در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 06:21:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ای داس پیرِ زنگ زده ی عجوز
اکنون ز قتل عام گلستان تورا چه سود؟!


پیام_گنجگلی
کشتند بشر را که سیاست این است
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کسوت خیرخواهی نوع بشر
زادند چه فتنه‌ها، مهارت این است

[ خلیل‌الله خلیلی ]
بر کدام جنازه زار می‌زند این ساز؟
بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید،
این سازِ بی‌زمان؟
در کدام غار
بر کدام تاریخ می‌موید این سیم و زِه، این پنجه‌ی نادان؟
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه‌ی صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است
زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ ... دیدن ادامه ›› است.
بر برکه‌ی لاجوردینِ ماهی و باد چه می‌کند این مدیحه‌گوی تباهی؟
مطربِ گورخانه به شهر اندر چه می‌کند،
زیرِ دریچه‌های بی‌گناهی؟
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!

-احمد شاملو-
حق جنازه، حق عزاداری
حق جزع، غریو، فغان، زاری

وآنگه گلو دریده، گریبان چاک
آتش زدن به جان شب تاری

حق نرفتن از وطن و خانه
از فرط تنگ‌جایی و دشواری

حق سکوت و خلوت و آسایش
نشنیدن مزخرف رگباری

نادیدن ... دیدن ادامه ›› شمایل طرّاران
در هیئت امیری و عیّاری

حق به التماس نیفتادن
حق «بزرگ‌مردی و سالاری»

در زیر پتک جملهٔ دستوری
حق بیان جملهٔ اخباری

حق یکی دو روز رها بودن
از موضع همیشه بدهکاری

در معرض سوال فضولانه
حق حذر ز پاسخ اجباری

حق نفس کشیدن و نان خوردن
وز شعلهٔ حیات پرستاری

یک در شمار آمدن از مردم
حق وجود رسمی و آماری

پی‌خست این سیاههٔ بی‌پایان
پیوست عمر ماست تو پنداری

کوه است درد ما و به دامانش
خون ذوات حق به جفا جاری
.
.
#سمانه_کهرباییان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قایق کوچک کتاب شد

کتاب "قایق کوچک"، با ترجمه‌ی "زانا کوردستانی" توسط نشر الکترونیک زیتون و همراهی انجمن شعر و ادب رها، منتشر شد.

این کتاب به صورت الکترونیک، در ۸ صفحه‌ی رنگی، برای گروه سنی کودک، منتشر شده است.

این کتاب ترجمه‌ی فارسی از برگردان کُردی "سلام عبدالله"، و نوشته‌ی "ولادمیر سوتایف" است، که "زانا کوردستانی" آن‌را از کُردی به فارسی ترجمه ... دیدن ادامه ›› کرده است.

برای تهیه‌ی نسخه‌ی pdf این کتاب، می‌توانید به آدرس‌های زیر مراجعه کنید:

https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://eitaa.com/mikhaneraha
https://eitaa.com/rahaei1396
https://eitaa.com/leilaei1369
Rubika.ir/RahaMikhanekolop
Rubika.ir/rahaei1396
Rubika.ir/leilaei1369
https://ble.ir/mikhanekolop
https://ble.ir/rahaei1396
https://ble.ir/leilaei1369
https://ble.ir/rahaei110
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://splus.ir/mikhanehkolop
https://splus.ir/rahaei1396
https://splus.ir/leilaei

ZanaKordistani این را دوست دارد
کتاب دوران خردسالیم...چقدر دلم میخواست که سوار قایقِ گردویی میشدم...
۳ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غریبه توی غربت
نگی چی شد محبت
بگی میگن دیوونه ست
حرفاش چه بچه گونست
ماهنامه ادبی رها منتشر شد


جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان "مهدی رضازاده" شاعر و هنرمند گیلانی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

شماره‌ی شانزدهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۴۶ صفحه، با سردبیری "زانا کوردستانی"، ... دیدن ادامه ›› منتشر شد.

ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.

◇ در بخش روانشناسی، می‌فهمیم که "چرا آدم‌ها نمی‌توانند با هم گفت‌وگو کنند!؟"

◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار آقایان "محمدعلی علومی" و "سید بابه شیخ حسینی" نویسندگان ایرانی، داشته شده است.

◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: حمیدرضا اکبری، عباس فلاحی، زلیخا احمدی، ایرج عبادی، صفا گنجی، کریم مبشری‌نیا، دریا شفیعی، حسن فرخی، خالد بایزیدی، نصرت‌الله مسعودی، یداله‌ مسعودی‌فر، محسن اعلا، نغمه عذراییان و... گنجانده شده است.

◇ در بخش نقد شعر "عرفان در شعر سهراب سپهری" به قلم استاد خالد بایزیدی(دلیر) را می‌خوانیم.

◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب "راه برفی" نوشته‌ی خانم"مریم حاجی‌لو" نویسنده‌ی ایرانی، پرداخته شده است.

◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با دو داستان همراه هستیم. داستان "پِتِل" به قلم آقای "حمید سرو امان‌الهی" و داستان کوتاه "زیبایی بی‌پایان" نوشته‌ی خانم "مژگان شیری".

◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: آدم حاتم و یحیی سماوی، دو شاعر نوگرای عراقی را می‌خوانیم.

برای تهیه و دریافت فایل pdf رایگان ماهنامه‌ی ادبی رها، می‌توانید به آدرس‌های مجازی انجمن شعر و ادب رها مراجعه فرمایید.

ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صدها هزار نفر را محکوم به مرگ و بدبختی می‌کنید و رجز می‌خوانید؛ گورکن‌های بی‌شرف..

حاجی آقا -صادق هدایت-
زمان، زمانِ غریبیست، زمانِ تنهاییست
زمانه‌ای که درآن عشق بی‌معنیست
زمانه‌ای که درآن واژه بی‌رنگ است
زمانه‌ای که درآن عهد گُسَستنیست

سکوت، صدای ضجه‌ی مادر
سکوت، صدای کوچِ خوبی‌ها
سکوت، صدای جیغ یک کودک
سکوت، صدای مرگِ وجدان‌ها

سلام برای رفع نیازست
لطف، فقط به نیت جبران
خواب برای فراموشیست
درد، تسکینِ یک انسان

دوست ... دیدن ادامه ›› باعث و بانی رنجست
غم، همنشین آدم‌ها
فقر، دلیل خوب جدایی
اشک، مرهم زخم زبان‌ها

منم کتابِ لغتنامه
منم که خسته‌ام از معنا
بیا دوباره پاکم کن
بیا دوباره بنویس مرا ...
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

[ وحشی‌ بافقی ]
این همسفران پشت به مقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیش تر افتم


کلیم_کاشانی
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش
مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو
آن کس که مست گردد خود این بود نشانش

[ جلال‌‌الدین محمد بلخی/مولانا ]
هه‌لو شهید جعفر

آقای "هه‌لو شهید جعفر" (به کُردی: هەڵۆ شەهید جەعفەر) شاعر کُرد زبان، زاده‌ی ۱ ژانویه‌ی ۱۹۸۹ میلادی در سلیمانیه است.

■□■


(۱)
هرگاه که لب‌های تو از هم باز می‌شوند
جنگلی پر از پروانه
از آن بیرون می‌زند
و زخم‌هایم گل می‌شوند و
پروانه‌های عالم بر آن‌ها ... دیدن ادامه ›› می‌نشینند.
هرگاه که تو نفس می‌کشی
عطر خاک متغیر می‌شود
و تمام شب‌ها، سپیده‌دمان می‌شود.
هرگاه که تو سکوت اختیار می‌کنی،
قلب زندگی، تکه تکه می‌شود
همچون کبوتری که
به دلش برات شده باشد
این غروب خواهد مرد.
تو که اینجا نیستی،
همه چیز از نظرها پنهان است، الا دل‌نگرانی نباشد،
همه چیز تنهای تنها است، الا تو نباشد،
تو که نیستی،
همه‌ی بودن‌ها 
لبریز از ویرانی‌ست...    



(۲)
من و وطن چنان از هم جدا شده‌ایم
که هیچ راهی ما را به هم نمی‌رساند.
سرانجام این قربت،
تنهایی پر از تنهایی‌ست!
سفری بی‌بازگشت است!
غربتی بسیار غریبانه‌ است!
انسانی، دل از سینه دریده است،
که هرگز به زادگاهش بر نخواهد گشت...
هرچه در گذشته در خواب‌هایمان دیدیم،
اکنون تعبیر شده است و
غروبی در پیش‌رو داریم
که در آن،
من و وطن و آرامش نشسته‌ایم
و هیچ‌کس نمی‌داند
که مأوا و مسکن ما در چه نقطه‌ای از جهان است.


(۳)
سخنی در جانم هست
که در هیچ دفتر و کتابی جای نمی‌شود
و در هیچ گفت‌وگویی نیز بیان نمی‌شود
این درد دلم را
تنها،
با گریه و زاری‌ی بسیار طولانی پایان دهم...
با سکوت متولد می‌شود
و با دلتنگی، پا می‌گیرد.
و با مرگم، شعری ناتمام می‌شود.       


نگارش و ترجمه‌ی اشعار:
زانا کوردستانی
حسین چیانی این را خواند
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چون عشق تو در من استوار است
با صورت تو مرا چه‌کار است؟

-از «لیلی و مجنون»، نظامی.
خاکی که به زیر پای هر نادانی‌ست
کفّ صنمیّ و چهره ی جانانی‌ست

هر خشت که بر کنگره ی ایوانی‌ست
انگشت وزیر یا سر سلطانی‌ست

خیام
رباعیات
شماره ی 30
در کاسهٔ وصل تو اگر زهر دهندم
خوش‌تر که به پیمانهٔ هجران تو، قندم

آرامش دل خواسته‌ای نیست میسّر
جز در کنف سایهٔ آن سرو بلندم

آفاق پر از اخترکان است و به جایت
کس را ننشاند دل خورشیدپسندم

هرچند که بس رشتهٔ زلفم به کمین است
امّا نه من آن بستهٔ هر سست کمندم

عشق آن‌قدَر از موی تو زنجیر به ... دیدن ادامه ›› هم بافت
تا ساخت کمندی که کشانید به بندم

با رفتن و گم گشتن و از خویش گذشتن
گیرم که به هر شیوه، دل از مهر تو کندم

امّا چه کسی لایق عشق است به جز تو؟
بی تو دل سرگشته به مهر که ببندم؟

عالی‌جناب حسین منزوی
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم

شرابِ ارغوانی را گلاب اندر قَدَح ریزیم
نسیمِ عِطرگردان را، شِکَر در مِجمَر اندازیم

چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش
که دست‌افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم

صبا! ... دیدن ادامه ›› خاک وجود ما، بدان عالی‌جناب انداز
بُوَد کآن شاهِ خوبان را نظر بر مَنظَر اندازیم

یکی از عقل می‌لافد، یکی طامات می‌بافد
بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم

بهشت عَدْن اگر خواهی، بیا با ما به میخانه
که از پای خُمَت روزی، به حوضِ کوثر اندازیم

سخن‌دانی و خوش‌خوانی نمی‌ورزند در شیراز
بیا حافظ که تا خود را، به مُلکی دیگر اندازیم
یکباره ترس بَرم داشت

افتاده باشی از سَرِ دیوار

خم شدم بگیرم

دیدم

خوشه خوشه

آویخته‌ ای


بیژن_الهی
◇ سه‌ شعر کوتاه از لیلا طیبی

(۱)
انسان کلام سبز ترحم،
جاری از گلوی خدا بود.
از یاد برده شد!
و اکنون قرن‌هاست،
در چشمانمان
هراس زندگی فریاد می‌زند.

(۲)
کلاغ‌های خیالباف
خواب دیده‌اند،
مزرعه‌ای سر سبز را.
از مترسک پیر شنیده‌ام.

(۳)
به ... دیدن ادامه ›› شمعدانی‌های مچاله بسپار
این درد ناگهان را
به گلدان‌های دیگر مخابره نکنند.
گرچه در محاصره‌ی پاییزیم
لیک،
به بهار،
به زایش خورشید،
به شفای صبح‌های نارس امید دارم.



#لیلا_طیبی
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خود را به قدرِ وُسع، فراموش کرده‌ام
چندین چراغ دارم و خاموش کرده‌ام...

#حسین_جنتی
مپرس از روزگارم مهربان، حالِ مرا تنها
عقیق اصل داند کنجِ بازارِ بدلکاران


حسین_جنتی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هیچ حواسم نبود..دو فنجان ریختم


آلیستر دانیل