دَر دَریای بی بدیل دِل آرامِ دِلَت عِشقِ پاک حضرت او رقص کنان موج بزند ... دیدن ادامه ›› 🙂

این رباعی از حضرت، حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری تقدیم تو بهترین

می نوش که عمر جاودانی این است

خود حاصلت از دور جوانی این است

هنگام گل و باده و یاران سرمست

خوش باش دمی که زندگانی این است

امید که در این هیچستان همیشه و همواره در لحظه شاد زیست کنی کژال جان

بدرود 🌹 🙏🏻

۳ روز پیش، دوشنبه
حسام؟
چشماتون پر نور و خندون کژال جان 🥲❤️
شاعر می فرماید...

" تو چنین خووووب چرااااییی؟؟؟" 😁😊

مرسی مهربون🎈
لحظه هات شیرین باشه برات هر جا و هر زمان🎈🙏

۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، شنبه ساعت ۲۳:۳۱
تهران شبیهِ هر شب دیگر سیاه بود
در آرزوی خنده‌ی کم رنگ ماه بود

تهران کتابِ قصه‌ی غمگین و پُرملال
تهران سروده‌ای که پر از اشتباه بود

این سوی شهر خنده‌ام از درد میگرفت
آن سوی شهر اشک تو از قاه قاه بود

تصویر پُر ترددِ این شهرِ بی‌صاحاب
در چشم‌های دخترک چهارراه بود

وقتی گدای کوچه کمی دود میگرفت
تا ... دیدن ادامه ›› مدتی برایِ خودش پادشاه بود

مادر به روی پل و تقلای آخرش
تصمیمِ سختِ برلبه‌ی پرتگاه بود

هرچند بی‌گناه به بالای دار رفت
تاریک و سرد در شفقِ صبحگاه بود

غم را فروخورم که دگر نایِ آه نیست
بغضم شبیه‌ِ کودکِ بی سرپناه بود

یک کارمند شعرِ مرا خواند و پاره کرد
بر کاغذی نوشت که رد شد سیاه بود

آرش شفاعی
۰۶ آبان ساعت ۰۰:۵۳
استاد حمید روزبهانی درگذشت


● استاد "حمید روزبهانی" شاعر و نویسنده‌ی لرستانی، عصر روز سه‌شنبه ۵ آبان‌ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، درگذشت.

● استاد روزبهانی زاده‌ی ۳ فروردین ماه ۱۳۲۵ خورشیدی، در روستای دره‌گرگ بروجرد بود.
منتخب اشعار ایشان در مجموعه‌ای به نام "مستوره‌" در ۱۰۲ صفحه‌ی قطع وزیری در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، چاپ و منتشر شده است.

● همچنین چند مجموعه‌ی منتشر نشده هم آماده داشتند که بنا به دلایل مختلفی چاپ و منتشر نشده است، از جمله مجموعه‌های زیر:
- عشق و فریب ... دیدن ادامه ›› (رمان)
- گرگ‌های زاگرس (مجموعه داستان)
- معجزه‌ی عشق (رمان)
- فانوس امید (نوسروده‌ها یا اشعار اروپائی)
- و دیگر هیچ (نمایشنامه)
- داستان‌هایی برای کودکان و نوجوانان
- مثنوی بلند سعید و خاتون (داستان عشقی، عرفانی)
- کلیات قصاید و غزلیات
- دیوان مثنوی‌ها و رباعیات و دوبیتی‌ها
- مثنوی حمید و اشرف (داستان)
- کلید توانایی انسان (علمی)
- گرگ‌های زاگرس (رمان)
- مرگ عشق و مرگ فریب (رمان)
- نوشته‌های  پراکنده (قطعات ادبی)
- فانوس امید اشعار اروپایی (نو سروده)
و...

● با هم بخوانیم شعری از زنده‌یاد روزبهانی را:
مرا در سینه‌ام روشن دلی بود
حکیم و کاردان کاملی بود
سخن‌دان و فصیح و محفل آرا
به درس آموزگار قابلی بود
به من در زندگی امید می‌داد
اگر در کارهایم کاهلی بود
سیه چشمی نشست اندر کلاسم
 که طرّار ره دین و دلی بود
نگه کرد و ربود از سینه آین دل
نگاهش آتش هر منزلی بود
چو مجنون کرد و شیدا بازش آورد
از آن آوردنش کی حاصلی بود
زدش زخم و سپس در سینه جا داد
و خود بگریخت ظلم کاملی بود
بدست دل عنان خویش دادن
ز کم عقلی است نه از عاقلی بود
دل دنیا بحالم سوخت ز آن‌روز
که عشقم نقل در هر محفلی بود
چو عشق آید "حمید" عقلت گریزد
و آن عشق زمینی جاهلی بود.


● و در شعری دیگر با نام "قصه‌ی عشق" از ایشان می‌خوانیم:
عمرم گذشت و ماند دلم همچو بخت خواب
غافل از اوج لذت افسانه‌ی شباب
شد خیره دیده‌ام به‌ خم زلف چون شبش
افسوس برد حال دلم را به پیچ و تاب
اکنون رسیده پیری و عقل آمده خروش
لیکن چه سود؟ نیست دگر وقت انتخاب
چشمی پر آب مانده ز هجران برای من
و اکنون ندامت است مرا می‌دهد جواب
کرد او وداع و رفت حمیدا به‌ذوق و شوق
عشق من است مانده شده قصه‌ی کتاب.


حسام؟ این را خواند
ZanaKordistani و حامد سعیدفعال این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۴ آبان ساعت ۱۰:۳۲
مَردُم به یادگار اثرها گذاشتند
ما دستِ رد به سینه ی عالم گذاشتیم


صائب_تبریزی
۰۳ آبان ساعت ۱۱:۰۱
شبیه شاه مغروری که عشقش را رها کرده
نماز صبح می‌بینم که ارتش کودتا کرده

سپاه از دیدن اخمم شبیه بید می‌لرزید
ولی اکنون سلیمانم که تکیه بر عصا کرده

مرا سرباز قصرم تیرباران کرد و فهمیدم،
که هرکس تکیه بر غیر خودش کرده، خطاکرده

چقدر این روزها مانند ایران گشته اوضاعم،
ز شرق و غرب هرکس تکه ای از من جدا کرده

من از تو عشق می‌خواهم، ولی نفرت نصیبم شد
یقینا یک نفر ظرف دعا را جا به جا کرده..

علی صاحبکار
۰۳ آبان ساعت ۰۳:۵۳
برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دست‌های خویش و دامان توام آمد به یاد...
چه زیبا...
پر تکرار ترین جمله ای که این روزها باهاش مواجه میشم:

"امیرمسعود فدائی این را خواند"

پایدار باشید و سلامت
ارادتمند
رضا بهمنی
چه زیبا... پر تکرار ترین جمله ای که این روزها باهاش مواجه میشم: "امیرمسعود فدائی این را خواند" پایدار باشید و سلامت ارادتمند
:))))))))))))
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۱ آبان ساعت ۲۲:۱۲
دیدمش از دور چشمم را زمین انداختم
باز هم مثل همیشه “سر” ز “پا” نشناختم!




عقل دل دل کرد “حرفت را بزن” دل گفت “نه”!
دل پیشمان بود از آن رویا که عمری ساختم

درد اینجا بود…دل اینبار دستم را کشید
من که عمری در رکاب “دل” به سویش تاختم

حکم دستم بود ... دیدن ادامه ›› و دل دست مرا رو کرده بود
داشتم این بار بازی را به دل می باختم

من به تو یک “دوستت دارم” بدهکارم هنوز
کاش این وا مانده را این بار میپرداختم



سپهر_سالارکیا
۳۰ مهر ساعت ۲۰:۴۰
ماهنامه ادبی رها منتشر شد

https://uploadkon.ir/uploads/719722_26editedImage1792613496347.jpg

جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان "جواد مجابی" شاعر قزوینی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

شماره‌ی نوزدهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۲۴ صفحه، با سردبیری "زانا کوردستانی"، ... دیدن ادامه ›› منتشر شد.

ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.

◇ در بخش روانشناسی، "ترس از آینده نامعلوم"، را می‌خوانیم.

◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار استاد "صالح حسینی" نویسنده‌ی اهل سنقر کلیایی، داشته شده است.

◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: حمیدرضا شکارسری، محسن اعلا، زلیخا احمدی، عشرت بنی‌هاشمی، معظمه جهانشاهی، خالد بایزیدی(دلیر)، شهره زجاجی، حسن فرخی، ایرج عبادی، عباس فلاحی و علی قیسوندی گنجانده شده است.

◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی دو کتاب "دنیا چنین است خدیجه"، منتخب اشعار آقای "ماردین ابراهیم"، و کتاب "شبنم زیر مهتاب"، منتخب اشعار آقای "ناصح ادیب"، پرداخته شده است.

◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، داستان "گلدان" به قلم خانم "فائزه خادمی"، نویسنده‌ی لرستانی، را خواهیم خواند.

◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از شاعران اهل رومانی، لیندا ماریا باروس، هرتا مولر و پل سلان، ثبت و منتشر شده است.


◇ دریافت مستقیم فایل pdf ماهنامه‌ی ادبی رها از طریق لینک زیر:


https://cdn.imgurl.ir/uploads/j00070______.pdf
ZanaKordistani و بامداد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۳۰ مهر ساعت ۲۰:۱۰
کتاب موهایم را که کوتاه کردند، منتشر شد


کتاب "موهایم را که کوتاه کردند"، منتخب اشعار شاعر نوجوان "رها فلاحی"، با ویرایش زنده‌یاد "بهروز وندادیان" و "زانا کوردستانی" توسط نشر الکترونیک زیتون و همراهی انجمن شعر و ادب رها، منتشر شد.

این کتاب به صورت الکترونیک، در ۶۲ صفحه‌ی رنگی، با صفحه‌آرایی خانم "لیلا طیبی" و تصویرگری هوش مصنوعی چت جی‌بی‌تی منتشر ... دیدن ادامه ›› شده است.

در این مجموعه، ۵۸ شعر سپید کوتاه از این شاعر نوجوان که در ۲۹ تیر ماه ۱۳۹۶ خورشیدی، در شهر زیبای بروجرد دیده به جهان گشوده است، می‌خوانیم.

◇ با هم بخوانیم چند شعر از این مجموعه را:

(۱)
من گرسنه‌ام،
سیر نمی‌شوم!
هرچه کتاب می‌خوانم...

 
(۲)
خوابم نمی‌گیرد،
عروسک‌هایم،
هیچ لالایی بلد نیستند...

(۳)
گرچه گفتنش برایم سخت‌ست،
اما در حضور ستاره‌ها
من ماه را دوست دارم.

(۴)
دست در دست باد
گل‌ها می‌رقصیدند
بر تن گلبوته‌ی یاس،
ماه ایستاده بود به تماشا.

(۵)
کبوترها که می‌خوابند 
آزادی
پر از تنهایی‌ست... 



آپلود فایل pdf کتاب:

https://cdn.imgurl.ir/uploads/i104808_____....pdf
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۸ مهر ساعت ۲۱:۲۲


... تو، بارانی
نرسیده
به مرز کویر؛

من،
کوچه ای
پُر از،
چترِ شکسته!


_____
محمد ترکمان
نام شعر انقراض چتر ها


لینک شعر و نقد
https://shereno.com/7964/56783/734043.html

🎈
۱۹ مهر ساعت ۱۲:۵۳
گرم است به هم پشت رقیبان پی قتلم
ای عشق دل افروز دل من به تو گرم است



فصیحی_هروی
۱۶ مهر ساعت ۱۱:۲۵
آیا مطمئنی که این نمایش اولین بار است که روی صحنه می‌آید؟ آیا ما زنده‌ایم یا ما را بازسازی کرده‌اند؟


👤 ژان پل سارتر
📚 گوشه نشینان آلتونا
۱۵ مهر ساعت ۰۲:۵۸
به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبّت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید که به دل رهست دل را
دل من ز غصّه خون شد دل او خبر ندارد
هزار لایک به شعر و
هزار ماچ به روی ماه و قلب مهربونتون

بامداد
هزار لایک به شعر و هزار ماچ به روی ماه و قلب مهربونتون
سلامت باشی برادر🙏🏻🙏🏻❤️❤️🌹🌹
درود
"غلط است هر که گوید که به دل رهست دل را"
ره که هست ولی آدما خودشون تصمیم میگیرن راه رو باز کنن یا ببندن.

"غلط است هر که گوید که دلش خبر ندارد :)".👌

دردش اینجا بیشتر میشه چون
اون "انتخاب نشدنه" است که صد بار مرور میشه تو ذهن... 🙃
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۱ مهر ساعت ۱۱:۰۵
لهجه ات
نه شمالى ست
نه جنوبى
اما
حرف که می زنى
باد از شمال مى وزد
و پرندگان از جنوب باز می گردند



مژگان_عباسلو
۰۸ مهر ساعت ۱۷:۰۹
او می‌دانست مرا خواهند کشت
و من می‌دانستم او کشته خواهد شد
هر دو پیش گویی درست درآمد
او، چون پروانه‌ای، بر ویرانه های عصر جهالت افتاد
و من درمیان دندان‌های عصری که
شعر را
چشمانِ زن را
و گل سرخِ آزادی را می‌بلعد
در هم شکستم.

نزار قبانی
۰۷ مهر ساعت ۱۱:۵۰
تو قدم از قدم که برداری
میچکد شعر از گریبانت...




سجاد_شهیدی
۰۴ مهر ساعت ۱۳:۵۵
دست و دلبازیِ پاییز فریبت ندهد
این همه سیم و زر از کیسه ی فروردین است


زیبا_پالیزبان
آه از این پایـیز لعنتی.....

که شُکوهـش، سراسر در رنج و اشـک های غمبارش است...
که فریادش خاموش،
که نگاهش به تمامی فریادرس است...

حتی اگر او ماحصل فروردینی باشد که با غروری عطرآگین به آسودگی زایش میکند.

آه از این پاییز لعنتی،
که در کُنجی تاریک کز کرده و همچنان با نگاهی مغموم بر دل های خسته پادشاهی میکند !

( د.ا.م.و.ن )
دامون ترابی
آه از این پایـیز لعنتی..... که شُکوهـش، سراسر در رنج و اشـک های غمبارش است... که فریادش خاموش، که نگاهش به تمامی فریادرس است... حتی اگر او ماحصل فروردینی باشد که با غروری عطرآگین به آسودگی ...
فریبم بده پاییز…
که اگر بارانت نبود
بارش ِ دیدگانم را
پشت کدام چتر پنهان می‌کردم؟

فریبم بده
با همین آسمانِ گرفته
با همین برگ‌های ریخته
با همین سکوتی
که انگار تمام جنگل
در گلوی تو مانده است!

آری
فریبم ... دیدن ادامه ›› بده پاییز
که جنگل ردپای توست
و در فقدانت
برگ‌ها
چگونه شهادت می‌دادند
به آنچه فروردین
در گوشِ درخت‌ها خوانده بود؟!

فروردین
تمام ِ اندوخته‌اش را
به دستِ تو سپرد
و تو
بخشنده آمدی
تا رفتن را معنا کنی
تا جنگل
را
از شانه‌ی درختان
به خیابان
بیاوری
تا برگ‌ها راه بیفتند
و هر کوچه
به جنگلی ختم شود

و من
در این خیابانِ پر از رفتن
پر از پاییز
قدم می‌زنم
و هنوز
صدای فروردین را
از زیرِ برگ‌ها می‌شنوم


ناجی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۱ مهر ساعت ۰۸:۵۰
به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشد
(ح .پناهی)
۳۰ شهریور ساعت ۲۰:۱۸
ناله را هر چند می‌خواهم که پنهان برکشم

سینه می‌گوید که من تنگ آمدم «فریاد کن»


امیر خسرو دهلوی،دیوان اشعار، غزلیات، شماره 1560
سلام وقت بخیر خانم کژال
مطلبی که در مورد عارفِ قزوینی بود رو خودتون پاک کردین؟؟!!
۳۰ شهریور
امیر ناصری
سپاس از شما🙏 چون من متن اسکرین رو کامل نخونده بودم میخواستم دوباره بخونم که دیدم نیست گفتم شاید..
عذرخواهی من رو بپذیرید. تقدیم شد.

شاعر سال 1312 فوت کردن ولی مشابهت اوضاع و... به ذهنم خطور کرد که شاید پاک کنم بهتر باشه فکر نمیکردم کسی دیده باشه پست رو. ببخشید.
سربلند باشید 🎈👍
۳۰ شهریور
کژال
تقدیم شما 🎈 لینک https://eliteraturebook.com/books/18504 و اسکرین شات مربوط به صفحه 65 نرم افزار pdf و 50 و 51 خود کتاب بود.
بینهایت سپاس🙏
۳۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید