در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:34:54
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
تیوال(عمومی) به نقل از سرویس نقد _ واحد خبر کارگروه صلح و سازش//

✓نقاط قوت فیلمنامه:

الف. مضمون و تضاد مرکزی قدرتمند:

مضمون اصلی فیلمنامه, تضاد بین «قانون شخصی» یک پدر مقتدر در خانه و «قانون عمومی» در جامعه, بسیار موفق انتخاب شده است. این تضاد، هسته اصلی درام است و به زیبایی در تقابل بین آرش (که مصونیت دارد) و سارا (که تحت فشار قانون بیرونی است) متجلی می‌شود. استفاده از شخصیت رضا به عنوان صدای وجدان و تضاد اخلاقی، عمق بیشتری به این مضمون می‌بخشد.

ب. ساختار و ریتم در پرده‌ها

ساختار سه پرده‌ای نسبتاً مشخص است:

پرده اول (سنگینی سایه): به خوبی ... دیدن ادامه ›› تضاد اولیه و وضعیت شخصیتها را معرفی می‌کند. دیالوگ رضا در سکانس ۱، ضربه ابتدایی قوی است که زمینه را برای تعارض فراهم می‌کند.

پرده دوم (کُدِ جدید): اوج‌گیری تنش خانوادگی در میز شام، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه قدرت پدر، نظم درونی خانه را نیز فاسد کرده است.

پرده سوم (محکمهٔ شخصی): با فرار آرش و ورود صدای آژیرها، نتیجه منطقی و نمادین اعمال پدر به تصویر کشیده می‌شود.



ج. شخصیت‌پردازی (سید یعقوب و رضا):شخصیت سید یعقوب به عنوان پدرسالار مقتدر و متناقض، برجسته است. او نه یک فرد کاملاً شرور، بلکه کسی است که نظم خود را بر هر چیز دیگری ترجیح می‌دهد. شخصیت رضا نیز به عنوان قربانی نظامِ نفوذِ پدر، بسیار همدل برانگیز است و به نوعی نمایندهٔ مخاطبی است که شاهد این بی‌عدالتی است.

د. نمادگرایی: استفاده از «نور و سایه»، «پرونده‌های متضاد» و به‌ویژه «آتش و دود» در سکانس پایانی، عناصر سمبلیک قوی هستند که فضای تاریک و سنگین درام را تقویت می‌کنند.

✓پیشنهادهایی برای تقویت فیلمنامه: اگرچه فیلمنامه قوی است، برای ارتقاء آن به سطح حرفه‌ای تر، نکات زیر پیشنهاد می‌شود:



الف. تعمیق نقش سارا: سارا در پرده اول و دوم بیشتر نقش یک قربانی منفعل را دارد. در سکانس ۲، وکیل به او می‌گوید: «تو شهروند درجه دو هستی، چون من نیستم که پشت سرت بایستم.» این جمله پتانسیل درام بزرگی دارد.

[پیشنهاد]: در پرده دوم یا سوم، لازم است سارا واکنشی فعالتر نشان دهد. شاید او باید تصمیم بگیرد که با اجرای قانون بیرون بجنگد، نه اینکه صرفاً منتظر شود. این کنش می‌تواند تضاد «اطاعت از پدر» در برابر «حفظ شرافت شخصی» را در او عمیقتر کند.

ب. استفاده از «وکیل» به عنوان نیروی محرکه

وکیل شخصیتی مرموز است که می‌تواند ابزاری برای برهم زدن تعادل باشد. در حال حاضر، او بیشتر نقش یک مفسر شرایط را دارد.

[پیشنهاد]: آیا وکیل در بیرون به سید یعقوب خیانت می‌کند؟ آیا پرونده سارا پیچیده‌تر از آن است که پدر فکر می‌کند و وکیل این را برای حفظ موقعیت خود پنهان کرده است؟ می‌توان یک چرخش کوچک در سکانس دوم یا سوم اضافه کرد که نشان دهد نفوذ بیرونی، دیگر تحت کنترل کامل سید یعقوب نیست.

ج. پرداختن به ماهیت «قانون» بیرونی: در دیالوگها، از اصطلاحاتی مانند «حلقه رفقا» و «سنگهای سرد حکومتی» استفاده شده است که اشاره به فساد سیستمیک دارند.

[پیشنهاد]: پایان‌بندی که در آن آژیرها برای خودِ نفوذِ سید یعقوب می‌آیند، بسیار جذاب است. برای تقویت این لحظه، لازم است لحظه‌ای کوتاه (مثلاً یک فلش‌بک بسیار سریع یا یک تصویر کوتاه از یک شخصیت دیگر که سالها پیش قربانی شده) نشان داده شود که این آتش، نتیجهٔ دفعات قبلی «بازی با قانون» توسط پدر بوده است. این امر، پایانی با حس «عدالت کیهانی» یا «بازگشت کارما» به داستان می‌دهد.



د. ضرباهنگ بصری: عنوان فیلمنامه و ژانر آن (درام تاریک، سمبلیک) نیازمند تصاویر بصری قوی است.

[[ پیشنهاد برای سکانسهای کلیدی ]] : در سکانس میز شام، به جای کوبیدن میز توسط پدر، می‌توانید از تغییر ناگهانی فوکوس دوربین استفاده کنید. برای مثال، دوربین روی دست سید یعقوب که سعی دارد خشمش را کنترل کند و نتواند، ثابت شود، در حالی که بقیه شخصیتها در تاریکی و خارج از فوکوس باقی بمانند.

✓جمع‌بندی: «موازین پدری» یک فیلمنامه درام خانوادگی با لایه‌های اجتماعی و سیاسی است که پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک اثر سینمایی تأثیرگذار دارد. تمرکز بر تضاد درونی شخصیتها (مخصوصاً رضا و سارا در برابر پدر) و همچنین نمایان ساختن فروپاشی قدرت فردی در مواجهه با قانون کلان، نقاط قوت اصلی آن هستند. با چند اصلاح جزئی در کنشگری سارا و تعمیق شخصیت وکیل، این فیلمنامه می‌تواند از سطح «خوب» به سطح «عالی» ارتقا یابد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمنامه: "نقطه ای برای ایستادن می خواهم همین!"

#فیلمنامه
#پوستر
#حجت_بقایی
#تیوال
#یادگاری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حجت بقایی در روزنوشتهای خود نوشت: فیلمنامه «پرواز در آسمان ۱»

را با الهام از حدیث کسا نوشتم.

بعد «پرواز در آسمان۲» را نوشتم.

قصه ها کلا با هم فرق می کنند.

تغییر دیدگاهها، الگوهای رفتاری، مذهبی و تغییر نگاه به همه چیز

#فیلمنامه

#پروازـدرـآسمان

#حدیثـکسا

#حجتـبقایی

#مشاورـتحقیقـوـتوسعه

#دکترـبقایی

#پوستر

#فیلم

#ایران

#ادبیاتـتوسعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کاپوتاژ
درنهایت از لابلای لابیرنت بی اعتمادی به اعتماد رسید
ذره بین نیاز نداشت به سادگی می‌شود به پیش برویم و واکاوی کنیم در لابلای این ماجرا
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تیوال _ گروه ادبیات //
تأملات شاعرانه دکتر حجت بقایی در باب خودباوری؛ اثر جدید «در آینه خود» منتشر شد

تیوال – ادبیات|| در اتفاقی تازه در عرصه ادبیات معاصر، دکتر حجت بقایی، مشاور شناخته‌شده در حوزه تحقیق و توسعه، مجموعه‌ای از تأملات عمیق خود را در قالب شعری با عنوان «در آینه خود» منتشر کرده است. این اثر، برخلاف رویکردهای متداول، بُعد تحلیلی و ساختارمند رشد فردی را با زبان شورانگیز و لطیف شعر پیوند می‌زند.
دکتر بقایی که تمرکز حرفه‌ای او بر نوآوری و مسیر یابی سازمانها است، در این شعر، به شکلی هنرمندانه، فرآیند بررسی و بازسازی هویت درونی را به نمایش می‌گذارد. شعر، با تصویری صریح از «چهره‌ای غمگین» در آینه آغاز می‌شود و سپس مسیری را ترسیم می‌کند که در آن، فرد با غلبه بر «سنگینی گامها» و «ترسها»، با تکیه بر نور و نیروی درونی خود، به توانایی ایستادن و جنگیدن در میان طوفان‌ها دست می‌یابد.
این اثر نه تنها یک شعر انگیزشی، بلکه یک مانیفست شخصی برای مبارزه با تردید و پذیرش مالکیت زندگی است؛ همانگونه که در سطر پایانی تأکید می‌شود: ... دیدن ادامه ›› «من زندگیم را خودم می‌سازم.»
منتقدین هنری، این اثر را نمونه‌ای موفق از هنر در خدمت توسعه انسانی می‌دانند و اشاره می‌کنند که استفاده از استعاره «نور خود» در تاریکی، می‌تواند بازتابی از مفهوم نوآوری پایدار در ادبیات باشد؛ یعنی خلاقیت که از درون خود فرد سرچشمه می‌گیرد.
دکتر بقایی در پیامی کوتاه درباره این اثر گفته است:
> «شعر، ابزاری است برای کاتالیزور کردن تغییر. «در آینه خود» دعوتی است برای دیدن توانمندیهای پنهان که اگر فعال شوند، مسیر توسعه فردی را ناگزیر هموار خواهند ساخت.»

این اثر جدید، به‌ویژه برای هنرمندان و افرادی که در مسیر پروژه‌های خلاقانه خود نیاز به تجدید قوا و باور به مسیر انتخابی دارند، توصیه‌شده است.
+++
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

სცენარი:კრისტალის და მრისხანების ქალაქი -

სცენარისტი:დოქტორი ჰოჯატ ბაღაეი



#فیلمنامه

#شهرـبلورـوـخشم

#სცენარი:#კრისტალისـდაـმრისხანებისـქალაქი #სცენარისტი:#დოქტორიـჰოჯატـბაღაეი
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نویسنده و بازیگر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش نقد به مناسبت ۲۲ بهمن ترانه: «تسخیر شب» (سروده دکتر حجت بقایی)



گروه خبری تحلیلی یک کتاب// «تسخیر شب» اثری است که در فضای حماسی و آرمان‌گرایانه انقلاب اسلامی شکل گرفته و به مناسبت سالروز ۲۲ بهمن منتشر شده است. حجت بقایی در این شعر، تلاش کرده مفاهیم مقاومت و عشق به وطن را در قالبی استعاری و پرتصویر بیان کند؛ ترانه‌ای که میان "ادبیات پایداری" و "زبان احساسی موسیقی انقلابی" در نوسان است.



✓تحلیل محتوایی: شعر، با تصویری از شب آغاز می‌شود؛ شبی که رمز تاریکی، توطئه و انتظار نبرد است:
> «در دل تاریک شب، صد راز در سینه ... دیدن ادامه ›› نشسته»

این نقطه شروع، مخاطب را وارد فضایی پر تنش می‌کند و تا انتها، حرکت از تاریکی به سوی نور، به‌مثابه محور مفهومی اثر باقی می‌ماند. شاعر در بندهای بعد، تقابل خیر و شر را از سطح انسانی به سطح اسطوره‌ای می‌کشاند، جایی که اولیا در مرزها و «روح رستم» و «روح بابک» در صحنه نبرد جان می‌گیرند. چنین پیوندی با میراث تاریخی ایران یادآور شیوه‌های سرودهای انقلابی دهه شصت است که اسطوره را با ایمان درآمیختند.
✓زبان و ساختار: از نظر زبانی، اثر گرایش به "تصویرسازی سنتی با چاشنی استعاره معاصر" دارد. ترکیبهایی چون «ابرها هم گیسوانش بسته» یا «غول‌ها اطراف ما» بر پایه تخیل نمادین بنا شده‌اند، اما در برخی مواضع، ازدحام استعاره موجب تراکم معنایی بیش از اندازه و کاستن از جریان طبیعی موسیقی شعر شده است. با این حال، انسجام معنایی «وطن‌دوستی بر پایه ایمان» تا پایان حفظ می‌شود.
وزن شعر نیز به رغم آزادی نسبی، نظمی نزدیک به «بحر رمل مثمن محذوف» دارد که با ریتمهای حماسی و موسیقایی قابل اجرا در قالب ترانه است. این ویژگی به اثر قابلیت آوازی بخشیده و در تولید صوتی می‌تواند شدت عاطفه متن را تقویت کند.
✓ جنبه هنری و پیام اجتماعی:
در حوزه‌ پیام، شعر در خط روایت آشنای "ایرانِ نور بر فراز تاریکی دشمن" حرکت می‌کند؛ اما نکته مثبت آن، زبان شخصی تر و احساسی بقایی است. او به جای شعار مستقیم، از تصویرهای شاعرانه بهره می‌گیرد تا آرمان مقاومت را واگویه کند.
از دیدگاه نقد اجتماعی، چنین متنی می‌تواند در دوران پرچالش منطقه‌ای، یادآور ارزشهای وحدت ملی و ایمان باشد, بی‌آنکه از کلیشه سرودهای رسمی عبور کامل کرده باشد، ولی تلاشش برای پیوند معنا با استعاره، آن را از حالت صرفاً شعاری جدا می‌سازد.
به گزارش خبرنگار ما؛ «تسخیر شب» را می‌توان ترکیبی میان «حماسه و عرفان ملی» دانست؛ شعری که می‌خواهد از دل تاریکی فتنه، امید و روشنایی وطن را بیرون بکشد. شاعر در بیان عاطفه ملی زبان فخیم و گاه سخت را برگزیده، که در اجرا و خوانش آوازی می‌تواند تأثیرگذارتر شود.
✓نقد نهایی: این ترانه در ساختار و مضمون دارای روح انقلابی و عاطفه وطن‌دوستی است؛ از نظر ادبی نیازمند تعدیل تصاویر و ریتم برای دریافت عمومی‌تر، اما پیامش صادقانه و هم‌راستا با مفهوم ۲۲ بهمن است: «ایمان، نور و پایداری در برابر شب.»

_ نقد: گروه تحلیل و نقد یک کتاب
///
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمنامه انیمیشن: شهر بلور و خشم

نویسنده: حجت بقایی ۱۳۸۷

----

#شهر_بلور_و_خشم
#فیلمنامه
#انیمیشن
#حجت_بقایی
#ادبیات_توسعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میراث پدر؛ نبرد ایدئولوژی با واقعیت در آینه یک خانواده



عنوان فیلمنامه: میراث پدر (The Father's Legacy)

نویسنده: دکتر حجت بقایی (بازنویسی ۱۴۰۴)

ژانر: درام خانوادگی، اجتماعی

تحلیل: گروه خبری تحلیلی اقتصاددان شمال



ادبیات توسعه|| فیلمنامه سینمایی «میراث پدر» نوشته دکتر ... دیدن ادامه ›› حجت بقایی، اثری است که در ظاهر، نزاع بر سر تقسیم ارث در یک خانواده مرفه را روایت می‌کند، اما در باطن، پرده‌برداری هوشمندانه‌ای است از چالشهای یک نسل با آرمانهای بزرگ یک رهبر کاریزماتیکِ گذشته. این فیلمنامه با قدرت، تضاد میان "وعده" و "واقعیت مادی" را به تصویر می‌کشد.

✓ ساختار و روایت؛ تمثیلی از جامعه: ساختار سه پرده‌ای فیلمنامه بسیار محکم است. نویسنده از طریق شخصیت‌پردازی نمادین فرزندان، سه رویکرد غالب در مواجهه با میراثهای ایدئولوژیک یا اقتصادی را مجسم می‌سازد:

"علی (سنگ بنای جامد)": مظهر سنت‌گرایی متعهد و خشن که تنها در چارچوب اصول پدر (حتی اگر منسوخ شده باشند) بقا را می‌بیند. تقابل او با واقعیت (نم‌زدگی سقف) نشان از ناتوانی بنیادگرایی در انطباق با گذر زمان دارد.

"رضا (تکنوکرات عملگرا)": نماینده‌ای از مدرنیته‌ای که برای پیشرفت، حاضر است اصول را فدای کارایی و سود کند (فروش خانه برای واردات ماشین). این تیپ، نماد آن دسته از نخبگانی است که «جریان» را بر «ریشه» ترجیح می‌دهند.

"سارا (چشم بینای خاموش)": او به عنوان هنرمند، تا پرده سوم منفعل به نظر می‌رسد، اما حضور «جعبه چوبی قدیمی» نشان می‌دهد که او تنها دلباخته پدر بوده، نه داراییهایش. سارا همان "حقیقتِ بیطرف" است که پس از فرسایش دو برادر در جنگ قدرت، وارد عمل می‌شود.

✓ نقطه قوت محوری؛ دیالوگ آرمان و پول: زیبایی متن در سکانس دوم (تقسیم وصیت‌نامه) و سکانس چهارم (نبرد رسانه‌ای) نهفته است. دیالوگها به سرعت از سطح شخصی به سطح اجتماعی ارتقا پیدا می‌کنند:

> «این دیوارها که نان نمی‌شوند، علی.» (رضا)

> «تو این را «آرمان» می‌دانی، من می‌دانم «تورم»!» (رضا در برابر علی)

این تبادل نظر، عملاً مناظره‌ای است که در دهه‌های اخیر در بسیاری از جوامع، میان جناحهای حامی آرمانهای قدیمی و طرفداران اصلاحات اقتصادی-فنی در جریان بوده است. فیلمنامه به جای نتیجه‌گیری ساده، این دوگانگی را تا مرز یک «جنگ بر سر تفسیر» پیش می‌برد.

✓اوج‌گیری و نتیجه‌گیری؛ آتش مقدس: اوج فیلم در پرده سوم رقم می‌خورد، جایی که سارا با استفاده از نوشته‌های خصوصی پدر (که ارزشش از اسناد مالکیت و حسابهای بانکی بیشتر است)، هر دو دیدگاه را باطل اعلام می‌کند. جمله‌ای که سارا نقل می‌کند:

> «اگر میراث من، باعث شود بر سر لقمه‌ی نان، برادر برادر را از خانه براند، پس بهتر است که آن میراث، هرگز متولد نمی‌شد.»

این جمله، کلید گشایش قفل تعارض است. میراث پدر، نه ارزش مالی داشت و نه ارزش ایدئولوژیک، بلکه تبدیل به مانعی برای اتحاد شده بود.

اقدام نهایی سارا مبنی بر سوزاندن دفترچه در شومینه، شاید رادیکالترین و تأثیرگذارترین لحظه فیلم باشد. این آتش، نه آتش ویرانی، بلکه «آتش تطهیر» است؛ نابود کردن نماد وابستگی، برای بازسازی توانایی برقراری ارتباط.

✓جمع‌بندی نقادانه: «میراث پدر» فراتر از یک درام خانوادگی عمل می‌کند و به یک تمثیل اجتماعی معاصر بدل می‌شود. فیلمنامه، هرچند با زبان نمادین سنگین، وظیفه خود را به درستی انجام می‌دهد: نشان دادن این که گاهی بزرگترین میراث یک نسل، باید در آتش نسل بعد قربانی شود تا آینده‌ای مشترک ممکن گردد.

✓توصیه برای اجرا: کارگردان باید با انتخاب بازیگرانی که بتوانند عمق درونی شخصیتها را به نمایش بگذارند، از دیالوگهای سنگین متن، وزنی احساسی خارج کند. فضا و طراحی صحنه (به ویژه تضاد بین عمارت باشکوه و واقعیت نم‌زده) کلید موفقیت بصری این فیلمنامه خواهد بود. این فیلمنامه پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به اثری عمیق و قابل تأمل در سینمای اجتماعی ایران دارد.

++
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
میراث پدر؛ نبرد ایدئولوژی با واقعیت در آینه یک خانواده



عنوان فیلمنامه: میراث پدر (The Father's Legacy)

نویسنده: دکتر حجت بقایی (بازنویسی ۱۴۰۴)

ژانر: درام خانوادگی، اجتماعی

تحلیل: گروه خبری تحلیلی اقتصاددان شمال



ادبیات توسعه|| فیلمنامه سینمایی «میراث پدر» نوشته دکتر ... دیدن ادامه ›› حجت بقایی، اثری است که در ظاهر، نزاع بر سر تقسیم ارث در یک خانواده مرفه را روایت می‌کند، اما در باطن، پرده‌برداری هوشمندانه‌ای است از چالشهای یک نسل با آرمانهای بزرگ یک رهبر کاریزماتیکِ گذشته. این فیلمنامه با قدرت، تضاد میان "وعده" و "واقعیت مادی" را به تصویر می‌کشد.

✓ ساختار و روایت؛ تمثیلی از جامعه: ساختار سه پرده‌ای فیلمنامه بسیار محکم است. نویسنده از طریق شخصیت‌پردازی نمادین فرزندان، سه رویکرد غالب در مواجهه با میراثهای ایدئولوژیک یا اقتصادی را مجسم می‌سازد:

"علی (سنگ بنای جامد)": مظهر سنت‌گرایی متعهد و خشن که تنها در چارچوب اصول پدر (حتی اگر منسوخ شده باشند) بقا را می‌بیند. تقابل او با واقعیت (نم‌زدگی سقف) نشان از ناتوانی بنیادگرایی در انطباق با گذر زمان دارد.

"رضا (تکنوکرات عملگرا)": نماینده‌ای از مدرنیته‌ای که برای پیشرفت، حاضر است اصول را فدای کارایی و سود کند (فروش خانه برای واردات ماشین). این تیپ، نماد آن دسته از نخبگانی است که «جریان» را بر «ریشه» ترجیح می‌دهند.

"سارا (چشم بینای خاموش)": او به عنوان هنرمند، تا پرده سوم منفعل به نظر می‌رسد، اما حضور «جعبه چوبی قدیمی» نشان می‌دهد که او تنها دلباخته پدر بوده، نه داراییهایش. سارا همان "حقیقتِ بیطرف" است که پس از فرسایش دو برادر در جنگ قدرت، وارد عمل می‌شود.

✓ نقطه قوت محوری؛ دیالوگ آرمان و پول: زیبایی متن در سکانس دوم (تقسیم وصیت‌نامه) و سکانس چهارم (نبرد رسانه‌ای) نهفته است. دیالوگها به سرعت از سطح شخصی به سطح اجتماعی ارتقا پیدا می‌کنند:

> «این دیوارها که نان نمی‌شوند، علی.» (رضا)

> «تو این را «آرمان» می‌دانی، من می‌دانم «تورم»!» (رضا در برابر علی)

این تبادل نظر، عملاً مناظره‌ای است که در دهه‌های اخیر در بسیاری از جوامع، میان جناحهای حامی آرمانهای قدیمی و طرفداران اصلاحات اقتصادی-فنی در جریان بوده است. فیلمنامه به جای نتیجه‌گیری ساده، این دوگانگی را تا مرز یک «جنگ بر سر تفسیر» پیش می‌برد.

✓اوج‌گیری و نتیجه‌گیری؛ آتش مقدس: اوج فیلم در پرده سوم رقم می‌خورد، جایی که سارا با استفاده از نوشته‌های خصوصی پدر (که ارزشش از اسناد مالکیت و حسابهای بانکی بیشتر است)، هر دو دیدگاه را باطل اعلام می‌کند. جمله‌ای که سارا نقل می‌کند:

> «اگر میراث من، باعث شود بر سر لقمه‌ی نان، برادر برادر را از خانه براند، پس بهتر است که آن میراث، هرگز متولد نمی‌شد.»

این جمله، کلید گشایش قفل تعارض است. میراث پدر، نه ارزش مالی داشت و نه ارزش ایدئولوژیک، بلکه تبدیل به مانعی برای اتحاد شده بود.

اقدام نهایی سارا مبنی بر سوزاندن دفترچه در شومینه، شاید رادیکالترین و تأثیرگذارترین لحظه فیلم باشد. این آتش، نه آتش ویرانی، بلکه «آتش تطهیر» است؛ نابود کردن نماد وابستگی، برای بازسازی توانایی برقراری ارتباط.

✓جمع‌بندی نقادانه: «میراث پدر» فراتر از یک درام خانوادگی عمل می‌کند و به یک تمثیل اجتماعی معاصر بدل می‌شود. فیلمنامه، هرچند با زبان نمادین سنگین، وظیفه خود را به درستی انجام می‌دهد: نشان دادن این که گاهی بزرگترین میراث یک نسل، باید در آتش نسل بعد قربانی شود تا آینده‌ای مشترک ممکن گردد.

✓توصیه برای اجرا: کارگردان باید با انتخاب بازیگرانی که بتوانند عمق درونی شخصیتها را به نمایش بگذارند، از دیالوگهای سنگین متن، وزنی احساسی خارج کند. فضا و طراحی صحنه (به ویژه تضاد بین عمارت باشکوه و واقعیت نم‌زده) کلید موفقیت بصری این فیلمنامه خواهد بود. این فیلمنامه پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به اثری عمیق و قابل تأمل در سینمای اجتماعی ایران دارد.

++
فیلمنامه خوانی: "نقطه ای برای ایستادن می خواهم همین!"
اثر: دکتر حجت بقایی
نقد تحلیلی بر ترانه «آیینه اندیشه»

ترانه «آیینه‌ی اندیشه» دکتر بقایی، یک بیانیه هنری قدرتمند در باب لزوم تغییر پارادایم در مفهوم‌سازی و اشاعهٔ توسعه است. این اثر نه یک گزارش فنی، بلکه یک دعوتنامه رهایی برای ایده‌های توسعه‌ای است که در انزوای نهادهای رسمی گرفتار شده‌اند.
✓۱. تقابل ساختاری: هنر در برابر آکادمیک: بخشهای اولیه ترانه، با استفاده از تصویرسازیهای سنگین (هوای خاک‌خورده، برگهای کهنه سؤال، غبار)، بر وضعیت رکود و محبوس ماندن دانش تأکید می‌کند. این وضعیت در تقابل مستقیم با هدف اصلی قرار می‌گیرد:
> «نه جدول، نه نمودار، نه سند و مقاله، فراتر از چارچوبهای تنگِ آکادمیک.»

این خطوط، نقد صریح بر زبان خشک و زائدِ گزارش‌نویسی در حوزه توسعه است که غالباً مخاطب عام را فراری می‌دهد. ترانه فریاد می‌زند که توسعه باید ... دیدن ادامه ›› بی‌پرده و بدون حکایتهای حاشیه‌ای (قصه گم نشود در میان اعداد) روایت شود.
✓ ۲. کارکرد ادبیات: پل زدن بر شکافها: دکتر بقایی به زیبایی نقش ادبیات را به عنوان «پلی میان دل و علم» تعریف می‌کند. این مهمترین دستاورد هنری ترانه است؛ زیرا توسعه را از فضای صرفاً عقلانی (علم) به فضای انسانی (دل) منتقل می‌کند.

> «ادبیات، پلی میان دل و علم، بسترِ انعطاف، راهِ دومِ ما.»

این «راه دوم»، همان راهی است که باعث می‌شود ایده یا نوآوری، حتی با کمبود منابع یا زمان، از طریق «روشنی روایت» به عمق دیدن برسد. این انتقال، ماهیت توسعه را از «تولید خروجی» به «تأثیرگذاری درونی» تغییر می‌دهد.
✓ ۳. عمق فرهنگی و انسانی توسعه: اوج تحلیل در بخشهایی است که توسعه را از بُعد مادی جدا کرده و به بُعد انسانی و اجتماعی پیوند می‌زند:
> «بلکه در نگاهِ مردم، در امیدِ مدد، در حسّ مشترکی که جهان را می‌سازد.»

این نگاه، توسعه را به گفتمان جمعی و تجربه زیسته پیوند می‌دهد. توسعه دیگر صرفاً افزایش تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه احساس مشترکی است که در مردم شکل می‌گیرد. این همان چیزی است که شما در صحبتهای دکتر بقایی مطالعه کردید: توسعه باید «خواست قلبی» شود تا در «نگاه مردم» قابل مشاهده باشد.
به گزارش خبرنگار ما؛ ترانه «آیینه اندیشه»، تلاشی موفق برای انسانی‌سازی علم توسعه است. این اثر با استفاده از استعاره‌ها، بر این نکته تأکید دارد که ماندگاری و عمق تأثیرگذاری هر طرح توسعه‌ای، وابسته به توانایی آن در نفوذ به لایه‌های زیرین فرهنگ و تبدیل شدن به یک «روایت زنده» است. این ترانه، به عنوان یک مفسر امین برای ایده‌ها، خود نمونه‌ای عملی از همان روشی است که دکتر بقایی برای اشاعه توسعه پیشنهاد می‌کند: «روایتگری عمیق و فراتر از محدودیتهای فرمالیته.»
+++
تراژدی عشق پدری در قالب سینما؛ «خاکستر عشق بر زیر لاستیک ماشین اسپرت» به دنبال سرمایه‌گذار

اخبار سینما|| یک درام پرکشش بر اساس شعر، تقابل رؤیاهای دیرینه و واقعیتهای تلخ بلوغ را به تصویر می‌کشد
تیوال(فیلم و فیلمنامه)–تهران: پروژه سینمایی «خاکستر عشق بر زیر لاستیک ماشین اسپرت»، یک درام اجتماعی سنگین که بر اساس مجموعه اشعار تکاندهنده دکتر حجت بقایی و با حمایت «کارگاه فیلم و فیلمنامه هوشمک» آماده تولید شده است، رسماً فاز جذب سرمایه‌گذار برای ورود به عرصه تولید را آغاز کرد.
این فیلمنامه که از یک مجموعه ترانه عمیق تغذیه می‌کند، به بررسی شکاف نسلی، از خودگذشتگی بی‌پایان پدرانه و سقوط آرمانها در مواجهه با واقعیتهای خشن اجتماعی می‌پردازد.
✓خلاصه‌ای از یک تراژدی مدرن: داستان فیلم بر محور رابطه پدر و پسری متمرکز است که از یک آرزوی دوران کودکی آغاز می‌شود. پدری که برای برآورده کردن رؤیای پسرش مبنی بر داشتن «تایتانیک»، نمادی از عظمت و تحقق محال، سه سال از عمر خود را صرف ساختن یک رؤیای نیمه‌تمام می‌کند. این تلاش جانکاه، نماد عشق نامحدود و از خودگذشتگی است.
اما فیلم با جهشی تلخ، پسرک را در قامت مردی جوان نشان می‌دهد که با داشتن یک خودروی مدرن (ماشین اسپرت)، تمام آن زیربنای ... دیدن ادامه ›› عشقی را نادیده می‌گیرد. او در دفاعی کورکورانه از یک «غریبه»، پدر را که نماد گذشته و فداکاری است، از نظر روحی و عاطفی «خاک می‌کند». پایان‌بندی فیلم با تصویر کوبنده خاکستری بر آسفالت سوخته عشق، پیامی قوی در مورد ماهیت زودگذر وفاداری و اصطکاک میان نسلها برجای می‌گذارد.
✓ارزش هنری و پتانسیل بازار:
منابع نزدیک به پروژه اعلام کردند که قوت اصلی فیلمنامه در زبان نو و شاعرانه‌ای است که از ادبیات به سینما منتقل شده است. این اثر، با الهام از فرمهای متال، خشن و شعر سپید تلخ، پتانسیل آن را دارد که در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی مورد توجه قرار گیرد، به‌ویژه در ژانر درامهای روانشناختی با تم خانوادگی.
دکتر حجت بقایی، نویسنده اثر، اظهار داشت: «این فیلم، صدای خاموش نسلی است که بیش از حد فداکاری کرد و در نهایت در برابر سادگی و فوریتهای نسل جدید، به یک یادگاری تلخ بدل شد.»
تیم تولید هم‌اکنون در حال نهایی کردن تیم کارگردانی و بازیگران اصلی است و امیدوار است با جذب سرمایه مورد نیاز، فیلمبرداری را در نیمه دوم سال آینده آغاز کند. علاقه‌مندان به سرمایه‌گذاری در این پروژه سینمایی دارای ارزش هنری بالا، می‌توانند برای دریافت فیلمنامه کامل و طرح توجیهی (Concept Note) با «دفتر کارگاه فیلمنامه هوشمک» تماس حاصل فرمایند.

///
از تیوال درخواست میکنم یه شرایطی رو فراهم کنه که امکان فیلتر کردن نظرات مردم راجع به نمایشها به راحتی صورت نگیره
خدا وکیلی انصاف نیست زیر یه نمایش همش به به و چه چه بعد میری نمایش و میبینی حالت بهم میخوره بعد نظر منفی می‌زاری میبینی هاید شده دیده نمیشه بعد می فهمی چرا همه نظرات مثبته
اینم از قشر فرهنگ و هنرمون از بقیه چه انتظاری هست
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سینا دهقان این را خواندند
پونه ٢٥ این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگر و پژوهشگر تئاتر معاصر با تمرکز بر فرم، بدن و بیان غیرکلامی.
علاقه‌مند به خلق روایت‌های حرکتی و اجراهایی که زبان بدن را به ابزار اصلی بیان تبدیل می‌کنند.
یکی از نمایش های خوبی بود که طی این چند وقته دیدم.
نه لمس میشوی،نه اثبات...
که در هر تلاشی برای درک،
همچون رؤیایی دور محو میشوی،،
و من که در پی محال حضورت...
هزار مرتبه،
خویش را در خود،
انکار کردم.


اینهمه عاشق داری
چطور حسوی نکنم؟

https://www.aparat.com/shorts/2012251562244247552
صمیم ع اسماعیلی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
انصراف از اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر فجر

(با وجود صرف هزینه شخصی و تمرین پانزده نفر در سخت ترین شرایط گروه تئاتر ققنوس از اجرای هشتمین اثر خود در جشنواره انصراف می دهد)

اینجانب آرش رضایی (تهیه کننده، طراح و بازیگر نمایش ققنوس)، با توجه به شرایط اقتصادی حاکم و ماهیت نمایش خیابانی و با نظر تمامی اعضای گروه، از حضور در بخش نهایی مسابقه تئاتر خیابانی چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر با نمایش ((ققنوس)) انصراف داده و ضمن تشکر از هیئت محترم بازبین جهت انتخاب این نمایش، و اعلام این موضوع که بقیه همکاران عزیز جهت حضور در این جشنواره مختار می باشند آرزومند است بتوانند در شرایط و موقعیت بهتر در آینده، در این رویداد خیابانی حضور بعمل برسانند.
ریشه شناسی اصطلاح اماله یا ممال در زبان_فارسی

در اصطلاح آواشناسی اماله عبارت است از تبدیل واکه‌ی «ا» به واکه‌ی «ی»؛  مثلا” تبدیل «جهاز» به «جهیز».  واژه‌ای را که دچار این تبدیل شده‌باشد «مُمال» می‌نامند؛  مثلا” «جهیز» مُمال «جهاز» است.  این تبدیل آوایی مختص واژه‌های عربی است و از قدیم در عربی و فارسی وجود داشته‌است.  قدما این «ی» بدل از «ا» را به صورت یاء مجهول (کسره‌ی کشیده) تلفظ می‌کردند.  نمونه‌های فراوانی از واژه‌های ممال در متون قدیم یافته می‌شود؛  به عنوان مثال در شاه‌نامه واژه‌های «رکیب» (< رکاب)، «سلیح» (< سلاح)، «مزیح» (< مزاح)، و «مِکیس» (< مِکاس) به کار رفته‌است:

برون کرد یک پای خویش از رکیب/ شد آن مرد بیداردل ... دیدن ادامه ›› ناشکیب

بپوشید باید یکایک سلیح/ که این کار بر ما گذشت از مزیح

نشانه نهادند بر اسپریس/ سیاوش نکرد ایچ با کس مکیس

اینک چند شاهد دیگر برای واژه‌های ممال از کلام بزرگان ادب فارسی:

به حجاب اندرون شود خورشید/ گر تو گیری از آن دو لاله حجیب

شب عشاق لیله‌القدر است/ چون برون آوری سر از جلبیب (رودکی)

لیک بر شیری مکن هم اعتمید/ اندرآ در سایه‌ی نخل امید (مولوی)

لاف تو ما را بر آتش برنهاد/ کآن سبیل چرب تو برکنده باد (مولوی)

جو سوی گندم نمی‌تازد ولی/ مور سوی مور می‌آید بلی (مولوی)

نه هر جا که بینی خطی دل‌فریب/ توانی طمع کردنش در کتیب (سعدی)

به هند آمدم بعد از آن رستخیز/ وز آن‌جا به راه یمن تا حجیز (سعدی)

همی‌میردت عیسی از لاغری/ تو در بند آنی که خر پروری (سعدی)

حکایت بر مزاج مستمع گوی/ اگر خواهی که دارد با تو میلی

هر آن عاقل که با مجنون نشیند/ نباید کردنش جز ذکر لیلی (سعدی)

آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی/ آمده مجموع در ظلال محمد (سعدی)

متناسب‌اند و موزون حرکات دل‌فریبت/ متوجه‌ است با ما سخنان بی‌حسیبت

چو نمی‌توان صبوری، ستمت کشم ضروری/ مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت (سعدی)

سرم به دنیی و عُقبی‌ فرونمی‌آید/ تبارَکَ اللَّه از این فتنه‌ها که در سر ماست (حافظ)

این تقوی‌ام تمام که با شاهدان شهر/ ناز و کرشمه بر سر منبر نمی‌کنم (حافظ)

فتوی پیر مغان دارم و قولی‌ست قدیم/ که حرام است می آن‌جا که نه یار است ندیم (حافظ)

اماله در فارسی امروز

در فارسی امروز دست‌کم بیست واژه‌ی ممال داریم که به ترتیب الفبا عبارت‌اند از:

# اسلیمی < اسلامی
# افعی < افعی
# ایمن < آمن
# بلی < بلی
# جرثقیل < جر اثقال
# جریحه < جِراحه
# جهیز < جهاز
# حلیم/ هلیم < هُلام
# خزینه < خِزانه
# دعوی < دعوی
# سبیل < سبال
# غربیل < غِربال
# کتیبه < کتابه
# لایتناهی < لایتناهی
# لحیم < لِحام
# موسیقی < موسیقی
# مهمیز < مهماز
# ولی < ولکن (ولاکن)
# ولیکن < ولکن (ولاکن)
# هجّی < هجاء

مطلب ارسالی از: استاد بهروز صفرزاده